فایل صوتی و متن سخنرانی استاد سید محمد کاظم تکیه ای

فایل صوتی و متن سخنرانی استاد سید محمد کاظم تکیه ای

متن سخنرانی فاضل و خطیب فرهیخته ، حضرت حجه الاسلام والمسلمین جناب آقای حاج سید محمد کاظم تکیه ای ، در مراسم تجلیل از مقام علمی و خدمات استاد پیشکسوت حوزه علمیّه قم ،  مرحوم آیه الله حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ، به مناسبت دومین سال رحلت معظّم له ، در مورخه ۳۰ آبان ماه ۱۳۹۸ در مسجد رفعت قم

بسم الله الرحمن الرحیم

قال الله تبارک و تعالی اعوذ بالله من الشطان الرجیم :

إِنَّمَا یخْشَی اللّه مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ

عرض ارادت به پیشگاه مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها که این ایام طبق نقل و اعلام ، ایام ورود بی بی دوعالم، به شهر مقدس قم ، آشیانه اهلبیت (ع) و تمام شیعیان اهلبیت (ع) ،

عرض ارادت به ساحت مقدس حضرتش ، هم چنین از این شهر مقدس و جوار کریمه اهلبیت (ع)   ، هدیه بفرمایید به روح بزرگمرد مرجعیت و علم وفقاهت ، مرحوم آیت الله العظمی آمیرزا حسین فقیه سبزواری و هم چنین حضرت آیت الله حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ، روحشان را بهره مند کنید ، فضارا پر کنید با صلوات بر محمد و آل محمد .

مکتب اهلبیت (ع)  مکتب برکات ، و بهره مندی از این مکتب ، به حسب استعداد افراد ، باعث سعه وجودی ؛ و برکات وجودی اشخاص می باشد .

از نشانه های کرامت و فضیلت مکتب اهلبیت (ع) ، پرورش انسان هایی است شایسته ، نه فقط در بعد علمی ، بلکه بعضی جامع علم و عمل ، مردانی کامل ، فاضل ، هم اهل علم می شوند و هم اهل عمل ؛ و بالاخره آثار وجودی آن ها ، تمام ناشدنی است بواسطه تأسیسه ها ، باقیات الصالحات ، احیای افراد ، من احیا الناس ، من احیاها فکانما احیاالناس جمیعا ؛ و بالاخره توفیق پرورش شاگردانی را پیدا می کنند که هر کدام از آن شاگردان ، می شوند منشأ برکات .

من با همین مقدمه مختصر ، وارد بحث سعه وجودی مرحوم آیت الله العظمی حاچ میرزا حسین فقیه سبزواری می شوم .

واقعا برای من خیلی جالب هست سعه وجودی این مرد ؛ که اولا عالمی است وارسته که علمای بزرگ شیعه اورا علامه می نامند . علمای بزرگ شیعه به این آسانی به کسی عنوان نمی دهند . علمای بزرگ شیعه به او علامه می گویند .

قال رسول الله (ص) :

أعلَمُ النّاسِ مَن جَمَعَ عِلمَ النّاسِ إلى عِلمِهِ  وَ أَکثَرُ النّاسِ قیمَهً أَکثَرُهُم عِلماً.

عالم ترین مردم کسی است که علوم مردم را در خود جمع کند و بعد می فرماید بیشترین قیمت برای کسی است که علم بیشتری داشته باشد .

مرحوم فقیه سبزواری بزرگ ، شاگرد بزرگانی است همچون مرحوم نایینی ، مرحوم آسید ابوالحسن اصفهانی ، آیات عظام این چنینی . مرحوم نایینی ، مرحوم آسید ابوالحسن اصفهانی ، مرحوم آسید حسن صدر ، مرحوم حایری اول ، حاج شیخ عبدالکریم حایری ، عالمی است برجسته با اجازاتی که از چنین بزرگانی دارد . و وجود ایشان درخراسان ، اولاً خدمتگزار آستان سلطان السلاطین حضرت علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیه و الثناء . ثانیا خدمتگزار طلاب علوم دینی ، نان رسان به آن ها ، در مسکن آن ها بسیار مؤثر بوده . کوی طلاب مشهد ، سه هزار قطعه زمین ، سیصد تا پانصد متر زمین توسط مرحوم فقیه سبزواری به آن ها اعطا شده است و بالاخره مؤسس مساجدی بزرگ و مدارس علوم علمیه و پرورش شاگردان و بالاخره ، تأمین نان فقرا .

 هم به آستان مقدس خدمتگزار ، هم به طلاب علوم دینی خدمتگزار و هم به فقرا نان رسان . و بالاخره مؤسس تأسیسه هایی از جمله مساجد ، حسینیه ها و مدارس علوم دینی . باید بگوییم توفیق رفیقی است به هر کس ندهندش .

حدیثی که الان محضر شریفتان عرض می کنم نوعا تتمه دارد . از آقا خاتم الانبیاء (ص) هم ذکر شده سید القوم خادمهم فی السفر با این تتمه . اما مرحوم مجلسی اول در کتاب روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه در جلد سیزدهم ، این حدیث را اینگونه ایشان نقل می کند :

سیدالقوم خادمهم

یک جریانی را مرحوم نهاوندی در کتاب برکات حضرت ولی عصر (عج) نقل می کند .

من توصیه می کنم این کتاب را داشته باشید . البته علما در مجلس هستند . در باب حضرت ولی عصر(عج)  مستحضر هستید که کتب زیادی نوشته شده . مثلا منتخب الاثرفی الامام الثانی عشر که به سفارش سید الطایفه  آیت الله العظمی بروجردی ، این کتاب را آیت الله صافی گلپایگانی نوشته اند و نوشته اند استاد ما آیت الله کریمی جهرمی فرمودند آیت الله بروحردی فرمودند پنجاه نسخه از این کتاب را در قبال دریافت وجهش به من بدهید . من دوست دارم این کتاب را به اهلش هدیه کنم . این کتاب خیلی خوبی است در بحث آقا حضرت ولی عصر (عج)  .

دارالسلام مرحوم عراقی ، کتابی است بسیار نفیس و خواندنی . نجم الثاقب مرحوم حاجی نوری وبالاخره ، برکات حضرت ولی عصر(عج) .

یکی از داستان ها در باب تشرفات هست که ایشان ۱۸۷ مورد تشرف در این کتاب ذکر می کند که این کتاب برای عموم ، خیلی کتاب روان و جالب ؛ و خیلی پر جاذبه هست .

مرحوم سلماسی می گوید در محضر علامه بحرالعلوم نشسته بودیم که میرزای قمی وارد شد در شبستان بخش شمالی حرم آقا امیر المؤمنین علیه السلام .

ایشان نشست . مقداری اطراف علامه بحرالعلوم که خلوت شد ، گفت : آقا  ! خداوند به شما دوتا فضیلت داده . اول : فضیلتی است جسمانی که شما سید هستید و فرزند فاطمه زهرا سلام الله علیها .

دوم : فضیلتی روحانی خداوند به شما داده که صاحب تشرفات هستید و به محضر آقا امام زمان بارها تشرف پیدا کردید . یکی از آن تشرف هارا برای من نقل کنید که به اختصار من عرض می کنم .

ایشان می فرمایند : شب تا به صبح در مسجد کوفه بودم و شب زنده داری می کردم .

صبح آماده شدم که بعد از طلوع فجر بیایم نجف ، دلم هوای مسجد سهله کرد . وارد مسجد سهله شدم ، داخل مسجد کسی را ندیدم جز یک آقایی که ادعیه ای را می خواند که این دعاها در هیچ کتابی نبود . فهمیدم از جانب خود این آقاست .

و بعد حضرت به من اشاره کردند بیا به طرف ما ، مرتبه دوم ، سوم ،

و من به جهت جایگاه امام که مبادا نتوانم مراتب احترام به امام را آنگونه که شایسته امام هست بجا بیاورم با احتیاط به سمت حضرت میرفتم .

آنقدر نزدیک شدم که اگر امام دست دراز می کردند ، به لباس من می رسید و بالعکس ، دست من به لباس امام می رسید .

تا اینجای مطلب ، یک مرتبه سر را ایشان برگرداندند مطالب دیگری گفتند . سراپا گوش بود میرزای قمی . گفت آقا بقیه مطلب چی شد ؟

چه نکاتی را آقا به شما گفتند ؟ چه مطالبی ؟ فرمود از اسرار هست و اجازه گفتن ندارم .

حالا این نکته را عرض می کنم که دو فضیلت خدا به شما داده . اول : سید هستید و از فرزندان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها که این فضیلت جسمانی است .

دوم : فضیلت روحانی

مرحوم فقیه سبزواری ، هم فضیلت جسمانی دارند که منتسب است به حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها ؛ و هم فضائل روحانی.

خدمتگزار آستان مقدس حضرت علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیه و الثناء ؛ و بالاخره سید القوم خادمهم . خدمتگزاری به خلق .

آن وقت از آن چنان وجود پرسعه و با برکتی ، فرزندانی ، از جمله فرزند صالح و بزرگواری ، همچون مجلس بنام ، حضرت آیت الله حاج سید محمد صادق سبزواری می باشد .

من در محضر ایشان بارها بودم به برکت جلساتی که در منزل حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج آقائ نصیری ( که در مجلس حاضر هستند ) ، حضور پیدا می کردم به عنوان انجام وظیفه منبر ، پای منبر می نشستند خوب گوش می کردند و مارا تشویق به منبر می کردند . من فکر می کردم ایشان پای منبر ما اینطور بودند .

حاج آقای طبسی در جلسه حضور دارند . ایشان می گویند ما از ایشان تقاضای امامت جماعت می کردیم . هر چه اصرار می کردیم که آقا شما باید به نماز جماعت بایستید ، ایشان هم اصرار داشتند که نه . شما امام جماعت راتب هستید . من به ایشان عرض کردم وقتی پای منبر می نشستند ، من یاد حاج آقا حسین قمی می افتادم .

در احوالات ایشان داریم پای منبر می نشستند و خوب گوش می کردند . ایشان علامه ای در زمان خودش بود . به ایشان می گفتند شما که نیازی ندارید به این مطالبی که بالای منبر می گویند .شما خودتان اعلم به این امور هستید .

آقا می فرمودند خوب گوش می دهم که شاید نکته ای ، سخنی داشته باشد که من ندانم . استفاده می کنم و یاد می گیرم .

من بجا می دانم عبارت و اجازه نامه ای که آقای والد برای فرزند نوشته اند ، به اختصار ، محضر شریفتان بخوانم . فوق العاده این عبارت خواندنی است .

بعد از حمد و ثنا و خطبه ، ایشان می فرمایند :

( مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ،  نسبت به پسر خود مرحوم آیت الله سید محمد صادق فقیه سبزواری اینطور می فرمایند ) :

« وَ بَعد ،غَیرُ خَفیّ اَنَّ وَلَدیَ الاَعَزّ و قُرَهَ عَینی السّید الجلیل سیّد محمد صادق قَد صَرَفَ عمره فی تحصیل العلوم الشرعیّه و الادبیّه و بلغ مابلغ من العلم والکمالات النفسانیه والخصال المعنویه  فلِله دَرُّه و علیه اَجرُه »

زمانی برای فرزند نوشتند که نزدیک به سی سال از عمر شریف ایشان گذشته . با این عبارات از ایشان تجلیل می کنند و بعد اجازه را می نویسند .

هم اجازه روایی و هم اجازه در امور حسبیه ، علمایی که تجویز کردند برای ایشان و اجازه دادند ، مثلا آیت الله شریعتمداری اینطور نوشتند :

« اجزت له کما اجاز والده العلامه اعلی الله مقامه . »

آیت الله مرعشی نجفی شبیه به همین عبارت .

آیت الله گلپایگانی : « قد اجزت له ما اجز له والده العلامه دامت برکاته »

علمای بزرگ و مراجع وقت نسبت به ایشان ، عنوان علامه را به کار می بردند که آن علامه نسبت به این پسر و نسبت به این فرزند اینطور با احترام برایش اجازه نوشتند .

واقعا ،  یک شخصیت جامعی بود . الان با حاج آقا طبسی صحبت بود گاهی که ما خدمت ایشان می نشستیم ، گویا یک دنیایی را داریم می بینیم . یک مردی که هم دنیا دیده بود ، هم مطالعات ایشان ، مطالعات متنوعی بود . اشعار مختلف ، روایات مختلف و بالاخره تسلط ایشان بر آیات و روایات . جامعه شناسی ایشان .خیلی عجیب بود .

من امروز تماس داشتم با یکی از بزرگواران ، که تأسیسه های ایشان را برایم بیان کنید ، امشب این بحث بود که ایشان در هر شهری که می رفتند ، مسجد تأسیس می کردند ، حسینیه تأسیس می کردند ، دیگران را تشویق به طلبه شدن می کردند ، کتاب هایی که هدیه می کردند ، بالاخره یک وجودی بود که : وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِندَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ أَمَلًا را ایشان عمل کرده بودند . گاهی یک علامت ،امام صادق علیه السلام فرمودند این پنجره ای که به اتاقت گذاشتی ،

شخصی اصرار داشت امام صادق علیه السلام از خانه اش بازدید کنند . هنگام بازدید ،  امام صادق علیه السلام فرمودند این پنجره را برای چی گذاشتی ؟ عرض کرد : برای این که نور گیر اتاق باشد . حضرت فرمودند اگر این پنجره را نصب کرده بودی که افق را ملاحظه کنی ، وقت نمازت را تشخیص بدهی ، تا زمانی که این پنجره روی دیوار هست ، برای تو باقیات الصالحات بود . و برای تو اجر و ثواب .

تا زمانی که مساجد تأسیس شده آیت الله آسید محمد صادق سبزواری برپاست ، تا زمانی که نمازگزاران به آن مساجد می روند  ، تا زمانی که طلاب تربیت شده ایشان ؛ و کسانی که ایشان مشوقشان بودند که طلبه شدند ، معمم شدند ، خدمتگزار مکتب اهلبیت ( ع ) شدند ، تا زمانی که هستند و هست ، ایشان از ثواب این باقیات الصالحات در عالم برزخ انشاء الله بهره برداری می کنند و بهره مند هستند . آن پدر ، در حرم آقا امام رضا علیه السلام ، در سایه سار سلطان السلاطین ؛ و این پسر ، در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها مدفون هستند . باید بگوییم که : عاش سعیدا و مات سعیدا .

ما روی منبر پیامبر اجازه نداریم گزاف بگوییم اما مقداری که با ایشان آشنایی داشتم ، و سمت استادی بر من داشتند ، مطالبی که من از ایشان یاد می گرفتم و بعدا یادداشت می کردم ، به اطمینان عرض می کنم :

 لا اَعلَمُ منه الّا خَیراً وَأَنْتَ أَعْلَمُ بِه مِنَّا و منّی

من جز خیر و خوبی از این مرد متواضع ، عالم ، فاضل ، متواضع و حلیم ، یعنی علم و حلم را ایشان کنار هم ، باهم داشتند . مرد عالم ، فاضل ، متواضع ، بدون هیچ ادعا . واقعا هرکسی کنار ایشان آزاد بود و راحت .

معاویه بن ابی سفیان به عدی بن حاتم گفت : علی بن ابیطالب را برای من توصیف کن .

گفت : همین مقدار به تو می گویم که ما با علی بسیار راحت بودیم . بسیار بی تکلف و راحت بودیم . مثلا در سفر . آقا همین جا بنشینیم ؟ بله . آقا برویم کنار نهر ؟ برویم . آقا حرکت بکنیم ؟ بله .  هر چه ما می گفتیم ، امیرالمؤمنین قبول می کرد . اما در عین حال که اینقدر ما با علی ( ع ) راحت بودیم ، از حیث اقتدار ، عظمت ، بزرگواریش ، گویا یک شمشیر قهاری همیشه بالای سر ما بود .

ما با فقیه سبزواری بسیار راحت بودیم . افرادی که اطراف ایشان بودند ، گویا مقام علمی و شخصیت علمی ایشان را خیلی شاید متوجه نبودند . چون ایشان اظهار فضل نمی کرد . می پرسیدند بیان می کرد .

با هر کسی در حد عقلش سخن می گفت . هر مخاطب حتی اگر بهره علمی نداشت ، می توانست از اطلاعات ومطالب مفید مرحوم فقیه سبزواری استفاده کند چون هر مخاطبی را به زبان خودشان و در حد درک و فهمشان ، با طرح مسائل مورد نیاز ، جذب می کرد و مطالب را به سادگی و زیبایی ، القا و تفهیم می کرد . اصرار بر رشد دادن دیگران داشت .

خداوند متعال ، وجود ایشان را غریق رحمت کند . به مناسبت این ایام ، من چند بیتی عرض احترام به حضرت فاطمه معصومه (س) داشته باشم و به مناسبت امشب که شب جمعه است ، دو سه جمله روضه انشاء الله هدیه کنیم به روح این بزرگمرد علمی و اهل تقوی و عمل .

صلّی الله علیک یا فاطمه المعصومه

تشکر می کنیم از طرف باز ماندگان گرامی این بزرگوار . آقازادگان محترم جناب آقای حاج سید محمود ، آقای آسید علی آقا ، آقای آسید مهدی ، آقای آسید محمد محمود از همه شما بزرگواران تشکر داریم .

از طرف بازماندگان مکرّم ، برادران عزیزشان ، دوبرادر باقیمانده ، حاج اقا میرزا علینقی ، و هم چنین دکتر سید مهدی فقیه سبزواری .

از طرف دامادهای عزیزشان ، جناب آقای آسید محمد ، که برادر زاده گرامی این مرحوم هستند ، و هم چنین حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای محمودیان ، از همه شما بزررگواران تشکر می کنیم

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سخنرانی فاضل و خطیب فرهیخته حجه الاسلام سید محمد کاظم تکیه ای

سخنرانی فاضل و خطیب فرهیخته حجه الاسلام سید محمد کاظم تکیه ای ، به مناسبت دومین سال رحلت مرحوم آیه الله حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری / مسجد رفعت / قم / پنج شنبه ۳۰ آبان ماه ۱۳۹۸