زندگی مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری به قلم آیه الله حاج سید مصطفی سیادتی

زندگی مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری به قلم آیه الله حاج سید مصطفی سیادتی فرزند مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسن سیادتی پسرعموی مرحوم فقیه سبزواری

( ۸ )

۵ – مدرسه کوچک باغ رضوان :

این همان مدرسه ای است که قبلا به آن اشاره شد . مرحوم آقای فقیه تصمیم داشتند این مدرسه را مخصوص سکونت طلاب علوم دینی بسازند . اکنون دارای بیست اتاق آماده می باشد که عنقریب به همت متصدیان وقت به اکمال و اتمام می رسد .

۶ – تکمیل بنای درمانگاه رازی :

که از موسسات خیریه و در بالا خیابان در نزدیکی آستان قدس رضوی واقع شده است و دارای بخش های مختلف پزشکی می باشد و سالیانه هزاران نفر بیماران امراض مختلف از زائران و اهالی شهر مشهد به آنجا مراجعه کرده و معالجه می شوند .

این درمانگاه مفید در سال ۱۳۷۱ قمری برابر با ۱۳۳۰ شمسی بر اثر کسر بودجه رو به تعطیل می رفت . مرحوم آیه الله فقیه سبزواری همت کرده و کسربودجه و لوازم درمانی را تامین نموده و آنجارا از حالت نیمه تعطیل نجات داده و از آن زمان تا کنون همه روزه عده زیادی بیمار در بخش های مختلف آن درمان می شوند .

۷ – ساخت هزار واحد مسکونی برای سیل زدگان :

در سال ۱۳۷۲ قمری برابر با ۱۳۳۱ شمسی سیل عظیمی وارد مشهد شد و خانه های بسیاری را خراب و اموال و اثاثه زیادی را ازبین برد و مردم بسیاری بی خانمان شدند . در آن زمان هم آیه الله فقیه سبزواری همت نموده و از مردم خیراندیش کمک مالی و از آستان قدس رضوی و تولیت مسجد گوهرشاد و دیگران زمین هایی گرفته و در حدود هزار باب منزل در اراضی نامبرده ساخته و در اختیار سیلزدگان گذاشتند .

توضیح این که تعدادی از این منزل ها در خیابان خواجه ربیع است که زمین های آن ها ملکی بود و تعدادی در خیابان تهران و در انتهای آن در کوی صدر واقع است که زمین های آن وقفی و مال مسجد گوهرشاداست و تعدادی از منازل نامبرده در خیابان نخریسی ساخته شده که زمین های آن ها موقوفه و متعلق به آستان قدس رضوی است .

۸ – مسجد بهار :

دیگرآثار وجودی مرحوم فقیه سبزواری ، ساختمان مسجدی در خیابان نخریسی می باشد که پس از ساختمان خانه های سیل زدگان دارای جمعیت زیادی شده و این مسجد برای آن ها ساخته شد . این مسجد دارای چند نام است که معروف ترین  آن ها مسجد بهار است .

۹ – کوی طلاب :

مرحوم آقای فقیه سبزواری توجه زیادی به وضع زندگی طلاب علوم دینی داشتند و برای این که طلاب متاهل از گرفتاری های اجاره نشینی راحت شوند در صدد برآمدند که زمینی برای ساختمان خانه های بسیاری برای طلاب تهیه کنند .

بدین منظور ، دوهزار و پانصد قطعه زمین سیصد متری از اراضی آستان قدس را گرفته و با دقت و تشریفات خاصی به طلاب علوم دینی واگذار نمودند . این اقدام خیر در سال ۱۳۸۰ هجری قمری برابر با ۱۳۳۹ هجری شمسی صورت گرفت و از آن تاریخ اکثر طلاب و محصلین در این زمین های استیجاری از آستان قدس خانه ساخته و از نظر منزل دررفاه و آسایش بسر می برند و آن محله معروف به کوی طلاب و از محلات آباد و پر جمعیت مشهد است .

امروز یکی از دوستان که اهل ایمان و شخصی مطلع و مسن است و نامش حاج احمد توفیقی است نقل کرد که قطعات اراضی کوی طلاب در آغاز غالبا پانصد متری بود و بقیه اش سیصد متری . چون مساحت نامبرده برای آنها زیاد بود مقداری را فروخته و دربقیه منزل ساختند . رفته رفته طلاب که از عهده ساختن منزل های وسیع بر نمی آمدند ، منزل های کوچک ساخته و مازاد زمین را فروختند تا مساحت هر منزل به صد متر بلکه تا هفتاد و پنج متر مربع می رسید .

احداث کوی طلاب و خانه دار شدن جمع کثیری از طلاب و بهره بردن بسیاری از کسبه و ارباب صنایع و مردم آن کوی ، همه از برکات آن عالم ربّانی است .

۱۰ – مدرسه محمدیه سبزوار :

 این مدرسه در قسمت شرقی شهر سبزوار و پهلوی مقبره مرحوم آیه الله آقا میرزا موسی والد معظم آیه الله فقیه سبزواری واقع شده و مساحت آن هزار و چهارصد متر است و شانزده باب اتاق برای اسکان طلاب و دو مدرس و حیاط وسیع و چند خوید و درخت هم دارد و موقوفاتی هم دارد که عایدی آن ها فقط مخارج ضروری مانند آب و برق و تعمیرات جزئی آن را کفایت می کند .

این مدرسه از مال مرحوم حاج محمد امرودستانی ( از روستاهای سبزوار ) و به دستور مرحوم آیه الله فقیه سبزواری ساخته شده است چون آن مرحوم فرزندی نداشت اموالش را به مرحوم آقا صلح کرد ایشان هم آن هارا صرف بنای چنین اثر خیری نمودند .

۱۱ –  بنای شبستان بزرگ شرقی مسجد جامع سبزوار :

این شبستان به دستور مرحوم آیه الله فقیه سبزواری و به همت و بذل مال مردم سبزوار ساخته شده و در حدود سی هزار تومان که در آن زمان مبلغ زیادی بود کسر مخارج داشت که آقا آن را از کیسه فتوت خود پرداختند و به شبستان آقای سبزواری معروف است . تفصیل بنای مدرسه محمدیه را در فصل مدارس علوم شرعیه و تفصیل بنای این شبتان را در فصل مساجد سبزوار این کتاب نوشته ام .

۱۲ – بنای مدرسه علوم دینیه در کویته پاکستان : 

 مرحوم آیه الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در اصفهان و مشهد و پاکستان و افغانستان و جماعت بربری ها دارای مقلدینی بودند و رساله عملیه فارسی بنام هدایه الانام از ایشان به چاپ رسیده و در دسترس بود .

در سال ۱۳۸۴ هجری قمری برابر با ۱۳۴۳ هجری شمسی برای سومین مرتبه عازم سفر حج بیت الله الحرام از راه پاکستان شد . در شهر کویته پاکستان که مجتمع شیعیان و گروهی از مقلدین ایشان بود ، از آقا استقبال و احترامی شایسته نموده اند از مشاهده وضع مذهبی آنجا ایجاد یک باب مدرسه علوم دینی را در آن شهر لازم دانسته لذا چند روزی در آنجا مانده و مردم را در ساختمان مدرسه ترغیب نمودند .

بحمدالله تعالی در اثر اقدام و نیت پاک و سعی و همت آن عالم ربانی مردم آنجا موفق به احداث یک باب مدرسه در کویته شدند که سالهاست محل سکونت و درس وبحث طلاب دینیه می باشد .

علاوه بر آثار خیریه ای که از آن عالم جلیل ذکر کردیم ، بناها و آثار خیریه دیگری هم وجوددارند که به سعی ایشان ساخته شده اند که مسجد احمد آباد و مسجد خیابان ضد و مسجد خیابان خواجه ربیع موسوم به مسجد سمزقند از آن جمله اند .

به وجود آمدن اینهمه آثار خیریه ای که ذکر شد و آنچه که در آتیه نوشته خواهد شد ، از عالمی که در طول شبانه روز ، سه مرتبه امامت جماعت و دوجلسه صبح و عصر تدریس داشته و امور مربوط به حوزه علمیه و روحانیت و روحانیون و پرداخت شهریه به حدود چهارصد نفر از طلاب و نیز عهده دار نان طلاب مشهد و کمک به فقرا و توصیه کتبی و تلفنی به اشخص و دوائر و مقامات دولتی در باره ارباب حوائج و درماندگان و در راه ماندگان و بیماران و رسیدن به تمام امور نامبرده واقعا در حد کرامت است . کجا اینهمه کار از یکنفر ساخته است مگر این که مویّد من عندالله تعالی باشد . ذالک فضل الله یؤتیه من یشاء .

ادامه دارد …..

زندگی مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری به قلم آیه الله حاج سید مصطفی سیادتی

زندگی مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری به قلم آیه الله حاج سید مصطفی سیادتی فرزند مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسن سیادتی پسرعموی مرحوم فقیه سبزواری

( ۷ )

در کتاب عمری پر افتخار در باره باغ رضوان شرح مبسوط نوشته شده است که خلاصه آن بدین قرار می باشد :

۴ – باغ رضوان : مرحوم فقیه سبزواری پس از اقدامات فراوانی موفق شدند که در سال ۱۳۷۰ هجری قمری برابر با ۱۳۳۰ هجری شمسی در حدود چهارده هزار متر مربع از زمین باغ رضوان نامبرده را بنام باغ رضوان از آستان قدس رضوی بگیرند .

باغ رضوان را مرحوم آقای فقیه سبزواری در طول چندسال با تحمل زحمات بسیار و مخارج گزافی که اهل خیر می پرداختند به مدرسه علوم شرعیه ای تبدیل کرد که چهار هزار متر آن زیر بنا و ده هزار متر آن برای صحن و باغچه و حوض آب در نظر گرفته شده است . در باغ رضوان ۱۳۶ حجره تحتانی و فوقانی و مدرس و کتابخانه ساخته شده است . در صحن باغ و حجرات تحتانی اموات را دفن می کنند و پول هایی که از حق الدفن دریافت می کنند همه را به مصرف این بنای عظیم می رسانند و در اتاق های فوقانی و بعضی حجرات تحتانی عده ای از طلاب علوم دینی سکونت دارند .

باغ رضوان از جمله آثار ارزنده مرحوم آقای فقیه سبزواری است اکنون هم نام آیه الله فقیه سبزواری بر کاشی های الوان بر سردر آن نصب می باشد . انتهی .

بنده نویسنده این کتاب ( سید مصطفی سیادتی ) در سال ۱۳۱۹ شمسی برابر با ۱۳۵۹ که طفل بودم از سبزوار به اتفاق والدین برای زیارت امام علیه السلام به مشهد رفته بودیم . باغ را دیدم که چندان آباد نبود اما هرچه بود باغ بود و آن قبرستان قدیمی مخروبه را از میان برده بود اما انصافا مرحوم آقای فقیه سبزواری با نفوذی که در دولتیان و شخص شاه داشت ، باغ را مجانا از آستان قدس رضوی گرفت و ز فکر صائب و همت عالی و سعی خستگی ناپذیر و قدرت و نفوذ روحانی خود استفاده نمود و چنان بنای محکم و بزرگ و با شکوهی از آجر و گچ و آهن و سیمان و سنگ و موزائیک در دو طبقه ساخت که واقعا در حد کرامت بود .

نمای داخلی آن تماما مزین به کاشی های الوان و کتیبه های خوش خط و زیبا بود مانند صحن وسیع و زیبایی در نزدیکی آستان قدس در مدت چندسال جلوه گر و مورد استفاده بود . زمین آن مدفن کسانی بود که نمی خواستند از حرم مطهر چندان دور باشند که با بذل حق الدفنی که به مصرف بنای آن عمارت عظیم می رسید و درآن جا دفن می شدند و اتاق های آن مسکن طلابی بود که در سایر مدارس مشهد جایی نداشتند .

در دالان ورودی وسیع و مرتفعی که ساخته شده بود رواقی وسیع و با شکوه بود که در وسط آن مرقد شریف مرحوم آیه الله فقیه سبزواری و زوجه صالحه ایشان سیده بی بی  مریم صدر قرار داشت . مرحوم آقا در ۲۴ شوال سال ۱۳۸۶ هجری قمری برابر با ۱۶ بهمن ۱۳۴۵ شمسی به رحمت حق پیوسته و با اجداد طاهرینش محشور شده است  .

چندسالی مدرسه باغ رضوان دائر و مورد استفاده طلاب و قبر مرحوم آقا مزار زائران بود تا این که در اواخر سلطنت محمد رضا پهلوی طرح توسعه اطرف آستان قدس رضوی اجرا شد و فلکه ای که به دستور رضاشاه پهلوی در دور آستان قدس احداث نموده بودند و بسیاری از بناها و دکان ها و بازارها و کاروان سراها از جمله مدرسه باغ رضوان را بکلی خراب و با خاک یکسان کردند .

قبر مرحوم آیه الله فقیه سبزواری در زیر آسمان واقع شد اما به همت آستان قدس رضوی و به پاس خدمات بی نظیری که مرحوم فقیه سبزواری به حوزه علمیه مشهد و طلاب و مردم مشهد کرده بودند ، اطراف مزار اورا که هم اکنون در نزدیکی مزار شیخ طبرسی قرار گرفته و مزار فقیه و فیلسوف عالیقدر مرحوم آیه الله شیخ محمد تقی آملی به خواست خودشان در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری واقع شده ، به طرز بسیار زیبا و با صفایی در صحن شمالی حرم مطهر رضوی سنگ فرش شده و قبر در میان چند باغچه گل واقع شده ، همه سبزه در سبزه و گل اندر گل است و زائران بسیاری دارد . صدق نیت و صفای باطن آن سید اصیل و عالم جلیل که عمر و زندگی و آبرویش را صرف خدمت به دین اسلام و مدهب حقه تشیع و طلاب و حوزه علمیه و محرومان و مستمندان کرد و خود با همه نفوذ و قدرتی که داشت ، از مال دنیا چیزی برای خود و فرزندانش برنداشت و نگرفت و نیندوخت و ننهاد  ،  اکنون قبرش به خواست حق متعال و توجهات حضرت رضا علیه السلام از حوادث روزگار مصون و محفوظ ماند و هر شب و روز در طول سال زیارتگاه ارادتمندان و طلاب و شاگردان و مجاوران و زائران است . رحمه الله علیه .

ادامه دارد …..

زندگی مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری به قلم آیه الله حاج سید مصطفی سیادتی

زندگی مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری به قلم آیه الله حاج سید مصطفی سیادتی فرزند مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسن سیادتی پسرعموی مرحوم فقیه سبزواری

( ۶ )

در کتاب عمری پرافتخار ، تحت عنوان خدمات ارزنده و آثار وجودی مرحوم ٌیه الله فقیه سبزواری مطالبی نوشته است که خلاصه آن ها این است :

آثار وابنیه  خیریّه ای که به همت و نظر شخصی ایشان تهیه شده و یا به دستور و کمک های معظم له ساخته شده است :

۱ – چون قبرستان های اطراف مشهد پرشده و جایی برای دفن اموات نبود و مردم از این حیث در مضیقه بودند ، مرحوم فقیه سبزواری از مرحوم حاج سید عبدالرسول روغنی اصفهانی که از ارادتمندان او و مردی ثروتمند و متدین بود خواستند تا در این باره همتی کند . آن مرد خیراندیش هم درسال ۱۳۷۱ هجری قمری برابر با ۱۳۳۱ هجری شمسی فطعه زمینی به مساحت تقریبی پانصد هزار متر از اراضی حسین آباد گلشو را خریده و در اختیار مرحوم فقیه سبزواری قرار داد . ایشان هم آن را به دفن اموات اختصاص داد و در اختیار عموم مسلمین قرار دادند .

مرحوم حاج سید عبدالرسول روغنی از رجال با عنوان و متدین اصفهان بود و نوعا از ثروت زیادی که خدای متعال به او عنایت فرموده بود ، در امور خیریه صرف می کرد .

۲ – غسّالخانه قدیمی شهر مشهد در خارج شهر قرار داشت و وضع آن مطلوب نبود و کسانی که می خواستند جنازه اموات خودرا برای طواف به حرم مطهر ببرند برای دوری راه دچار زحمت می شدند لذا بعضی مجبور می شدند اموات را بدون طواف دادن در حرم مطهر در همان حدود دفن کنند و این کار برای مردم خوش آیند نبود .

آقای فقیه سبزواری برای حل این مشکل عمومی ، پس از مطالعه اقدام نموده و برای ساختن غسالخانه از آستان قدس رضوی قطعه زمینی به مساحت حدود دو هزار متر مربع در اول خیابان طبرسی پهلوی مقبره عالم جلیل شیخ طبرسی اعلی الله مقامه  گرفتند .

در این زمین به سعی و همت مرحوم آیه الله فقیه سبزواری و جمعی از مومنین که بذل مال نمودند غسالخانه ای مجهز و آبرومند ساخته و مغسل الرضا نامیده شد . ساختن این غسالخانه که از بناهای لازم و ضروری برای مردم بود از جهت نزدیکی آن به آستان قدس رضوی علیه السلام طواف دادن جنازه هارا در حرم مطهر آسان کرد .

۳ – تکیه سیدها : این حسینیه در بازار سرشور مشهد واقع است که به سال ۱۳۷۵ هجری قمری برابر با ۱۳۳۵ هجری شمسی ساخته شده است و علاوه بر بنای اصلی آن دارای چهارباب مغازه می باشد که متصل به بنای حسینیه است که عوائد آن ها صرف حسینیه می شود . در این حسینیه در ایام سوکواری و عزاداری مخصوصا در ایام محرم مجالس روضه خوانی تشکیل شده و مردم برای عرض ارادت به ساحت قدس حسینی علیه السلام در آن مکان مقدس مذهبی به سوکواری می پردازند .

۴ – باغ رضوان : از قدیم الایام قبرستان عمومی مخروبه ای بوده است بنام قبرستان قتلگاه که در نزدیکی آستان قدس منظره ای ناپسند داشته است و آن جارا بدین جهت این نام نهاده اند که در زمان دولت صفویه طایفه ازبک که از دشمنان سرسخت شیعه بوده اند چند مرتبه به شهر مذهبی مشهد حمله برده و از قتل نفوس و غارت اموال مردم و تاراج اموال و ذخایر آستان فدس رضوی دریغ نکرده اند .

در همان زمان عبدالله خان ازبک با لشکریان خود شهر مشهد را پس از مدتی محاصره تصرف نموده و بنا بر نوشته  کتاب فردوس التواریخ به نقل از کتاب وسیله الرضوان ، یکی از اهالی شهر ، تفنگی به جانب عبدالله خان انداخت لیکن آسیبی به او نرسید . آن شقی در غضب شده حکم به قتل همه نموده و اینقدر از مردمان کشته شدند که در روضه عرش درجه خون چون سیلاب جاری شد تا این که زن و مردی که باقی مانده بودند در اطراف آن شقی به فریاد و ناله بر آمدند که مارا به حضرت رضا ببخش و بر ما ترحم نما . آن شقی گفت هرگاه دوشیشه پر از آب نمایید و از بالای مناره بیندازید و نشکند من به امام شما اعتقاد می آورم . چنان نمودند و شیشه ها نشکست دست از قتل برداشتند . اهل زمین قتلگاه مقتول شده بودند و هزار بار از اموال موقوفات آن سروررا آن شقی به غارت برده انتها . بنابراین وجه تسمیه قبرستان قتلگاه ظاهر شد .

این قبرستان که در میان شهر و در نزدیکی آستان قدس رضوی قرار داشت در زمان رضاشاه پهلوی بصورت باغی بنام باغ رضوان در آمد و پس از چندین سال در زمان محمد رضاشاه پهلوی به شرحی که ذیلا نوشته می شود به سعی و همت مرحوم آقای فقیه سبزواری بصورت مدرسه علوم شرعیه ساخته شد

ادامه دارد ……

زندگی مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری به قلم آیه الله حاج سید مصطفی سیادتی

زندگی مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری به قلم آیه الله حاج سید مصطفی سیادتی فرزند مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسن سیادتی پسرعموی مرحوم فقیه سبزواری

( ۵ )

آقای حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ، روحانی واقعی بود . متواضع ، خلیق ، زودگذشت ، فعال ، خیراندیش ، فیض رسان ، طرفدار و کمک رسان به محرومان و طلاب علوم شرعیه ، آبادگر ، اوقاتش پربرکت بود ، همیشه در تمام سال قبل از اذان صبح به حرم مطهر مشرف می شد و بعد اززیارت ، نماز صبح را به جماعت درحرم شریف می خواند و نماز ظهر و عصر و مغرب و عشارا در مسجد گوهرشادخاتون در شبستانی که تا کنون به شبستان آقای سبزواری معروف است به جماعت می خواند و مأمومین ایشان از شبستان نامبرده تجاوز کرده و در حدود نیمی از صحن مسجدرا فرا می گرفتند .

در مسجد گوهرشاد خاتون همه روزه صبح و عصر بجز روزهای تعطیل مجلس درس خارج فقه و اصول داشت بر منبر می نشست و تدریس می کرد و در حدود چهارصد نفر از طلاب فاضل از درسش استفاده می کردند .

به مجالس عقد خوانی و روضه خوانی و مهمانی ها که دعوت می شد و نیز به دید و بازدید علما و بعضی از واردین به مشهد و نیز به مجالس ترحیم و ختم عزا و عیادت مرضی و مجالس جشن و سرور مذهبی و تشییع جنائز و نماز میت هرجا و هرکس که اورا دعوت می کرد حتی الامکان می رفت .

در خانه اش درساعات معین از صبح تا ظهر به روی مراجعین باز بود . اط طلاب و فقرا و سایر ارباب رجوع هرکس مشکل مالی یا شرعی یا توصیه به اشخاص داشت ، نا امید نمی شد .

روزی در بهره صبح خدمتش رسیدم در اتاق بیرونی منزلش که مراجعین را در آنجا می پذیرفت داخل شدم اتاق مفروش به فرش های ساده بود و در نزد آقا چندین پاکت و اوراقی کاغذ و خودنویسی افتاده بود و چند نفر هم از آقا نوشته می خواستند و شیخی بربری هم می خواست از آقا تصدیق قرائت قران بگیرد . چون نوبت آن ها بود آقا اولا به نامه ها و خواسته های آن ها رسیدگی کرد و سپس به شیخ فرمود بخون . شیخ چند آیه تلاوت کرد که به نظر بنده چندان مورد پسند نبود آقا فرمود بسه و قلم و کاغذ برداشت تا تصدیق درستی قرائت اورا بنویسد . گفتم آقا آقا که ننویسد آقا با شیرین سخنی که داشت فرمود ول کن بابا مگر بربری بهتر از این قران می خونه . بعدها فهمیدم آقا وسعت نظردارد می خواهد آن مرد قرانی بخواند و نانی بخورد و دقت های تجویدی و اداهای قاریان را لازم نمی داند و حق هم همین است  . رحمه الله علیه

آیه الله فقیه در کارهای خانه از جاروب کردن و دوشیدن گاو و مایه کردن ماست و طبخ غذا ماهر بود و به اهل خانه کمک می کرد . در سفری که به مشهد رفته بودیم ، شبی آقای والد (ره) را به خانه اش دعوت کرده بود . بنده هم بودم . شام را خود آقا آورد . پلو و خورش بود . بعد از صرف شام از پدرم پرسید که غذا چطور بود ؟ ایشان گفتند بسیار خوب بود . آقای فقیه با تبسم گفتند خودم پخته ام . آقای والد ( پدرم ره ) با تبسم گفتند شما آیه الله هستی کار طباخی را به اهل خانه واگذار کنید . جواب دادند که ایشان حال ندارد و در خانه خدمتکاری نداریم . همان وضع ساده و بی پیرایه علما و مراجع آن زمان نجف اشرف را داشت .

مرحوم سرکار سرهنگ فرامرزخان ناوی سبزواری به خانه آقا رفته و دیده است که فرش اتاق آقا چند قالیچه و گلیم نیمداراست . مبلغی برای خرید قالی تقدیم آقا کرده است که اینجا اشخاص مختلف می آیند این فرش ها مناسب این خانه نیست ولی آقا فرموده بود همیتقدر مارا بس است هرکس به خانه ما بیاید روی همین فرش های کهنه می نشیند .

بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین علیه السلام پیراهنش پاره بوده است که حضار گریه کرده اند و نیز روزی که مأمور دارایی برای کار اداری ورثه به خانه آقا رفته گریسته است که یک مشهد بود و یک آقای سبزواری این است خانه و زندگانی او !

آقای فقیه سبزواری عالمی خلیق و مهربان و ضد تکبر بود به حدی که سید جوانی موسوم به میرزا علی در بیرونی خانه آقا اتاقی داشت با همان میرزا گاهی از یک کاسه غذا خورده بود ! ( اگر شما میرزا علی را دیده بودید ، از کار آقا تعجب می کردید )

ادامه دارد …..

 زندگی مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری به قلم آیه الله حاج سید مصطفی سیادتی

 زندگی مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری به قلم آیه الله حاج سید مصطفی سیادتی فرزند مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسن سیادتی پسرعموی مرحوم فقیه سبزواری

( ۲ )

پس از آن قضیه هائله و بسیار اسف بار ، آقا میرزا حسین به سبزوار به نزد والدین بازگشته و در آنجا از محضر درس پدر بزرگوار خود و سایر مدرسین و اساتید آنجا استفاده نموده و ضمنا به تدریس آنچه را خوانده و دانسته می پردازد تا درشمار فضلاء حوزه سبزوار در می آید .

در سال ۱۳۳۶ هجری قمری برابر با ۱۲۹۷ هجری شمسی آقا میرزا موسی به رحمت حق متعال واصل شده و آقا میرزا حسین که دارای عیال و فرزند بوده در سال ۱۳۳۷ یا ۱۳۳۸ هجری قمری برابر با ۱۲۹۸ یا ۱۲۹۹ شمسی ، سبزوار را به مقصد نجف اشرف ترک می کند .

بنا بر نوشته کتاب عمری پر افتخار خاطرات زندگانی آیه الله العظمی فقیه سبزواری ، مرحوم آیه الله آقا میرزا موسی درهنگام وفات وصیت کرده بودند که میرزا حسین برای تکمیل تحصیلات عالیه شرعیه به نجف اشرف برود لذا ایشان در سال ۱۳۳۷ هجری قمری ، یک سال پس از فوت والد بزرگوار راهی نجف اشرف شده اند .

در سبزوار ، از شخص مطلعی شنیدم که پس از وفات عالم جلیل مرحوم آقا میرزا موسی ، علاوه بر مجالس تعزیه و ترحیمی که مردم سبزوار در شهر تشکیل داده بودند ، در بعضی از قراء هم مجلس تعزیه تشکیل یافته بوده از آن جمله در قریه دولت آباد مجلس تعزیه دائر کرده و آقازادگان آن مرحوم ، آقا میرزا مهدی و آقا میرزا حسین را که در آن زمان از فضلاء و طلاب سبزوار بوده اند با جمعی از اهالی شهر به دولت آباد دعوت کرده بوده ند .

در مجلس تعزیه افسوس خورده اند که حیف از مرحوم آقا که رفتند چه خوبست که آقازادگان هم به نجف اشرف رفته و جای مرحوم آقارا بگیرند .

آقا میرزا حسین اعلام آمادگی کرده و مرحوم حاج محمد حسین دولت آبادی که از مالکین عمده دولت آباد و سرشناسان اهالی شهر بوده است ، مخارج حرکت ایشان از سبزوار تا نجف را تعهد نموده و قبول کرده است که همه ساله سالی صد تومان برای ایشان به نجف اشرف بفرستد و آقا میرزا حسین به خرج آن مرد خیراندیش به نجف رفته و سالی صدتومان را که در آن زمان پول زیادی بوده می فرستاده اند .

این قضیه را مرحوم عالم جلیل آقای حاج سید باقر فقیه سبزواری ، دومین فرزند مرحوم آیه الله فقیه سبزواری تأیید نمودند و من برای اداء وظیفه حق شناسی این داستان را در اینجا آوردم .

حاج محمد حسین که چنان امر خیری را بر عهده گرفته و انجام داده ، همان است که اولین کارخانه برق سبزوار را او از مال خود تأسیس کرد به شرحی که در این کتاب نوشته ام و نیز همانست که فرزند او مرحوم حاج علیرضای دولت آبادی است که به تعبیر بنده حاتم طایی سبزوار بود رحمه الله علیهما

ادامه دارد ….

شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری

از علمای مبرّز و معروف خراسان در عصر اختناق ، مرحوم آیت الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری است که در عرصه علم گوی سبقت را از بسیاری از هم روزگاران ربوده بود و از چهارتن از برجسته ترین مراجع عصر خود اجازه اجتهادداشت .
ما ضمن گرامیداشت سی و یکمین سال ارتحال این عالم متقی ، به منظور تدوین تاریخ جامع علمای خراسان در سده اخیر ، بخشی از زندگی علمی و خدمات اجتماعی ایشان را یادآور می شویم .

اسوه های حوزه خراسان

شمه ای از حیات معنوی

حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری

 ۱۳۸۶ – ۱۳۰۹ هجری قمری

۱۳۴۵۱۲۷۱شمسی

غلامرضا جلالی

از علمای مبرّز و معروف خراسان در عصر اختناق ، مرحوم آیت الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری است که در عرصه علم گوی سبقت را از بسیاری از هم روزگاران ربوده بود و از چهارتن از برجسته ترین مراجع عصر خود اجازه اجتهادداشت .

فقیه هرچند با مشی سیاسی خاص خود در روزگار حاکمیت رژیم طاغوت پرسش های زیادی را در اذهان مبارزان برانگیخت ، ولی خدمات ارزنده ایشان به طلاب و دانشجویان حوزه علمیه مشهد برکسی پوشیده نیست .

ادامه خواندن “شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری”

روایت تسنیم از عالم‌ جلیل‌القدری که کارگشای‌ مشکلات مردم بود

آیت‌الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمه الله علیه یکی از مراجع عالیقدر شیعه و فقهای بزرگ مقیم مشهد بود.این عالم ربانی حدود ۴۰ سال به تدریس خارج فقه و اصول در حوزه علمیه مشهد پرداخت و شاگردان و فضلای زیادی را تربیت نمود.وی علاوه بر تدریس فقه و اصول خدمات زیادی به مردم و حوزه علمیه مشهد و سبزوار کرد. این عالم جلیل‌القدر اهتمام زیادی به کارگشایی و حل مشکلات مومنین و بالاخص طلاب و فضلای حوزه علمیه داشت.

روایت تسنیم از عالم‌ جلیل‌القدری که کارگشای‌ مشکلات مردم بود

آیت‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به «فقیه سبزواری» چهره‌ای نا آشنا در میان مردم است که اهتمام زیادی به کارگشایی و حل مشکلات مومنین و به ویژه طلاب و فضلای حوزه علمیه داشت.

روایت تسنیم از عالم‌ جلیل‌القدری که کارگشای‌ مشکلات مردم بود

به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد مقدس، آیت‌الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمت الله علیه یکی از مراجع عالیقدر شیعه و فقهای بزرگ مقیم مشهد بود.این عالم ربانی حدود ۴۰ سال به تدریس خارج فقه و اصول در حوزه علمیه مشهد پرداخت و شاگردان و فضلای زیادی را تربیت نمود.وی علاوه بر تدریس فقه و اصول خدمات زیادی به مردم و حوزه علمیه مشهد و سبزوار کرد. این عالم جلیل‌القدر اهتمام زیادی به کارگشایی و حل مشکلات مومنین و بالاخص طلاب و فضلای حوزه علمیه داشت.

تولد :

آیت‌الله فقیه سبزواری در سال ۱۳۰۹ هق در سامرا در بیت علم و زهد و تقوا و فقاهت متولد شد.

ادامه خواندن “روایت تسنیم از عالم‌ جلیل‌القدری که کارگشای‌ مشکلات مردم بود”