نگران مَسکن طلاب بود

سید محمد فقیه سبزواری – فرنود مغربی-شهرآراآنلاین،

فقیه سبزواری را مشهدی‌ها می‌شناسند و امروز منطقه طلاب مشهد را می‌توان ماندگارترین باقی‌مانده او دانست. او را به حق می‌توان فقیهی اجتماعی دانست که علاوه بر تبلیغ معارف دینی به ارتقای سطح زندگی عموم مردم و طلاب حوزه‌های علمیه می‌اندیشیده و خدماتی در این مسیر داشته است.

روایتی از زندگی آیت‌ا… فقیه سبزواری

نگران مَسکن طلاب بود

فقیه سبزواری را مشهدی‌ها می‌شناسند و امروز منطقه طلاب مشهد را می‌توان ماندگارترین باقی‌مانده او دانست. او را به حق می‌توان فقیهی اجتماعی دانست که علاوه بر تبلیغ معارف دینی به ارتقای سطح زندگی عموم مردم و طلاب حوزه‌های علمیه می‌اندیشیده و خدماتی در این مسیر داشته است.

نگران مَسکن طلاب بود

سید محمد فقیه سبزواری – فرنود مغربی-شهرآراآنلاین، فقیه سبزواری را مشهدی‌ها می‌شناسند و امروز منطقه طلاب مشهد را می‌توان ماندگارترین باقی‌مانده او دانست. او را به حق می‌توان فقیهی اجتماعی دانست که علاوه بر تبلیغ معارف دینی به ارتقای سطح زندگی عموم مردم و طلاب حوزه‌های علمیه می‌اندیشیده و خدماتی در این مسیر داشته است.

مختصری از زندگی‌نامه

آیت‌ا… حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به « فقیه سبزواری‌» فرزند آیت‌ا… میرزا موسی است. وی در سال ۱۲۸۶‌هجری شمسی برای ادامه تحصیل وارد مشهد شد و در مدرسه

فاضل خان حجره گرفت و از محضر دانشوران آن دوران حوزه علمیه مشهد علم آموخت.

فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد، شاهد فاجعه تاریخی به توپ‌بستن گنبد و حرم مطهر رضوی بود و این فاجعه را در یادداشت‌های منتشرنشده خود منعکس کرده است. ‌او‌ سال ۱۳۴۷‌قمری‌ در ۳۸‌سالگی در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم‌نظیری انجام داد.

116856.jpg

کنش اجتماعی به نفع مردم

مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس‌گفتن و نماز جماعت‌‌ خواندن قناعت نمی‌کرد و پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده داشت که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره‌گیری نکند .

مرحوم فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بود و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن‌ها می‌کرد. از جمله کمک‌های مالی مرحوم فقیه سبزواری می‌توان به کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولان مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد و پرداخت حقوق شاگردان حوزه اشاره کرد.

او به‌خوبی می‌دانست اگر معیشت گروهی که متکفل دین‌داری مردم هستند به سامان نباشد نمی‌توان انتظاراتی فوق‌العاده از آنان داشت. باید این گروه بدون وابستگی به مردم صرفا به نقش اصلی خود که تبلیغ معارف و اخلاق و عقاید دینی است بپردازند تا تأثیری که لازمه وجود آنان است در جامعه به وجود آید.

مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلان دینی علاقه داشت و آن‌ها را فرزندان خود می‌دانست و در رفع مشکلات آن‌ها حد اعلای کوشش را می‌کرد و همچون پدری مهربان برای آن‌ها‌، با نهایت مهر و محبت رفتار می‌کرد . محبوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری به وی، علاقه و ارادت داشتند. صرف‌نظر از طلاب‌، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می‌شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه ۲۵۰۰ قطعه زمین و احداث صدها باب منزل برای طلاب در مشهد که به نام «کوی طلاب» مشهور است، یاد کرد.

فکر و دغدغه نبودِ خانه و کاشانه برای طلاب و فضلا، مرحوم آیت‌ا… حاج‌میرزاحسین فقیه‌سبزواری را رنج می‌داد، چون پیگیر بود که عظمت ازدست‌رفته حوزه علمیه مشهد (پس از واقعه مسجد گوهرشاد) را بازگرداند و این ممکن نبود مگر اینکه آرامشی بر ذهن و روح و جسم طلاب حاکم کند. دو طرح بزرگ را با دست خالی اما ایمان و توکلی عمیق و محکم و همتی بلند و اراده‌ای سخت به اجرا گذاشت.

از کوی طلاب تا باغ رضوان

از جمله خدمات اجتماعی او به طرحی اساسی و پایدار، درقالب تأسیس «کوی طلاب» و طرحی اساسی و نیمه‌پایدار، در قالب «مدرسه باغ رضوان» می‌توان اشاره کرد.

طرح عظیم «کوی طلاب» را که در تاریخ مرجعیت و حوزه‌های شیعه بی‌نظیر بود، با دریافت نزدیک به ۳هزار قطعه زمین از آستان قدس و تحویل رایگان و بلاعوض به طلاب، به اجرا گذاشت و طرح چند منظوره «باغ رضوان» را با تبدیل ۱۶هزار متر زمین ناحیه «قتلگاه» به آرامستان و اختصاص طبقه فوقانی آن به حجره‌هایی برای اسکانِ موقت طلابِ ورودی جدید به حوزه علمیه مشهد، عملیاتی کرد.

صبوری در برابر کنایه‌ها

با رویکردی تحلیلی و نگاهی کارشناسانه در اجرای این دو طرح، با مسائل مختلفی درگیر و آشنا می‌شویم که هر مسئله آن با نهاد و سازمان و تشکیلاتی مرتبط است که وظایف تأمین امنیت ، آرامش،

بهداشت، زیبایی و نیز روحانیتِ کلان‌شهری همچون مشهد مقدس و ساکنان و زائران آن را به‌عهده دارند و بار بخش بزرگی از این وظایف را، مرحوم فقیه‌سبزواری، با تحمل اشاره‌ها و کنایه‌ها و نقدها و انتقادها، به‌تنهایی، به دوش می‌کشید.

به آن دسته از تحلیل‌ها و آمارها و گزارش‌های مربوط به اداره یک شهر کاری نداریم، آنچه مهم و درخور توجه است، نگاه چندجانبه مرحوم فقیه‌سبزواری به حوزه علمیه مشهد و توجهی است که به همه جوانب زندگی طلبگی و نیازهای اساسی حوزه علمیه مشهدِ روزگار خود معطوف داشته است.

قطعا لازمه واگذاری ۳هزار قطعه زمین، داشتن آمار و اطلاعات دقیق از تعداد طلاب بدون مسکن و نحوه واگذاری و همچنین تحمل عوارض و تبعات ناشی از دست‌زدن به این کار بزرگ است.

نکته مهمِ شکل‌گیری کوی طلاب، فقط دریافت زمین از آستان قدس، به اعتبار شخصیت علمی‌ و اجتماعی مرحوم فقیه‌سبزواری نیست، شکل‌گیری یک شهرک، مستلزم تأمین نیازهای اولیه همانند شبکه آب شرب، برق، امنیت، بهداشت، حمل‌ونقل و امثال این‌ها و در گام بعدی، احداث مسجد، حمام، نانوایی، قصابی و مغازه‌های متعدد و مختلف با کارایی‌های ضروری و گوناگون است که مسئولیت همه این سازه‌ها و ساختارها، به‌عهده مرحوم فقیه‌سبزواری بوده است.

جالب است که پس از تأسیس نانوایی در کوی طلاب بیش از ۶۰سال پیش، گروهی از ساکنان کوی طلاب، به مرحوم فقیه‌سبزواری مراجعه می‌کنند که فقیرند و پولی برای خرید نان ندارند. مرحوم فقیه‌سبزواری دستور می‌دهند که به این‌گونه افراد، نانوا به حساب مرحوم فقیه‌سبزواری، نان رایگان بدهد.

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

شایسته است مورخان، جامعه‌شناسان و پژوهشگران امور شهری و جمعیتی و اقتصادی و محققان امور حوزوی، باتوجه‌به اوضاع روزگار مرحوم فقیه‌سبزواری، پرونده شکل‌گیری کوی طلاب مشهد را به‌عنوان یکی از خدمات روحانیان، از زوایای مختلف، کارشناسانه و دقیق بررسی کنند تا ارزش وجودی روحانیان و خدماتِ خالی از توقع و منت این قشر بزرگوار، بیش از پیش، آشکار شود.

http://shahraraonline.ir/news/83777

آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری

آیهالله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به فقیه سبزواری، فرزند آیت الله میرزا موسی متولد شد. وی در سال ۱۳۲۶ ه‍. ق برای ادامه تحصیل وارد مشهد شد و در مدرسه فاضلخان حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون حاج شیخ حسن برسی، میرزا محمد باقر مدرس رضوی، میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی و حاج میرزا اسماعیل مجتهد، علم آموخت.

آیت الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به فقیه سبزواری، فرزند آیت الله میرزا موسی متولد شد. وی در سال ۱۳۲۶ ه‍. ق برای ادامه تحصیل وارد مشهد شد و در مدرسه فاضلخان حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون حاج شیخ حسن برسی، میرزا محمد باقر مدرس رضوی، میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی و حاج میرزا اسماعیل مجتهد، علم آموخت.

 

ادامه خواندن “آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری”

از نماز باران در خشکسالی تا اقدامات عملی مراجع در بلایا

اقدامات عملی و کمک‌رسانی مراجع در بلایا

اقدامات عملی مرجعیت هم در ماجراهای سیل و زلزله، بسیار بوده است. زمانی که زلزله بوئین زهرا در سال ۱۳۴۱ رخ داد، حضرات میلانی، فقیه سبزواری، میرزا احمد خراسانی بیانیه‌ مشترکی دادند و مساعی متدینان را در کمک به مردم خواستار شدند. حضرات شریعتمداری، مرعشی نجفی، گلپایگانی هم فتاوای جداگانه‌ای صادر کردند. در واقعه‌ زلزله طبس در سال ۱۳۵۷ بود که سید مهدی فرزند آیت‌الله گلپایگانی در راه امداد رسانی به زلزله‌زدگان از دنیا رفت. وی مسئول و پیگیر مؤسسات عام‌المنفعه‌ای بود که از جانب آیت‌الله تأسیس شده و به خدمات عمومی می‌پرداخت.

از نماز باران در خشکسالی تا اقدامات عملی مراجع در بلایا

مهدی دلیر

از نماز باران در خشکسالی تا اقدامات عملی مراجع در بلایا

تهران- ایرناپلاس- مرجعیت نسبت به بیماری یا درد فراگیر جامعه، هیچ‌گاه بی‌تفاوت نبوده است. گاه به بسیج مردمی همت می‌گماشتند و طلاب را پیشقدم در خدمت می‌کردند، گاهی نیز با ذکر و دعا و توسل، مردم را آموزش می‌دادند و در مواجهه با بلایی با مردم همراهی می‌کردند.

ایام پرمشقتی را سپری می‌کنیم. نیاز به همدلی و همراهی بسیار است تا بتوان رنج این ایام را گذراند. انجام امور دینی و توصیه به برخی از آداب و ادعیه دینی می‌تواند تسکین دهنده باشد. مراجع بزرگوار تقلید هم در پیام‌هایی که در این ایام صادر کرده‌اند، برخی از آداب و ادعیه را یادآور شده‌اند. مراجع تقلید اما به این بسنده نکرده و توجه به دستورات پزشکان و مسئولان امر را نیز خواستار شده‌اند. مرجعیت در طول تاریخ کوشیده است در این‌گونه وقایع، همراه و همدل مردم باشد و از آلام آنها بکاهد.

نماز باران در خشکسالی

سال‌ها پیش، خشکسالی چندین ساله‌ای به دامان قم افتاده بود. سال ۱۳۲۳ بود و هیچ باران رحمتی از آسمان نمی‌بارید. موقعیت غذایی مردم نیز بحرانی شده بود. اهالی قم، چاره را در رجوع به مرجعیت دیدند. مراجع ثلاث قم در آن زمان سکان مرجعیت را به عهده داشتند؛ حضرات سید صدرالدین صدر، حجت کوه کمره‌ای و سید محمدتقی خوانساری. جمعیتی به سمت بیت این حضرات روان شدند و خواستند نماز باران خوانده شود.

آیت‌الله خوانساری پذیرفت و گفت خواندن نماز باران بر من در این شرایط تکلیف است. برخی او را تحذیر دادند که اگر نمازی خوانده شود و بارانی نیاید، آبروی مرجعیت در خطر است. سید اما توجهی به این تحذیرها نکرد. برخی نیز طعن می‌زدند و می‌گفتند که جهانیان به پیشرفت‌های علمی رسیده‌اند و ما هنوز به دنبال خرافات روانیم. روز موعود فرارسید. جمعیتی از گوشه و کنار شهر روانه شدند تا به صحرای خاک فرج که در نزدیکی شهر قرار داشت و مصلای آن محسوب می‌شد، رسیدند. آیت‌الله خوانساری در حالی که پاها را برهنه کرده و تحت الحنک انداخته بود با عده‌ای از همراهان به سمت آن منطقه حرکت کردند. جمعیت زیادی آمده بود. آن روز نماز خوانده شد، اما اثری از اجابت دیده نشد.

فردایش در محله‌ قمِ نو، نماز باران این بار مخصوص طلبه‌ها برپا شد. در آداب نماز باران آمده که روز اول همه مردم بیایند و در روز بعد افراد خاص انتخاب شوند. با توجه به این آداب، آیت‌الله خوانساری تنها با طلبه‌ها برای نماز باران رفت. نماز خوانده شد و باز هم باران نیامد. شب هنگام، مابین نماز مغرب و عشا باران شروع به باریدن گرفت. حدود یک ساعت باران بارید. قمی‌ها به شکرانه‌ این باران، بازار را چراغانی کردند.[۱]

سیل در دوران آیت‌الله بروجردی و ماجرای وبا در سامرا

نزدیک به ۱۰ سال بعد، این بار در قم سیل جاری شد. خانه‌ها را ویران کرد و جانِ افرادی را گرفت. در این زمان آیت‌الله بروجردی بر مسند زعامت شیعیان بود. آیت‌الله صراحتاً پیامی صادر کرد و طلاب و مردم را برای کمک به سیل‌زدگان بسیج کرد. می‌گفتند که طلاب، کیسه‌های شن را به دوش می‌گرفتند و مانع از هجوم بیشتر سیل می‌شدند. در این واقعه، خود آیت‌الله بروجردی شخصاً بر کمک‌رسانی‌ها نظارت داشته و مردم را یاری می‌رسانده است.[۲]

مرجعیت نسبت به بیماری یا درد فراگیر جامعه، هیچ‌گاه بی‌تفاوت نبوده است. گاه به بسیج مردمی همت می‌گماشتند و طلاب را پیش‌قدم در خدمت می‌کردند، گاهی نیز با ذکر و دعا و توسل، مردم را آموزش می‌دادند و از بلیّه‌ای رهایی می‌بخشیدند. نقل است که زمانی در عراق بیماری وبا شایع شد. مرحوم شیخ عبدالکریم حائری نقل کرده بود که در آن زمان، من و آقا میرزا علی آقا (آقازاده میرزای شیرازی) و آقا سیدمحمد سنگلجی در سامرا شب در پشت بام در خدمت مرحوم میرزا محمدتقی شیرازی درس می‌خواندیم. در اثنای درس، استاد بزرگ ما مرحوم سید محمد فشارکی تشریف آورد. در حالی که آثار گرفتگی و ناراحتی در صورتش پیدا بود، فرمود: شما مرا مجتهد و عادل می‌دانید؟ عرض کردیم بله. فرمودند: پس من به تمامی شیعیان سامرا زن و مرد حکم می‌کنم که هر یک از ایشان یک فقره زیارت عاشورا به نیابت از نرجس خاتون مادر مکرّمه حضرت حجت (عج) بخوانند و آن خاتون را نزد فرزند بزرگوارش شفیع قرار بدهند که آن حضرت پیش خداوند عالم شفاعت نمایند و شیعیان را از این بلا نجات دهند. همین که این حکم صادر شد و چون مقام ترس و بیم بود همه شیعه‌های مقیم سامرا اطاعت نموده زیارت عاشورا را به همان دستور خواندند و در نتیجه یک نفر شیعه در سامرا تلف نشد.[۳]

قریب به همین رویکرد را از زبان آیت‌الله سیداحمد خوانساری نقل کرده‌اند. وی گفته بود در سال‌های دورتر بیماری وبا به ایران و خوانسار آمده بود. به این دلیل در شهرستان خوانسار و در اکثر خانه‌ها یک نفر یا بیشتر از دنیا رفتند مگر خانه‌هایی که در هر روز آیاتی معروف به «قُل لَن یَصیبَنا» را می‌خواندند که به آنها هیچ صدمه‌ای وارد نشد.

اقدامات عملی و کمک‌رسانی مراجع در بلایا

اقدامات عملی مرجعیت هم در ماجراهای سیل و زلزله، بسیار بوده است. زمانی که زلزله بوئین زهرا در سال ۱۳۴۱ رخ داد، حضرات میلانی، فقیه سبزواری، میرزا احمد خراسانی بیانیه‌ مشترکی دادند و مساعی متدینان را در کمک به مردم خواستار شدند. حضرات شریعتمداری، مرعشی نجفی، گلپایگانی هم فتاوای جداگانه‌ای صادر کردند. در واقعه‌ زلزله طبس در سال ۱۳۵۷ بود که سید مهدی فرزند آیت‌الله گلپایگانی در راه امداد رسانی به زلزله‌زدگان از دنیا رفت. وی مسئول و پیگیر مؤسسات عام‌المنفعه‌ای بود که از جانب آیت‌الله تأسیس شده و به خدمات عمومی می‌پرداخت.

در واقعه جنگ تحمیلی هم مرجعیت در میدان و در کنار مردم بود. گاه نمایندگان خود را به جبهه می‌فرستاد، گاه از بازماندگان دستگیری می‌کرد. در مهرماه ۱۳۵۹ بود که در ارتباط با رسیدگی به وضعیت مجروحان جنگ، آیت‌الله گلپایگانی اولین اطلاعیه خود را صادر کرد. او گفته بود که برای کمک به مجروحان هیئتی متشکل از روحانیون و کادر پزشکی به مناطق مرزی عزیمت نمایند. این گروه  ضمن کمک‌های مالی و تفقد از مجروحان موظف به انجام تدابیر درمانی در بیمارستان‌های جبهه نیز بودند. طبق تصمیم آیت‌الله گلپایگانی مقرر شد که در صورت لزوم عده‌ای از مجروحان را به قم اعزام و در بیمارستان ایشان بستری نمایند. سایر مراجع در طول این هشت سال، نمایندگانی را به بیمارستان‌ها می‌فرستاده و از مجروحان بازدید می‌کرده‌اند. آیت‌الله مرعشی نجفی در بیانیه‌ای در همین سال‌ها گفته بود که لازم است به یاری آوارگان جنگ بپردازیم و قبل از رسیدن فصل سرما از هیچ کمکی در حد توان دریغ نورزیم.

این رویّه‌ مرسوم و مقبول مرجعیت بوده است. در حادثه‌ی سیل اخیر در خوزستان بود که آیت‌الله سبحانی منزل شخصی خود را به سیل‌زدگان داد. سایر مراجع هم کمک‌های نقدی و معنوی کردند.

مراجع در این ماجرای دردناک اخیر(کرونا) نیز به میدان آمده‌اند. ایشان در توصیه‌های خود، اولاً به حفظ موارد توصیه شده توسط پزشکان تأکید بسیار کرده‌اند و در مرتبه‌ بعد، توجه به برخی ادعیه را برای رفع مشکلات و گرفتاری‌ها یادآور شده‌اند. مرجعیت و روحانیت در مشکلات مردم و جامعه، خود را همراه با مردم دانسته‌اند. هم به کمک‌های مادی اقدام کرده‌اند و هم آرامش و سکینه‌ معنوی مردم را در نظر داشته‌اند.

[۱] دیباج، زندگی‌نامه آیت‌الله العظمی بروجردی، صص ۱۴۷-۱۴۸

[۲] نقل از آیت‌الله علوی بروجردی، پایگاه اصلاحات نیوز، کد خبر ۱۲۰۴۳۵

[۳] الکلام یجر الکلام، سید احمد زنجانی، ج۱، ص ۵۴

http://plus.irna.ir/news/83693180/

فایل صوتی برنامه زنده تلویزیونی ” ضیافت ” 

فایل صوتی برنامه زنده تلویزیونی ” ضیافت ” 

کامل ضیافت اردیبهشت ۹۹ فقیه سبزواری . .قایل صوتی برنامه ضیافت – Copy (1) کمپرس

فایل صوتی برنامه زنده تلویزیونی ” ضیافت ” 

برای شنیدن فایل صوتی روی لینک زیر کلیک کنید :

http://faghihsabzevari.blogfa.com/post/2163

شبکه قران و معارف سیما

ویژه برنامه بررسی شخصیت و خدمات مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمه الله علیه

مجری برنامه : محمد هادی صلح جو 

کارشناس مهمان برنامه : سید محمد فقیه سبزواری

پخش شده در تاریخ : ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹  ،  برابر با شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۱

اندازه فایل : ۱۳ مگابایت

مدت فایل : ۶۰ دقیقه

لینک فایل تصویری برنامه :

https://www.instagram.com/p/CCCBB-KpNvn/

https://www.telewebion.com/episode/2274227

https://qurantv.ir/content/168594

https://www.aparat.com/v/6g5qd

 

پنجاه و پنجمین سال رحلت آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری

تصاویری از تشییع پیکر مطهر با حضور علما ، فضلا ، طلاب و اقشار مختلف مردم مشهد و زائران ، در یک روز سرد و برفی

پنجاه و پنجمین سال رحلت

به مناسبت فرارسیدن ۲۴ شوال ، سالروز رحلت فقیه و مرجع خدمتگزار ، حضرت آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری اعلی الله مقامه الشریف

تصاویری از تشییع پیکر مطهر با حضور علما ، فضلا ، طلاب و اقشار مختلف مردم مشهد و زائران ، در یک روز سرد و برفی

https://www.instagram.com/p/CBWNv4enyJN/

نقل قول های بزرگان در زمینه شخصیت و آثار مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری

میرزا حسین فقیه سبزواری از فقیهان و مراجع تقلید نیمه اول قرن چهاردهم هجری شمسی (۱۳۴۵–۱۲۷۱) برابر با نیمه دوم قرن چهاردهم هجری قمری (۱۳۸۶–۱۳۰۹) ساکن مشهد، صاحب رساله، حافظ و مفسّر قران، خطیب، محدّث و از مؤسسان و احیاگران حوزه علمیه خراسان، کلید دار ضریح علی بن موسی الرضادر طول چهل سال، شاهد و وقایع نگار حمله روس‌ها در سال ۱۳۳۰ قمری به حرم علی بن موسی الرضا، شاهد و مورخ واقعه گوهرشاد در تیر ۱۳۱۴ و فعال برای پیشگیری از کشتار مردم، مجاز به استفاده از عمامه در کنار چهار مجتهد دیگر، میرزا احمد کفایی، مرتضی آشتیانی، علی اکبر نهاوندی و میرزا مهدی اصفهانی در دوران رضا شاه برای خلع لباس روحانیون به منظور اتحاد شکل لباس در ایران، از ناظران دو بار تغییر سنگ مزار و ضریح علی بن موسی الرضا، بنیانگذار کوی طلاب مشهد با واگذاری نزدیک به سه هزار قطعه زمین رایگان به طلاب، امام جماعت مسجد گوهرشاد و حرم در طول چهل سال، مدرس سطوح عالی فلسفه، فقه و اصول، سازنده باغ رضوان (صحن رضوان کنونی در حرم امام هشتم شیعیان علی بن موسی الرضا) و مؤسس مسجد و مدرسه و حسینیه در مشهد و نقاط دیگر است

نقل قول های بزرگان در زمینه شخصیت و آثار مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری

میرزا حسین فقیه سبزواری از فقیهان و مراجع تقلید نیمه اول قرن چهاردهم هجری شمسی (۱۳۴۵–۱۲۷۱) برابر با نیمه دوم قرن چهاردهم هجری قمری (۱۳۸۶–۱۳۰۹) ساکن مشهد، صاحب رساله، حافظ و مفسّر قران، خطیب، محدّث و از مؤسسان و احیاگران حوزه علمیه خراسان، کلید دار ضریح علی بن موسی الرضادر طول چهل سال، شاهد و وقایع نگار حمله روس‌ها در سال ۱۳۳۰ قمری به حرم علی بن موسی الرضا، شاهد و مورخ واقعه گوهرشاد در تیر ۱۳۱۴ و فعال برای پیشگیری از کشتار مردم، مجاز به استفاده از عمامه در کنار چهار مجتهد دیگر، میرزا احمد کفایی، مرتضی آشتیانی، علی اکبر نهاوندی و میرزا مهدی اصفهانی در دوران رضا شاه برای خلع لباس روحانیون به منظور اتحاد شکل لباس در ایران، از ناظران دو بار تغییر سنگ مزار و ضریح علی بن موسی الرضا، بنیانگذار کوی طلاب مشهد با واگذاری نزدیک به سه هزار قطعه زمین رایگان به طلاب، امام جماعت مسجد گوهرشاد و حرم در طول چهل سال، مدرس سطوح عالی فلسفه، فقه و اصول، سازنده باغ رضوان (صحن رضوان کنونی در حرم امام هشتم شیعیان علی بن موسی الرضا) و مؤسس مسجد و مدرسه و حسینیه در مشهد و نقاط دیگر است.[۱][۲][۳][۴][۵][۶][۷][۸][۹]

گفتاوردها[ویرایش]

تبار و نسب[ویرایش]

ادامه خواندن “نقل قول های بزرگان در زمینه شخصیت و آثار مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری”

برنامه ضیافت ، شبکه قران و معارف سیما

نگاهی به گوشه هایی از زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری

نگاهی به گوشه هایی از زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه

سبزواری در برنامه ضیافت ، شبکه قران و معارف سیما ، ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ ، بیستم رمضان ۱۴۴۱

منتخب برنامه

به مناسبت هشتم شوال ، سالروز تخریب قبور ائمه بقیع علیهم السلام

تلاش مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری
برای ساماندهی قبور ائمه بقیع علیهم السلام

 

به مناسبت هشتم شوال ، سالروز تخریب قبور ائمه بقیع علیهم السلام

 

تلاش مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری
برای ساماندهی قبور ائمه بقیع علیهم السلام


***

مسافرت به بیت الله
قبل از ظهر دیروز ، حضرت آیت الله فقیه سبزواری ، به اتفاق چند نفر به قصد زیارت بیت الله الحرام و تشرف به مدینه منوره ، در میان بدرقه جمع کثیری با هواپیما به تهران حرکت کردند و از آن جا به جده پرواز خواهند نمود .
حضرت آیت الله فقیه سبزواری در این سفر قصد دارند با مقامات دولت سعودی و اعلیحضرت ملک سعود ملاقات نمایند تا شاید توفیق حاصل کنند که موافقت آنان را در باره ساختمان قبور ائمه اطهار که در مدینه منوره قرار دارد یا لا اقل سایه بانی که به وضع فعلی تأسف آورقبور ائمه علیهم السلام خاتمه بخشد ، اقدام گردد .

منبع :
روزنامه خراسان ، سال چهاردهم ، شماره ۳۹۹۶ ، جمعه ۶ اردی بهشت ماه ۱۳۴۲ ، ۲ ذی حجه ۱۳۸۲

http://faghihsabzevari.blogfa.com/post/2089

ویدئوی کامل ضیافت ، ویژه برنامه آیه الله فقیه سبزواری

ویدئوی کامل ضیافت ، ویژه برنامه آیه الله فقیه سبزواری ، شبکه قران و معارف


ویدئوی کامل ضیافت ، ویژه برنامه آیه الله فقیه سبزواری

https://www.telewebion.com/episode/2274227

 

منتخب برنامه

روزی که حرم امام رضا (ع) را به توپ بستند…

روزی که حرم امام رضا (ع) را به توپ بستند…

روزی که حرم امام رضا (ع) را به توپ بستند…

روزی که حرم امام رضا (ع) را به توپ بستند...

نوروز ۱۲۸۷ شمسی مصادف با ربیع‌الثانی ۱۳۳۰ قمری، دو ساعت مانده به غروب، صدای توپ‌های روسی، مناجات زائران حرم رضوی را شکافت؛ سربازان روسی که با ماشین‌های مسلسل‌دار به سمت صحن مقدس می‌آمدند، از چند ناحیه به سوی حرم تیراندازی کرده بودند.

به گزارش ایسنا، یکی از مهمترین حوادثی که حرم مطهر امام رضا (ع) با آن روبه‌رو شده، واقعه معروف به «توپ بستن گنبد مطهر رضوی» است. اتفاقی که اگر در کنار دیگر وقایع تاریخی حمله به این حرم مقدس قرار گیرد، شاید باید آن را در صدر فجایع رخ‌داده از نظر آسیب به این بنای مقدس و شهادت زائران آن حضرت قرار داد.

اما داستان از چه قرار بود؟

بعد از تشکیل ژاندارمری مخصوص خزانه‌داری کل ایران توسط «مورگان شوستر آمریکایی»، دولت روسیه که این اقدام را مخالفت مطامع خود در ایران می‏‌دانست، در اولتیماتومی به دولت ایران، خواستار اخراج شوستر از ایران و استخدام اتباع خارجی با اجازه‏ دُوَل روس و انگلیس شد. با رَدّ این اولتیماتوم دخالت‏‌آمیز توسط مجلس شورای ملی، قوای روسی مستقر در تبریز وارد قزوین شدند. هم‏چنین یکی از دست‌نشاندگان دولت روس در مشهد به نام «یوسف هراتی» به تحریک روس‏‌ها، شورشی مصنوعی در مشهد به پا کرد و آن شد تا نوروز ۱۱۰ سال قبل، سربازان روسی در حالی که شیپور می‌زدند، همراه با افسران و صاحب‌منصبان با توپ جنگی وارد مشهد مقدس شدند، در ارک منزل کردند و برای تهدید دولت ایران و نیز بی‏‌احترامی به عقاید و احساسات مذهبی مردم، حرم مطهر امام رضا(ع) را به توپ بستند.

تقریباً دو ساعت به غروب بود که صدای توپ‌های روسی بلند شد و از چند ناحیه به سوی حرم تیراندازی کردند و با ماشین‌های مسلسل‌دار به سمت صحن مقدس آمدند، اوّل غروب وارد صحن شدند، زوّار و متحصنان وارد حرم مطهّر شدند و درهای حرم را بستند. یک دسته از روس‌ها با توپ‌های مسلسل به پشت بام حرم رفتند و از پنجره‌های پشت بام ضریح مقدس امام رضا(ع) را گلوله‌باران کردند و گروهی از روس‌ها با اسلحه وارد «دارالسیاده» شدند و از شبکه‌های پنجره نقره، حرم مطهر و ضریح را هدف قرار دادند.

برخی منابع دیگر مانند سایت پژوهش‌های اسلامی رسانه این‌طور نقل می‌کند: «در ماجرای به توپ بستن حرم که به دلیل اغتشاشات مردم علیه اعلامیه روس‌ها به راه افتاده بود، سپاهیان روس بنا به درخواست کنسول وقت دولت روسیه، وارد مشهد شده و در «باغ خونی» و سایر عمارت‌های دولتی اطراف محل دژبانی مستقر شدند واز این اماکن گنبد مطهر و مسجد جامع گوهرشاد را به توپ بستند و مردم متحصن در آستان قدس رضوی را به خاک خون کشیدند.

 در اثر شلیک توپخانه، به سَردَرها و گلدسته‏ های حرم رضوی، خسارت‌های فراوانی وارد شد. هم‏چنین خزانه  حضرتی را به بانک روس منتقل کرده و اشیای قیمتی حرم را به غارت بُردند. پس از آن، مقداری از اموال را برگردانده ولی متولی حرم را با تهدید به مرگ وادار کردند تصدیق کند که تمام خزانه را تحویل گرفته است.»

اسناد مختلف تعداد کشته شدگان در این فاجعه را بیش از صد نفر عنوان می‌کنند و می‌نویسند «به مدت چهار شبانه‌روز حرم و رواق‌ها در تصرف روس‌ها بود.»

براساس ان چه در پایگاه موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی منتشر شده مرحوم محمدتقی مدرس رضوی در کتاب «سال شمار وقایع مشهد» در شرح این اتفاق، تاریخ رخداد را مربوط به سال قمری اوایل محرم ۱۳۳۰ می‌داند.

به توپ بستن گنبد حرم رضوی به نقل از یک شاهد عینی

مرحوم «آیت الله میرزا حسین فقیه سبزواری» که حدود نیم قرن کلیددار حرم امام رضا(ع) بود، یکی از شاهدان عینی این ماجرای خون بار است، فرزند وی مرحوم «آیت الله سید صادق فقیه سبزواری» پیش از فوت خود، مباحث مطرح شده از سوی پدر را در گفت‌وگویی مطرح می‌کند، یک خبرگزاری در نوروز امسال، آن نقل‌قول‌ها را منتشر کرد:

«یوسف خان که اصالت او به هرات مربوط می‌شد، در مشهد قیام کرد و ادعای او این بود که باید محمدعلی شاه، فرزند مظفرالدین شاه قاجار، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی‌خواهیم، کم کم تعدادی از مردم را به دور خود جمع کرد و صحن نو را به عنوان مرکز برنامه‌های خود قرار داد، هنوز مدتی از ماجرای این شخص نگذشته بود، که فردی دیگر به‌نام طالب الحق نیز سر بلند کرد و با یوسف خان هم‌داستان شد.

هر دو آنان به همراه یارانشان در مسجد جامع گوهرشاد جمع می‌شدند و از این مسجد به عنوان مرکز برنامه‌های‌شان استفاده می‌کردند، هر روز در صحن نو مشغول برنامه‌ریزی بودند و شب‌ها به خانه ثروتمندان می‌رفتند و مبالغ فراوانی از آن‌ها می‌گرفتند، در شهر مشهد هرج و مرج عجیبی رخ داده بود و این ماجرا حدود سه ماه طول کشید.

روز دوشنبه دهم فروردین مقارن با دهم ربیع الثانی ۱۳۳۰ هجری قمری، دو ساعت به غروب مانده بود که پدرم مرحوم آیت الله میرزا حسین فقیه سبزواری که در آن زمان ٢١ سال داشتند، برای اقامه نماز ظهر و عصر به مسجدجامع گوهر شاد می‌رفت که شخصی به نام محمدجواد عرب‌زاده، هراسان به او خبر می‌رساند که خودت را به مدرسه برسان که الان روس‌ها آستان قدس را به توپ می‌بندند. او نیز پس از شنیدن این خبر، باعجله و هراسان خود را به صحن کهنه می‌رساند.

پدرم در خاطراتش نقل می کرد که هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ‌ها بلند شد و نخستین توپ، از باغ خونی، محلی که روس‌ها در آن مستقر بودند، به ایوان عباسی اصابت کرد و گلوله‌های آن در صحن پخش شد و او نیز نتوانست به مدرسه برود به همین دلیل به داخل حرم برگشت. ناگهان شلیک‌های توپ، متعدد و ادامه‌دار شد، به گونه‌ای که از دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی نیز، توپ شلیک می‌شده و تا پس از اذان مغرب  نیز مسلسل توپ ادامه داشته است.

پدرم می‌گفت که هرچه تلاش کردم، خود را از این واقعه خلاص کنم، نتوانستم، به همین دلیل گاهی به میان حرم و گاهی به میان مسجد و گاهی به دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده می‌رفتم تا بالاخره «طالب الحق» به حرم آمد و عده زیادی از مردم اطراف او جمع شدند، او گفت که امروز به فرمانده روس‌ها تلفن می‌کنم تا دیگر توپ شلیک نکنند و به همین دلیل خودش را به کشیک‌خانه رساند ولی پس از گذشت نیم ساعت باز گشت و گفت: هرچه تلفن می‌کنم کسی جواب نمی‌دهد.

بنا بر آنچه که پدر مرحومم نقل می‌کرد، طالب الحق هنگامی که از کشیک خانه برگشت پریشان خاطر بود و می‌گفت که قرار ما با روس‌ها این بود که هرزمان من می‌گویم دست بردارید، دست بردارند.

پدرم گفت تا اذان مغرب در میان صحن حرم امام رضا(ع) بودم و مستأصل و نگران از اینکه راهی برای خلاص شدن از این ماجرا ندارم، دلم شکست و به امام هشتم متوسل شدم تا بالاخره راه نجاتی پیدا شد و توانستم به هر شکل ممکن خود را به قبرستان قتلگاه (صحن طبرسی) برسانم و به درب خانه‌های بسته پناه بردم، ولی هیچ پاسخی از اهالی منزل شنیده نمی‌شد؛ گویا هیچ کدام در منزل نبودند، تا اینکه بالاخره درب منزل «محمد حسین داورزنی» که در کنار قتلگاه بود، باز شد و او مرا به داخل خانه دعوت کرد، ولی هنگام ورورد، ضعفی عجیب مرا فراگرفت. چند ساعتی بیهوش شدم، صبح روز بعد که حالم کمی بهتر شد و به سمت حرم رفتم، متوجه شدم لشکر روس‌ها تمام صحن و حرم را محاصره کرده‌اند.

تا صحن بالای خیابان، ٧٢ نفر جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند و در صحن کهنه نیز، قشون روس ایستاده و مانع ورود مردم به داخل صحن می‌شدند، چهار روز به همین شکل گذشت و بعد از آن حرم و صحن امام رضا(ع) را به خود ایرانی‌ها واگذار کردند. در ادامه جمعی از محترمان و علما برای تطهیر حرم و رواق‌ها وارد صحن شدند. روس‌ها وضع اسفناکی را در حریم امن رضوی بوجود آورده بودند، «یوسف خان هراتی» که عامل اصلی این معرکه بود، فرار کرد ولی این فرار سرانجام نداشت و جنازه او را به مشهد آوردند و محمد نیشابوری نیز که به نیشابور فرار کرده بود در همان جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد.»

انتهای پیام

https://www.isna.ir/news/97081708050