آیه الله میرزا حسن احقاقی از شاگردان آیه الله فقیه سبزواری

از شاگردان مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری
( ۱۳۴۵ – ۱۲۷۱ شمسی )
( ۱۳۸۶ – ۱۳۰۹ قمری )

آیة الله میرزا حسن احقاقی

آیه الله میرزا حسن احقاقی

هو العزیز المتعال


مرجع بزرگوار آیه الله العظمی مولانا الحاج میرزا حسن الاحقاقی الحائری الاسکوئی ادام الله ظله العالی


پدر بزرگوارم و استاد عالیمقام، العبد الصالح و الامام المصلح، جامع العلوم و الفنون و حاوی الفروع والاصول، نادره‌ی دوران و نابغه‌ی زمان، المرجع الدینی الکبیر و المصلح الاخلاقی العظیم، آیه الله العظمی، مولانا الحاج میرزا حسن الاحقاقی الحائری الاسکوئی روحی فداه، سوّمین فرزند فرزانه‌ی علیین رتبت آیه الله الحاج میرزا موسی آقا الحائری الاحقاقی قدس سرّه الشریف، بدون اغراق و مبالغه به شهادتِ اهل بینش و بزرگانیکه در مناطق وسیع عرب و عجم و شرق و غرب محضر مبارکشان را درک نموده‌اند و به فیض مصاحبتشان نائل آمده‌اند و آثار علمی و خدمات درخشان و عظیم مذهبی و اجتماعی ایشان را از نزدیک مشاهده کرده‌اند. شخصیتی کم‌نظیر و نابغه‌ای استثنائی می‌باشند که در کلیّه‌ی ابعاد علوم و اعمال خیر و همه‌ی مراتب اخلاق فاضله و وسعت صدر و سیرت ملکوتی و تمام جوانب شجاعت و شهامت و سخاوت و عبادت و زهد و تقوی و سلامت نفس و صحّت بدن و طول عمر و حتی چذبه و محبوبیت صورت نمونه‌ای کامل و أُسوه‌ای بی‌بدیل بوده و می‌باشند که در صفحات تاریخ( غیر از حضرات معصومین و اولیاء الله منصوص من جانب الله علیهم السّلام که دارای مقامی مخصوص و بالاتر از احاطه‌ی بشری می‌باشند) کمتر نظیرشان دیده شده است.

ین بزرگوار، حکیمی متألّه و عارفی متکلّم و فقیهی متبحّر و محدّثی امین و خطیبی بلیغ و سخنوری فصیح و ادیبی اریب و شاعری شیرین سخن و ریاضی‌دانی دقیق و جوادی متواضع و گردنفرازی فروتن و مدبّری بصیر و زاهدی متّقی و شب‌زنده‌داری عابد و رهبری حکیم و زعیمی دوراندیش و مرجعی خردمند می‌باشندو به علاوه در پاره‌ای از فنون و هنرها مانند سوارکاری و شنا و آشنائی به بعضی از زبانهای بیگانه‌ی متداول و طبّ عملی و علم نجوم و ریاضی و اعداد و حروف و غیره از درجه‌ی ممتاز و اعلی برخوردارند و قلب مبارکشان مخزنی از مخازن اسرار ولایت است ولی بارزترین ویژگی ایشان که انسان را در اوّلین برخورد بی‌اختیار تحت تأثیر معنوی خود قرار می‌دهد، توحید و خشوع کامل ایشان در برابر معبود یکتا، و اخلاص و محبّت و ولای وافر و عمیق و قلبیشان به حضرات معصومین چهارده‌گانه محمّد و آل محمد علیهم السّلام و تمام منتسبین به آن خاندان وحی و طهارت می‌باشد و همه‌ی کشور باصفای قلبشان مسخّر و ولای آن نیکان عالم امکان است و اگر شخصی یا شیئی را دوست داشته باشند فقط در راه رضای الهی و ولایت ایشان می‌باشد. و اگر به عمل یا کاری اشتغال ورزند تنها جهت خدمت به آستان مقدس آن بزرگواران است به طوری که قطب اصلی و بدایت و نهایت تمام اعمال و مجاهدات بلکه رشته‌ی زندگی و حیات ایشان را رضای آن محبوبان جهان هستی تشکیل داده است و مضمون رباعی ذیل به طور کامل در وجود شریف ایشان با جلوه‌ای روشن و آشکار برای هر کسی که زمانی وَلَوْ اندک مصاحبت ایشان را داشته است به ظهور رسیده است:


یکی درد و یـکی درمـان پسـندد یکی وصل و یکی هجران پسندد
ز درمان و ز درد و وصل و هجران پسنـدم آنـچه را جـانـان پسندد
و یا به قول حافظ شیرازی رحمه الله علیه
نیست در لوح دلم جز الفت قامت یار چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم


و یا از همه کاملتر و روشنتر آیه‌ی مبارکه‌ی ذیل است:


رِجالٌ لا تُلَهیهِمْ تِجارَهٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللهِ و أقامِ الصّلوهِ و ایتاءِ الزّکوهِ یَخافُونَ یَوماً تَتَقَلَّبُ فیهِ الْقُلوُبُ فیهِ الْقُلوُبُ وَ الْأَبْصارُ ( النور ۳۷ )


یعنی: مردانی که هیچ کسب و تجارت آنان را از یادِ خدا غافل نگرداند و نماز بپا داشته و زکواه به فقیران بدهند و از روزیکه دل و دیده‌ها در آن روز مضطربست ترسان و هراسانند.
بیشتر اوقات شب را در حال رکوع و سجود و راز ونیاز و گریه و زاری به درگاه خداوند یگانه‌ی بی‌نیاز و غالب ساعات روزشان وقف خدمت به دین و مؤمنین و به خصوص بینوایان و مستمندان و نشر آثار و احکام وفضائل و مناقب حضرت سیّدالمرسلین و اهل‌بیت معصومین الطیبین الطاهرین علیهم الصلوات من ربّ العالمین می‌باشد و اگر در خلال اینهمه مسئولیتها و تکالیف شاقِّ دینی و اجتماعی که دارند فراغتی حاصل آید آنهم رطب اللسان به ذکر معبود و ادعیه و او را دِمأثوره از حضرات معصومین علیهم السلام هستند ایشان دارای تألیفات عدیده‌ی دینی و اخلاقی و فقهی و فلسفی گرانبها و ارزشمند می‌باشند که اگر چه از نظر تعداد و کمیّت زیاد نیست ولی از نظر کیفیت و دقائق معانی و جامعیت بر علوم و اسرار م مبانی دین کم‌نظیر بلکه بی‌نظیر است و قدرت اعجاب‌آور و فصاحت و بلاغت و حکمت و اخلاق آن خلّاق المعانی را می‌ترساند به طوری که هر کدام از تألیفاتشان بارها طبع شده و مورد استقبال اهل فضل قرار گرفته است و آثار و ابنیه‌ی خیریه‌ی فراوان از مساجد و معابد و حسینیات و مدارس علمیّه و نشریات اسلامیّه اثنا عشریّه و صدقات جاریه و اطعان هزاران فقرا و مساکین و طبع و نشر رسالات و کتب دینی در شرق و غرب کشورهای اسلامی می‌باشند که شرح آنها انشاءالله در همین مجموعه خواهد آمد.


اگر چه من قلمم را برابر شرح فضائل علمی و مکارم اخلاقی و اعمال خیر و انسانی ایشان از نظر کمیّت و کیفیّت بسیار ناتوانی می‌بینم که بتوانم از عهده‌ی این امر مهّم برآیم و گفتنی‌ها رابه رشته‌ی تحریر در آوردم ولی از باب لایسقط المیسور بالمعسور و با توکل به اذیال مقدسه‌ی حضرات معصومین کرام علیهم السلام و قربه الی الله و نیز اجابت خواسته‌ی دوستان محترم، وظیفه‌ی شرعی خود می‌بینم که به این امر خطیر اقدام کنم و شمّه‌ای از حالات و شرحی از اعمال ایشان را در این وجیزه بیاورم، تا درسی جهت سالکین راه حق و راهنمائی برای طالبین گوهر حقیقت بشود وَ مِنَ اللهِ التُّوفیقْ وَ عَلَیْهِ التَّکْلانِ.


من خداوند بزرگ را گواه می‌گیرم که در نگاشتن همه‌ی تألیفاتم رضای حقّ را در نظر گرفته و هرگز از نمط اوسط و حدّ اعتدال تجاوز نکرده‌ام. و به خصوص د رنوشتن این تذکره چون زندگینامه خاندان خودمان می‌باشد و «‌اعوذ بالله من الخطاء و النیسان» تحت تأثیر عاطف فرزند و پدری و یا احساسات خانوادگی قرار نگرفته‌ام و مخصوصاً از مبالغه‌گوئی در این اثر و تمام آثارم به خداوند متعال پناه برده و جداً احتراز نموده‌ام، و آنچه را از خصوصیات ایشان دیده‌ام و شنیده‌ام و درک کرده‌ام در نهایت بی‌طرفی به قدر وسع و طاقتم برای دوستاران فراوانشان که از هر طرف عرب و عجم و پاکستان از حقیر که فرزند ارشدشان هستم و غالب عمرم را در محضرشان و در جوار رحمتشان سپری نموده‌ام و از نزدیک ویژگیهای ایشان را لمس کرده‌ام به رشته‌ی تحریر در آورده‌ام و امیدوارم که این وجیزه مورد قبول درگاه حق قرار گیرد.


« میلاد مسعود و تحصیلات »


این بزرگوار در دوّمین روز از شهر محرم‌الحرام سال ۱۳۱۸ هجری قمری در بلده‌ی طیّبه‌ی کربلا از مادری عفیفه و مؤمنه و صالحه و عارفه و قائمه اللیّل و صائمه النّهار والذاکره بأسماء الله تعالی و اولیاء علیهم السّلام لیلاً و نهاراً متولّد گردید و سرِّ نحبت و ولایت از سینه‌ی پاک و صافی آن کنیز حضرت زهراء سلام الله علیها نوشید و ارکان وجود و اعضای جسم و رگ و گوشت و پیه و استخوان جسد شریفش با خمیر مایه‌ی محبّت خاندان نبوّت و ولایت بنیاند گردید و محلّی مناسب جهت هبوط و استقرار روح بلند پروازش که از فاضل طینت موالی کرامش به وجود آمده بود، شد که فرموده‌اند: ( شیعَتُنا مِنّا خُلِقُط مِنْ فاضِلِ طینَتِنا وَ عُجِنوُا بِماءِ وِلایَتِنا، أَلی آخِرِ الْحَدیثِ‌ ) 


از همان اوائل کودکی و أَوان طفولیت آثر فهم و ذکاوت و علائم نبوغ و درایت و شواهد محبّت و ولایت به خاندان عصمت و طهارت در ناحیه‌ی روشن و نورانیش مشهود گردید، به طوریکه به نحوی مخصوص طرف توجّه خاصّ والد بزرگوارشان که در آن تاریخ مقام مرجعیّت عده‌ی کثیری از شیعیان آل محمد علیهم السلام را در خطه‌ی عرب و عجم داشنتد و شخصیّتی عاقبت بین و دوراندیش بودند، قرار گرفت و آن عالم بی‌نظیر همت به تعلیم و تربیت این فرزند فرزانه گماشت و آموزش و پرورش این طفل امروز و بزرگمرد را، شخصاً در تحت نظر مستقیم خود قرار داد، تا سنّ چهار سالگی اصول و فروع بنیادی اسلامی تشیّع اثنا عشری و خاصّه‌ی اخلاق مقدّس محمّدی و ولایت و محبّت اهل‌بیت احمدی صلی الله علیهم اجمعین را به شیوه‌ای خاصّ از مادری عارفه و با روش تلقین در جسم شریف خود جمع نمود و به شکل خون در شریانها و اورده و تار و پود وجود خویش به راه انداخت و با روح بلند خود که در عالم انوار و جهان أَلَست با گفتن ( بلی ) تربیتی تکوینی یافته بود درآمیخت و آنچه دانستنی بود به طور اجمال دانست.


در بهار سنّ پنجسالگی پدر بزرگوارشان یکی از تلامذه‌یبرگزیده‌ی حوزه‌ی علمیه‌ی خودشان را به نام الشیخ ملا علی خسروشاهی‌( فخرالاسلام ) رحمه الله علیه که عالمی عامل و زاهدی عابد و شیعه‌ای خالص بود جهت تعلیم قراءت و تجوید قرآن کریم و تدریس مقدّمات علوم دینی و معارف مذهبی آن نور چشم عزیزشان معیّن فرمود و آن کودک هوشمند در مدّت چندین ماه و کمتر از یکسال از قراءت کلام الله مجید فارغ گردید و سپس مقدّمات بنیادی علوم را از علم صرف و نحو و ادبیّات فارسی و عربی در نزد همان استاد به اتمام رساندند و سپس والد کاجدشان، ایشان را جهت فرا گرفتن مرحله‌ی دوّمِ مقدمات از علوم معانی و بیان و بدیع و منطق و اصول و غیره که اسامی و پایه‌ی علومِ فقاهت و اجتهاد می‌باشد به نجف اشرف و جوار برادر بزرگوارش رضوان جایگاه حضرت آیه الله فقیه الحاج میرزا علی آقا احقاقی حائری سالف الذکر اعلی الله مقامه که در آن تاریخ در حوزه‌ی مقدسه‌ی علمیه‌ی آن بلده‌ی طیّبه‌ی و در محضر مبارک علمای اعلام و مراجع و مجتهدین عالیمقام مشغول اتمام آخرین مراحل علوم  عقلیّه و نقلیّه و به خصوص فقاهت و اجتهاد بود، فرستاد. ایشان در محضر برادر بزرگوار و سایر اساتید والاتبار در آن مدینه‌ی فاضله که مهد علم و محلّ تأسیس اولین دانشگاه بزرگ و با برکت و پر محتویِ باب علم و نبی و گنجینه‌ی اسرار ازلی حضرت مولی المولی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام است، مرحله‌ی دوّم از مقدّمات علوم را با امتیازاتی شایان تقدیر و در کوتاه‌ترین مدّت ممکن به اتمام رساندند. سپس جهت گذراندن دوره‌ی سطوح از فقه و اصول و حکمت آل الرَّسول سلام الله علیهم اجمعین به کربلای معلّی مراجعت نمودند و در حلقه‌ی درس والد ماجدشان در آمدند. و در اندک مدّتی در اثر نبوغ خدا دادی در درک مطالب و استنباط معانی و بیان دلنشین که در وجودشان مشهود بود، به قدری مورد توجّه و اعتماد والدبزرگوارشان که جنبه‌ی استادی ایشان را نیز داشتند و همچنین تمام فضلای آن حوزه‌ی نورانی قرار گرفتند که در مواقعی که پدر بزرگوارشان به عللی به مجلس درس حاضر نمی‌شدند ایشان مسئولیت خطیر تدریس راعهده‌دار می‌شدند و به بهترین و کاملترین وجهِ ممکن از عهده‌ی آن بر می‌آمدند و به همین ترتیب پس از تکمیل سطوح و خارج در کربلای معلّی، دوباره عازم نجف اشرف گردیدند و در حلقه‌ی درسهای خارج اساتید و مراجع عالیقدری چون آیه الله الشیخ فتح الله غروی مشهور به ( شریف اصفهانی ) و آیه ‌الله نائینی و آیه الله سید مصطفی کاشانی و غیرهم اعلی الله مقامهم که در واقع نهائی‌ترین دوره‌ی تحصیلات جهت نیل به درجه‌ی منیعه ی اجتهاد و استنباط بود، حاضر گردیدند. و در زمانی نه طولانی از اساتید خویش و همچنین از پدر بزرگوار و برادر ارشد عالیمقامشان به اخذ اجازات مفصله‌ی روایت و اجتهاد که همگی کاشف از شایستگی فوق‌العاده‌ی ایشان جهت احراز مقام فقاهت و زعامت و مرجعیّت در تمام ابعادش بود نائل آمدند و همه‌ی این مراحل طولانی و پر پیچ و خم و صعب‌ و مستصعب (کَما لایَخْفی عِنْد أَهْلِهْ )را در عنفوان سنین بیست‌و دو سالگی با موفقیّتی بارز به اتمام  رساندند. وَ الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعالَمینَ.


ایشان در ضمن تحصیلات علوم دینیّه و معارف اسلامیّه و حضور در محافل فقهیه و اصولیّه و حکمیّه به آموختن سایر دانشها که در آن عصر جهت علما و طلّاب غرابت و استعباد داشت پرداختند. مانند فراگیری السنه‌ی خارجه و حضور در مدرسه‌ی جدید« حسینی ایران» که تقریباً در دوسال قبل از تحریر این سطور در کربلا و به همّت شیعیان ایرانی تبار آن دیار مقدس تأسیس شده بود. این مدرسه که بر مبنای تعالیم مذهب اثنا عشری قرار داشت، در مقابل مدارس عثمانی که فاقد اصول شیعه بود بنیان شده بود.


بنیان‌گذاران آن از علمای اعلام وقت ساکن در کربلا، خواستار شدند که با فرستادن فرزندانشان به آن مدرسه موجبات اطمینان خاطر و تشویق بعضی مذهبیان تندر و را که در آن روز شرکت در مکدارس جدید را حرام می‌دانستند فراهم آوردند. و حضرت جدّ امجدمان، بزرگوار راکه از هر لحاظ شایستگی این امر را داشتند جهت این امر تعیین فرمودند.


حضرتوالد ماجد روحی فداه به امر پدر بزرگوارشان مانند اولاد سایر علمای کربلا در این مدرسه که علاوه بر تعالیم مذهبی زمینه‌ای از علوم جدید را نیز دارا بود حاضر شدند و به مناسبت نبوغ و جوهره‌ی ذاتی که دارا بودند از همه‌ی اقران پیشی گرفتند و آن کانون علمی و فرهنگی را با درجه‌ای بسیار ممتاز طی فرمودند و همیشه از طرف بانیان و مدیر و اساتید مدرسه مورد تشویق و تقدیر قرار می‌گرفتند به طوری که در مواقع لزوم از طرف اولیا و مسئولان مدرسه شخص ایشان جهت القا و خطبه و سخنرانی در برابر دانشمندان و بزرگان و امرای ترک و ایرانی تبار مقیم عراقعرب و همچنین میهمانان و زوّار عالیقدری که جهت زیارت ائمه‌ی اطهار علیهم السّلام به آن شهر مقـدّس مشـرّف بودند، انتـخاب مـی‌گردیـدنـد و البـته ایـن دوره را در همان ایّام طفولیّت به اتمام رساندند

و همچنین پس از سالها، یعنی در خلال سنین ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۲ و همچنین ۱۳۲۴ تا ۱۳۲۵ هجری شمسی که توفیق توطّن موقّت ایشان با خانواده در مشهد مقدس و جوار رحمت حضرت ثامن الاولیاء علیه و علی آباءه الطاهرین و ابناءه الطیبین افضل التحیّه والسّلام حاصل آمد، ایشان جهت تذکّر ذکری و همچنین آشنائی نزدیک با اعلام و اساتید آن حوزه‌ی مقدس و در مجالس درس خارج فقه و اصولِ علمائی والامقام چون آیه الله فقیه سبزواری و آیه الله شیخ احمد کفائی فرزند مرحوم علامه و مرجع کبیر آخوند خراسانی و آیه الله الشیخ محمد حسن طوسی اعلی الله مقامهم حاضر می‌گردیدند و با بزرگانی امثال آیه الله شیخ احمد شاهرودی و آیه الله الحاج سید ابراهیم خوئی و فرزندشان آیه الله العظمی الحاج السید ابوالقاسم خوئی معاصر و فقیه حوزه‌ی علمیه‌ی نجف اشرف و غیرهم اعلی الله مقامهم از نزدیک معارفه و مصاحبه داشتند.

دانلود زندگی نامه آیه الله میرزا حسن احقاقی

http://faghihsabzevari.blogfa.com/post/1881

http://faghihsabzevari.blogfa.com/post/1639

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *