آیه الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی ، از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری

ایشان در نجف به تحصیل علوم دینی پرداخته و در ۲۷ سالگی به اجتهاد رسیدند. از جمله اساتیدی که آیت الله مرعشی به محضرشان رسید می‌توان میرزا ابوالحسن طباطبائی بروجردی، میرزا حسین فقیه سبزواری، حاج شیخ مرتضی طالقانی، شیخ عبدالکریم حائری یزدی و محمدعلی شاه‌آبادی را نام برد. در سال ۴۲ قمری ایشان به قصد زیارت حرم امام رضا علیه السلام وارد ایران شده و به دستور آیت الله حائری یزدی در قم ماندگار شدند. سپس طبق نیاز آن زمان به تأسیس و ادارۀ مدارس متعدد از جمله مهدیه، مؤمنیه، شهابیه و مرعشیه پرداختند.

آیه الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی ، از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری

دانشمند کم‌ نظیر در عرصۀ علوم دینی

آیت الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی از مراجع تقلید و متولد سال ۱۲۷۶ در نجف است. در دوران کودکیِ آن بزرگوار، مادرش هیچگاه بدون وضو او را شیر نداد و پس از دوران شیرخوارگی مواظبت کردند که لقمه‌ای غذای حرام و حتی شبه‌ناک به او ندهند.

نخستین کلماتی که در نوجوانی در خارج از محیط خانه آموخت جملۀ «هُو الفتّاحُ العلیم» بود که آقا شیخ علی رُفَیش نجفی، به عنوان تیمّن و تبرک به وی آموخت. سپس پدر بزرگوارش او را به حرم مطهر و روضۀ منورۀ مولا امیرالمؤمنین علیه السلام برد و در مقابل ضریح مقدس مولا علیه السلام، الفبا را به او تعلیم داد و در همان حرم مطهر او را مفتخر به لباس روحانیت نمود. سپس بانویی به نام بی بی شمس شرف بیگم، که جدۀ پدری ایشان بود و از نوابغ زمان خود در علم و عمل و شعر و ادب به حساب می‌آمد آموزش سید شهاب را به عهده گرفت. نخستین درس برای او آشنایی با قرآن مجید بود. بعد از آن کتب فارسی ادبی، فقهی و اخلاقی را به او تعلیم نمود و ادبیات عرب را تا کتاب مغنی اللبیب به وی درس داد.

آیت الله مرعشی در مورد اشتیاق به درس و استفاده از محضر اساتید فرموده‌اند: «هیچگاه در سنین جوانی به دنبال تمایلات نفسانی نرفتم. همیشه در پی کسب علم بودم. در شبانه‌روز بیش از چهار ساعت نمی‌خوابیدم و هر کجا نشانی از استاد یا عالم و یا جلسه درسی که مفید تشخیص می‌دادم می‌یافتم، لحظه‌ای در رفتن به نزد آن استاد، عالم و جلسۀ درس درنگ نمی‌کردم.»

ایشان در نجف به تحصیل علوم دینی پرداخته و در ۲۷ سالگی به اجتهاد رسیدند. از جمله اساتیدی که آیت الله مرعشی به محضرشان رسید می‌توان میرزا ابوالحسن طباطبائی بروجردی، میرزا حسین فقیه سبزواری، حاج شیخ مرتضی طالقانی، شیخ عبدالکریم حائری یزدی و محمدعلی شاه‌آبادی را نام برد. در سال ۴۲ قمری ایشان به قصد زیارت حرم امام رضا علیه السلام وارد ایران شده و به دستور آیت الله حائری یزدی در قم ماندگار شدند. سپس طبق نیاز آن زمان به تأسیس و ادارۀ مدارس متعدد از جمله مهدیه، مؤمنیه، شهابیه و مرعشیه پرداختند.

آیت‌الله مرعشی در طول زندگی خود بیش از ۱۵۰ کتاب و رساله تألیف کرد که برخی از این آثار به چاپ رسیده و در اختیار عموم قرار دارند. بخشی به صورت نسخۀ خطی باقی مانده‌اند، تعدادی از بین رفته‌اند و شماری از دست‌نوشته‌ها که به صورت اوراق پراکنده بوده در حال تدوین و جمع‌آوری‌اند.

در زمان حیات این مرجع گرانقدر، تولیت آستانۀ مقدسۀ حضرت معصومه سلام الله علیها محل دفنى در داخل حرم و در نزدیکى ضریح مطهر برای ایشان در نظر گرفته بود، اما ایشان در وصیتنامه خود چنین فرمود: «مرا در راهروى ورودى کتابخانه ـ‌زیر پاى محققانى که براى مطالعه و تحقیق به این کتابخانه مراجعه مى‌کنند‌ـ دفن نمایید». از این رو، پیکر مرجع بزرگ شیعه «آیت الله مرعشی نجفی» در راهروى کتابخانه بزرگى که خود آن را بنیاد نهاد است به خاک سپرده شد…

اقدامات بی‌نظیر ایشان و اثر آن در عرصۀ اجتماعی.

هر چند مواضع انقلابی آقای مرعشی همسو با مراجع عالیقدر شیعۀ زمان مانند امام خمینی رحمه‌ الله علیه در جای خود ستودنی است اما این تنها انگیزه برای شناخت او نیست. همۀ ما آرزوهایی در سر داریم و تا حدی برای تحقق آن تلاش می‌کنیم. اما اگر از ما بپرسند این «حد» کجاست، آیا از موانع وسوسه‌انگیزی مثل آسودگی تن، راحتی خیال و یا خلوت افکار می‌گذریم؟ شما را دعوت می‌کنیم به خواندن این سطور. بیایید همزمان بیندیشیم:‌ برای آنچه ظاهراً باور –و گاهی ادعا- داریم تا کجا تحمل رنج را بر خود هموار می‌کنیم؟

  • حفظ میراث معنوی شیعه[۱]

آیت الله مرعشی نجفی که عشقی سرشار به کتاب و کتابخانه‌ها داشت، در ایامی که در نجف اشرف مشغول به تحصیل بود، اتفاق عجیبی را مشاهده کرد:

«روزی در حال عبور از بازار نجف، عده‌ای از طلاب را دیدم که در محلی تجمع کرده‌اند. به داخل آن مغازه رفتم و دیدم کسی ایستاده، کتاب‌هایی را به حراج گذاشته و افراد پیشنهاد قیمت می‌دهند… یک مقدار که ایستادم دیدم شخصی به نام کاظم بیشترین قیمت را می‌گوید و اکثر این ذخایر اسلامی و شیعی را می‌خرد… سؤال کردم این شخص کیست؟ گفتند: او نمایندهٔ کنسولگری انگلیس در بغداد است. به فکر افتادم [که] یا قصد از بین بردن آنها را دارند و یا می‌خواهند منابع دست اول شیعی را که در اختیار برخی از علما بوده جمع‌آوری کنند تا ما به آنها دسترسی نداشته باشیم. [نمونه‌ای از آن] کتاب «مدینه العلم» شیخ صدوق [بود] که ایشان در [زمینۀ علمِ] حدیث نوشته و بسیار مفصل بود. اگر این کتاب الان در دسترس ما بود شاید نیازی به دیگر کتب اربعه شیعه نبود؛ ولی قریب ۴۰۰__۵۰۰ سال است که دیگر رد پایی از آن در دست نیست.»

به غارت رفتن منابع اسلامی و نسخ خطی چیزی نبود، که سید شهاب در برابرش ساکت بنشیند و دست روی دست بگذارد! از این رو با اینکه توان مالی خریداری همه نسخه‌ها را نداشت و قادر نبود با دلالان ثروتمندی که این کتب را به قیمت ناچیزی برای کشورهای اروپایی خریداری می‌نمودند، مقابله کند اما لحظه‌ای درنگ نکرد و به خود تردید روا نداشت.

او در راه گردآوری این نسخه‌ها و آثار گرانبها با مشکلات فروانی دست به گریبان بود. برای جبران عدم توان مالی، شب‌ها در یک کارگاه برنج کوبی به کار می‌پرداخت، روزها روزه می‌گرفت و نماز استیجاری می‌‌خواند. برای جبران کمبودها بیشتر اوقات یک وعده از غذایش را حذف می‌کرد و همۀ درآمد حاصل از این موارد را صرف خرید کتاب می‌نمود. حتی گاهی عبا یا قبا و یا کفش‌های خود را گرو می‌گذاشت تا کتاب مورد نظر را از دست ندهد.

بر روی بیشتر نسخه‌هایی که از این راه خریداری شدند، نحوۀ تأمین هزینۀ آنها را با خط مبارک خود یادداشت می‌کرد:

«کتاب کشف اللغات و الاصطلاحات تألیف علامه عبدالرحیم بن احمد هندی بهاری حنفی مشهور به سور که به درخواست فرزندش شیخ شهاب الدین بهاری در سال ۱۱۶۰ق به نگارش درآمده و اندکی پس از اتمام آن زندگی را بدرود گفته است. این کتاب را با مزد دو سال نماز استیجاری که به نیابت از مرحوم میرزا محمد بزاز تهرانی قبول کرده‌ام، به مبلغ بیست روپیۀ بریتانیایی خریداری کردم. خداوند توفیق بر انجام کار دهد. من دل‌شکسته، نویسنده این کلمات در حال گرسنگی به‌سرمی‌برم و مدت بیست ساعت است که نتوانسته‌ام قوتی به دست آورم تا با آن سدّ گرسنگی خود کنم، خداوند در کار همه گرفتاران گشایش فرماید، شهاب‌الدین حسینی مرعشی نجفی سنه ۱۳۴۲ق مدرسه قوام، یکی از مدارس مشهدِ جدم امیرالمومنین  [که] روحم فدای او باد.[۲]»

  • تأسیس کتابخانه

آیه الله مرعشی نجفی پس از مهاجرت به قم در سال ۱۳۴۴، کتب خطی مذکور را که برای جمع‌آوری آن بسیار تلاش کرده بود همراه خود به ایران آورد. ایشان در قم نیز به خرید نسخ خطی و کتب ارزنده اقدام کرد. پس از مدتی به دلیل کمبود جا، کتاب‌ها را از منزل به کتابخانۀ مدرسۀ مرعشیه انتقال داد و پس از چندی طبقه سوم این مدرسه به عنوان کتابخانه ساخته شد که در نیمه شعبان ۱۳۸۶ ق. (۲۸/۸/۱۳۴۵)، با بیش از ده هزار جلد کتاب چاپی و دو هزار جلد کتاب خطی افتتاح گردید.

استقبال زیاد از کتابخانه، باعث کمبود فضا شد و سرانجام در زمینی به مساحت هزار متر مربع کتابخانه‌ای ساخته شد و در پانزدهم شعبان ۱۳۹۴ قمری/ دوازدهم شهریور ۱۳۵۳ شمسی، کتابخانۀ عمومی آیت الله مرعشی با بیش از ۱۶۰۰۰ جلد کتاب خطی و چاپی افتتاح شد.

پس از وفات آیت الله مرعشی مراجعه طلاب و دانشمندان به کتابخانه ادامه یافت و با طرح‌های جدید و گسترش کتابخانه، این مرکز در فضای وسیع‌تر و با امکاناتی پیشرفته‌تر به خدمات خود ادامه داد. تا هم‌اکنون که نخستین کتابخانه‌ کشور از نظر تعداد نسخه‌های خطی کهن دینی و سومین کتابخانه جهان اسلام است به طوری که ۶۵۰۰۰ عنوان نسخه خطی به زبان‌های فارسی، عربی، ترکی، اردو، لاتین و سانسکریت و برخی خطوط قدیم دیگر در موضوعات علوم اسلامی و غیره در آن نگهداری می‌‌شود. در میان آثار موجود در کتابخانه، کهن‌ترین نسخه خطی اسلامی به خط کوفی بخشی از قرآن کریم است و کهن‌ترین نسخه غیرخطی غیراسلامی نیز مجموعه‌ای از زبور و بخش‌هایی از انجیل است.

به گفتۀ مدیریت کتابخانه توجه و نگهداری از کتب عبری یهودیان در این کتابخانه موجب تعجب برخی از  یهودی‌های بازدید کننده از آن شده‌است: «چندی قبل خاخام‌های یهود (۳ نفر از آمریکا و ۲ نفر از انگلیس) که مهمان دولت ایران بودند ۳ ساعت وقت داشتند که از بعضی مراکز قم بازدید کنند. اول آمدند اینجا را دیدند. در بعضی از ویترین‌های نسخه‌های خطی، چشمشان به نسخه‌هایی با خط عبری افتاد، خیلی تعجب کردند. مترجمشان گفت: اینها می‌گویند قم مرکز انقلاب است، فکر می‌کردیم کتاب‌های ما را اول انقلاب سوزانده‌اند و خاکستر آن را هم به باد داده‌اند، اما می‌بینیم که آثار ما را در ویترین در کنار کتاب‌های مسلمان‌ها گذاشته‌اند و همان احترامی که برای کتاب‌های خودشان قایلند برای کتاب‌های ما هم قایلند. به آنها گفتیم: ما حضرت موسی علیه السلام را از پیامبران اولوالعزم می‌دانیم، ما با صهیونیسم مشکل داریم. چون بازدید از کتابخانه برای آنها جذابیت زیادی داشت، گفتند: ما جاهای دیگر نمی‌رویم و این ۳ ساعت را همین‌جا می‌مانیم.»

گنجینه‌ها

  1. گنجینه‌های کتاب‌های چاپی. در این گنجینه‌ها بیش از ۱۵۰۰۰۰۰ جلد کتاب‌های چاپی فارسی، عربی، ترکی، اردو، و غیرلاتین وجود دارد. این مجموعه سه طبقه از ساختمان جدید را اشغال کرده‌است. همچنین در این کتابخانه آرشیوی از کتاب‌های گروه‌های کمونیستی و ضددین و کتاب‌های ضداسلام وجود دارد.
  2. گنجینه نشریات ادواری: در این بخش بیش از ۲۵۰۰ عنوان مجله و روزنامه به زبان‌های فارسی، عربی، ترکی، اردو، و جز آن وجود دارد. در این میان تعدادی از مجله‌ها و روزنامه‌های چاپ سنگی از عصر قاجار و مجله‌های قدیمی به زبان عربی نیز به چشم می‌خورد.
  3. گنجینه اسناد مکتوب. شامل بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ سند دستنویس از پنج سده قبل؛ از احکام شاهان، امیران، حاکمان، عقدنامه‌ها، و…
  4. گنجینه اشیای غیرمکتوب: اشیایی نظیر سکه‌ها، تمبرها و آلبوم عکس‌های قدیمی، اسطرلاب، نوارهای صوتی و تصویری، دیسک‌های رایانه‌ای
  5. گنجنیه منابع جغرافیایی: نقشه‌های قدیم و جدید، اطلس کشورهای جهان، مراجع جغرافیایی به زبان‌های مختلف
  6. گنجینه آثار بنیان‌گذار کتابخانه: آثار تألیفی مرعشی نجفی

بخش‌ها

  1. مرکز خدمات همگانی: تالار بزرگ ابن سینا، تالار ویژه کتاب‌های حوزوی، تالار خواجه نصیرالدین طوسی، تالار شیخ مفید و فروشگاه کتاب
  2. مرکز منابع و خدمات ویژه (کانون پژوهش): پژوهش و تصحیح نسخه‌های خطی اسلامی، فهرستنگاری نسخه‌های خطی، تبارشناسی و غیره
  3. مرکز حفاظت منابع کتابخانه: شامل واحدهای ‌متعدد آسیب‌شناسی و آفت‌زدایی، مرمت و بازسازی کتب و اسناد دست‌نویس، میکروگرافی، صحافی و جلدسازی کتاب‌های چاپی
  4. مرکز خدمات فنی: شامل واحدهای انتخاب و سفارش، ثبت و اعلام، بررسی و وجین کتب‌، آماده‌سازی، فهرستنویسی، برگه‌آرایی، دبیزشگاه، پژوهشگاه، و مرکز رایانه
  5. مرکز رایانه: در ۱۳۷۵ برای ایجاد و توسعۀ نظام اطلاع‌رسانی متمرکز، پشتیبانی فنی، فهرستنویسی استاندارد، مجموعه‌سازی، و مدیریت شبکۀ رایانه تأسیس شده‌است. علاوه بر این بخش فهرستنگاری نسخه‌های خطی وجود دارد که در آن گروهی از کتابشناسان و نسخه‌شناسان نسخه‌های خطی به سرپرستی سیدمحمود مرعشی به نگارش فهرست نسخه‌های خطی موجود در گنجینه کتابخانه اشتغال دارند و تاکنون سی جلد از این فهرست منتشر شده‌است و پیش‌بینی می‌شود مجلدات آن به ۶۰ عدد برسد.
  6. مرکز قم‌شناسی: جمع‌آوری مجموعه کتب‌ و مقالات زبان‌های مختلف درباره قم و همچنین منابعی درباره نسب‌شناسی به زبان‌های مختلف در مرکزی به‌نام مرکز تبارشناسی نگهداری می‌شود.
  7. مرکز دائره المعارف کتابخانه‌های جهان: این مرکز در سال ۱۳۷۰ برای تدوین دائرهالمعارف تخصصی درباره کتابخانه‌هایی تأسیس شده‌است که دارای مجموعه‌های خطی اسلامی هستند.
  • «اقامه»‌ی نماز جماعت

«هنگامی که در قم سکونت کردم، صبح‌ها در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها اقامۀ جماعت نمی‌شد. و من تنها کسی بودم که این سنت را در آن جا رواج دادم و از سال‌ها پیش، صبح زود و قبل از باز شدن درهای حرم مطهر و زودتر از دیگران می‌رفتم و منتظر می‌ایستادم. این انتظار زمستان و تابستان نداشت. حتی گاهی از یک ساعت قبل از طلوع فجر تا باز شدن درها توسط خدام حرم طول می‌کشید. در زمستان‌ها، هنگامی که برف همه جا را می‌پوشاند، بیلچه‌ای کوچک به دست می‌گرفتم و راه خود را به طرف صحن باز می‌کردم تا خود را به حرم مطهر برسانم. در آغاز خود به تنهایی نماز می‌خواندم، تا پس از مدتی یک نفر به من اقتدا کرد و پس از آن کم کم افراد دیگر اقتدا کردند و به این ترتیب نماز جماعت را در حرم مطهر آغاز کردم و تا امروز که شصت سال از آن تاریخ می‌گذرد ادامه دارد. به تدریج ظهرها و شب‌ها نیز اضافه شد و از آن پس روزی سه بار در مسجد بالای سر حضرت معصومه سلام الله علیها و صحن شریف نماز می‌خواندم.»

سایر اقدامات مؤثر و راهگشای آیت الله مرعشی؛

  • تأسیس حسینیه
  • بازسازی و تعمیر مرقد محمدباقر مجلسی صاحب بحارالانوار
  • تجدید بنای مسجد راه‌آهن قم که در جنگ جهانی دوم توسط متفقین به کلیسا تبدیل شده بود
  • احداث مسجد راه‌آهن شهر ازنا
  • تأمین هزینۀ بیمارستان کامکار قم از محل وجوهات شرعی
  • تأسیس درمانگاه در بیمارستان نکویی قم
  • ساختمان بخش قلب بیمارستان نکویی
  • مرکز توانبخشی و بهزیستی قم واقع در میدان امام به نام دارالشفای آل محمد(ص)
  • احداث یکصد و چهل باب منزل مسکونی برای طلاب در قم
  • احداث واحد موتور برق امامزادگان سلطان علی اردهال کاشان
  • تأسیس مساجد و حسینیه‌هایی در سایر کشورهای اسلامی
  • کمک به سیل زدگان، زلزله زدگان و پناهندگان جنگ تحمیلی و مقروضین
  • تأسیس مدرسۀ مهدیه، مؤمنیه، شهابیه، مرعشیه
  • مکاتبه با دانشمندان دیگر مذاهب و فرقه‌ها
  • عهده‌داری منصب نقابت سادات (در زمان حضورش در نجف)

خصوصیات اخلاقی آیت الله مرعشی از زبان فرزند ایشان دکتر سید محمود هاشمی؛ ایشان می‌فرمودند: «من شب که می خوابم هیچ پولی، هیچ اندوخته‌ای در جیب من نباشد، چون ما عامل هستیم. باید از این دست بگیریم و با دست دیگر بدهیم به فقرا، ایتام، نیازمندان و کمک کنیم به مراکز علمی، دینی و فرهنگی، اینها مال ما نیست!» یا درباره استفاده از کالای داخلی معتقد بودند: «من از روز اولی که خودم را شناختم و روی پای خودم ایستادم، از البسه خارجی استفاده نکرده‏ام.» و تا آخر عمرشان هم همینطور بودند. می‏فرمودند: «این یک راه مبارزه با استعمار و استعمارگران است.»

حتی وقتی من هنوز کوچک بودم، روزی خیاط آمد و به ایشان گفت: «آقا دکمه از خارج می‏آید و برای قبا ناچاریم از آن استفاده کنیم» ایشان اجازه ندادند و مدتی در این فکر بودند که چه بکنند، بعد یکی گفت ‏بعضی از خانم‌ها در خانه از این قیطان‌هایی که به لبه عبا می‏دوزند، شبیه دگمه درست می‏کنند و شما می‏توانید این را به خیاط بدهید. با این راه، لباس‌های ایشان هیچ وقت دگمه نداشت و از همین قیطان‌هایی که در داخل تولید می‏شد استفاده می‏کردند.

یکی دیگر از بارزترین خصوصیات اخلاقی ایشان، علاقه و اظهار ارادت و توسل و تضرع شدید نسبت ‏به ائمه معصومین علیهم السلام بود. ایشان می‏فرمودند «از روزی که خودم روی پای خودم ایستادم، هرگاه لباس نویی می‏دوختم، نخستین بار می‏بردم در حرم‌های ائمه علیهم السلام و آن را متبرک نموده، بعد از آن استفاده می‏کردم.»

در زمستان‌های خیلی سرد که برف زیادی می‏بارید که گاهی ارتفاع برف به ۸۰، ۹۰ سانتی‏متر می‏رسید، ایشان قبل از اذان صبح، پارویی به دست می‏گرفتند و از منزل تا حرم مطهر حضرت معصومه(س) مسیر را برای مردم باز می‏کردند.

اخلاق در خانواده/ همسر آیت الله نقل کرده: «مدت شصت سال با آیت‌الله مرعشی زندگی کردم و در این مدت هیچ‌گاه نسبت به من با تحکم سخن نگفت و رفتاری تند و خشونت‌آمیز با من نداشت. با عصبانیت با من صحبت و رفتار نکرد. تا آن ‌زمان که خود قادر به حرکت و انجام کاری بود اجازه نمی‌داد دیگر اعضای خانواده برایش کاری انجام دهند حتی هنگامی که تشنه می‌شد خود بلند می‌شد و به آشپزخانه می‌رفت و آب می‌آشامید و این تقاضا را با من در میان نمی‌گذاشت. غیر از این که همسری مهربان و دوست داشتنی بود، همچون مونسی صمیمی با من همکاری دلسوزانه داشت و در کارهای منزل یاری‌ام می‌کرد. بسیاری از اوقات در امور آشپزخانه از قبیل طبخ غذا، پاک کردن سبزی، تمیز کردن ظروف و وسایل و نیز شستن میوه‌ها به من کمک می‌کرد.»

استطاعت برای حج/ فرزند ایشان نقل می‌کرد: «مرحوم ابوی ما به حج مشرف نشدند. علی رغم موقعیت اجتماعی که داشتند، مرجع تقلید بودند و پول‌های فراوانی (از وجوهات) در اختیار ایشان بود. افرادی از تجار و مقلدین ایشان نیز مایل بودند با پول خودشان که حتی از پول وجوهات نیز نبود ایشان را همراه هر چند نفر که می‌خواهند به حج بفرستند ولی ایشان نپذیرفتند. روزی از ایشان سؤال کردم چرا با پول اینها به حج نمی روید؟ ایشان پاسخ دادند:

«پسرجان من موضوع را به تو می گویم. پولی که اینها به من می دهند نمیدانم چه پولی است؟ این حج به دل من نمی چسبد. هرگاه توانستم از دست‌رنج خودم پولی تهیه کنم به حج می‌روم.»

یکی از آقایان نشسته بود و گفت: آقا مردم این همه پول می‌دهند و اختیار آن با خودتان است! ایشان فرمود:

«این پول خمس است، سهمی از آن برای سادات و سهمی برای شهریۀ طلبه‌هاست. لذا این پول برای من نیست، ما مانند صراف هستیم و باید پول را رد کنیم؛ بنابراین من هنوز مستطیع نشده‌ام! استطاعت بدنی اگر لازم است استطاعت مالی هم لازم است و من هنوز از نظر مالی مستطیع نشده‌ام.»

جالب است که بدانید پس از رحلت ایشان حدود دویست نفر به نیابت از ایشان به حج مشرف شدند.

در وصیت‌نامه نصب شده بر ضریح آرامگاه او چنین می‌خوانیم: مرا در کتابخانۀ عمومی، زیر پای محققان علوم آل محمد دفن کنید.

پایان.

[۱] کتاب

[۲]  گلی زواره، جامع فضل و فضیلت، ص۱۴۶

ویکی پدیا

جهادی سفیران

دانشمند کم‌نظیر در عرصۀ علوم دینی

بنیان گذار بزرگ ترین کتابخانه کشور

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *