برنامه ضیافت ، شبکه قران و معارف سیما

نگاهی به گوشه هایی از زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری

نگاهی به گوشه هایی از زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه

سبزواری در برنامه ضیافت ، شبکه قران و معارف سیما ، ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ ، بیستم رمضان ۱۴۴۱

منتخب برنامه

به مناسبت هشتم شوال ، سالروز تخریب قبور ائمه بقیع علیهم السلام

تلاش مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری
برای ساماندهی قبور ائمه بقیع علیهم السلام

 

به مناسبت هشتم شوال ، سالروز تخریب قبور ائمه بقیع علیهم السلام

 

تلاش مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری
برای ساماندهی قبور ائمه بقیع علیهم السلام


***

مسافرت به بیت الله
قبل از ظهر دیروز ، حضرت آیت الله فقیه سبزواری ، به اتفاق چند نفر به قصد زیارت بیت الله الحرام و تشرف به مدینه منوره ، در میان بدرقه جمع کثیری با هواپیما به تهران حرکت کردند و از آن جا به جده پرواز خواهند نمود .
حضرت آیت الله فقیه سبزواری در این سفر قصد دارند با مقامات دولت سعودی و اعلیحضرت ملک سعود ملاقات نمایند تا شاید توفیق حاصل کنند که موافقت آنان را در باره ساختمان قبور ائمه اطهار که در مدینه منوره قرار دارد یا لا اقل سایه بانی که به وضع فعلی تأسف آورقبور ائمه علیهم السلام خاتمه بخشد ، اقدام گردد .

منبع :
روزنامه خراسان ، سال چهاردهم ، شماره ۳۹۹۶ ، جمعه ۶ اردی بهشت ماه ۱۳۴۲ ، ۲ ذی حجه ۱۳۸۲

http://faghihsabzevari.blogfa.com/post/2089

ویدئوی کامل ضیافت ، ویژه برنامه آیه الله فقیه سبزواری

ویدئوی کامل ضیافت ، ویژه برنامه آیه الله فقیه سبزواری ، شبکه قران و معارف


ویدئوی کامل ضیافت ، ویژه برنامه آیه الله فقیه سبزواری

https://www.telewebion.com/episode/2274227

 

منتخب برنامه

روزی که حرم امام رضا (ع) را به توپ بستند…

روزی که حرم امام رضا (ع) را به توپ بستند…

روزی که حرم امام رضا (ع) را به توپ بستند…

روزی که حرم امام رضا (ع) را به توپ بستند...

نوروز ۱۲۸۷ شمسی مصادف با ربیع‌الثانی ۱۳۳۰ قمری، دو ساعت مانده به غروب، صدای توپ‌های روسی، مناجات زائران حرم رضوی را شکافت؛ سربازان روسی که با ماشین‌های مسلسل‌دار به سمت صحن مقدس می‌آمدند، از چند ناحیه به سوی حرم تیراندازی کرده بودند.

به گزارش ایسنا، یکی از مهمترین حوادثی که حرم مطهر امام رضا (ع) با آن روبه‌رو شده، واقعه معروف به «توپ بستن گنبد مطهر رضوی» است. اتفاقی که اگر در کنار دیگر وقایع تاریخی حمله به این حرم مقدس قرار گیرد، شاید باید آن را در صدر فجایع رخ‌داده از نظر آسیب به این بنای مقدس و شهادت زائران آن حضرت قرار داد.

اما داستان از چه قرار بود؟

بعد از تشکیل ژاندارمری مخصوص خزانه‌داری کل ایران توسط «مورگان شوستر آمریکایی»، دولت روسیه که این اقدام را مخالفت مطامع خود در ایران می‏‌دانست، در اولتیماتومی به دولت ایران، خواستار اخراج شوستر از ایران و استخدام اتباع خارجی با اجازه‏ دُوَل روس و انگلیس شد. با رَدّ این اولتیماتوم دخالت‏‌آمیز توسط مجلس شورای ملی، قوای روسی مستقر در تبریز وارد قزوین شدند. هم‏چنین یکی از دست‌نشاندگان دولت روس در مشهد به نام «یوسف هراتی» به تحریک روس‏‌ها، شورشی مصنوعی در مشهد به پا کرد و آن شد تا نوروز ۱۱۰ سال قبل، سربازان روسی در حالی که شیپور می‌زدند، همراه با افسران و صاحب‌منصبان با توپ جنگی وارد مشهد مقدس شدند، در ارک منزل کردند و برای تهدید دولت ایران و نیز بی‏‌احترامی به عقاید و احساسات مذهبی مردم، حرم مطهر امام رضا(ع) را به توپ بستند.

تقریباً دو ساعت به غروب بود که صدای توپ‌های روسی بلند شد و از چند ناحیه به سوی حرم تیراندازی کردند و با ماشین‌های مسلسل‌دار به سمت صحن مقدس آمدند، اوّل غروب وارد صحن شدند، زوّار و متحصنان وارد حرم مطهّر شدند و درهای حرم را بستند. یک دسته از روس‌ها با توپ‌های مسلسل به پشت بام حرم رفتند و از پنجره‌های پشت بام ضریح مقدس امام رضا(ع) را گلوله‌باران کردند و گروهی از روس‌ها با اسلحه وارد «دارالسیاده» شدند و از شبکه‌های پنجره نقره، حرم مطهر و ضریح را هدف قرار دادند.

برخی منابع دیگر مانند سایت پژوهش‌های اسلامی رسانه این‌طور نقل می‌کند: «در ماجرای به توپ بستن حرم که به دلیل اغتشاشات مردم علیه اعلامیه روس‌ها به راه افتاده بود، سپاهیان روس بنا به درخواست کنسول وقت دولت روسیه، وارد مشهد شده و در «باغ خونی» و سایر عمارت‌های دولتی اطراف محل دژبانی مستقر شدند واز این اماکن گنبد مطهر و مسجد جامع گوهرشاد را به توپ بستند و مردم متحصن در آستان قدس رضوی را به خاک خون کشیدند.

 در اثر شلیک توپخانه، به سَردَرها و گلدسته‏ های حرم رضوی، خسارت‌های فراوانی وارد شد. هم‏چنین خزانه  حضرتی را به بانک روس منتقل کرده و اشیای قیمتی حرم را به غارت بُردند. پس از آن، مقداری از اموال را برگردانده ولی متولی حرم را با تهدید به مرگ وادار کردند تصدیق کند که تمام خزانه را تحویل گرفته است.»

اسناد مختلف تعداد کشته شدگان در این فاجعه را بیش از صد نفر عنوان می‌کنند و می‌نویسند «به مدت چهار شبانه‌روز حرم و رواق‌ها در تصرف روس‌ها بود.»

براساس ان چه در پایگاه موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی منتشر شده مرحوم محمدتقی مدرس رضوی در کتاب «سال شمار وقایع مشهد» در شرح این اتفاق، تاریخ رخداد را مربوط به سال قمری اوایل محرم ۱۳۳۰ می‌داند.

به توپ بستن گنبد حرم رضوی به نقل از یک شاهد عینی

مرحوم «آیت الله میرزا حسین فقیه سبزواری» که حدود نیم قرن کلیددار حرم امام رضا(ع) بود، یکی از شاهدان عینی این ماجرای خون بار است، فرزند وی مرحوم «آیت الله سید صادق فقیه سبزواری» پیش از فوت خود، مباحث مطرح شده از سوی پدر را در گفت‌وگویی مطرح می‌کند، یک خبرگزاری در نوروز امسال، آن نقل‌قول‌ها را منتشر کرد:

«یوسف خان که اصالت او به هرات مربوط می‌شد، در مشهد قیام کرد و ادعای او این بود که باید محمدعلی شاه، فرزند مظفرالدین شاه قاجار، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی‌خواهیم، کم کم تعدادی از مردم را به دور خود جمع کرد و صحن نو را به عنوان مرکز برنامه‌های خود قرار داد، هنوز مدتی از ماجرای این شخص نگذشته بود، که فردی دیگر به‌نام طالب الحق نیز سر بلند کرد و با یوسف خان هم‌داستان شد.

هر دو آنان به همراه یارانشان در مسجد جامع گوهرشاد جمع می‌شدند و از این مسجد به عنوان مرکز برنامه‌های‌شان استفاده می‌کردند، هر روز در صحن نو مشغول برنامه‌ریزی بودند و شب‌ها به خانه ثروتمندان می‌رفتند و مبالغ فراوانی از آن‌ها می‌گرفتند، در شهر مشهد هرج و مرج عجیبی رخ داده بود و این ماجرا حدود سه ماه طول کشید.

روز دوشنبه دهم فروردین مقارن با دهم ربیع الثانی ۱۳۳۰ هجری قمری، دو ساعت به غروب مانده بود که پدرم مرحوم آیت الله میرزا حسین فقیه سبزواری که در آن زمان ٢١ سال داشتند، برای اقامه نماز ظهر و عصر به مسجدجامع گوهر شاد می‌رفت که شخصی به نام محمدجواد عرب‌زاده، هراسان به او خبر می‌رساند که خودت را به مدرسه برسان که الان روس‌ها آستان قدس را به توپ می‌بندند. او نیز پس از شنیدن این خبر، باعجله و هراسان خود را به صحن کهنه می‌رساند.

پدرم در خاطراتش نقل می کرد که هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ‌ها بلند شد و نخستین توپ، از باغ خونی، محلی که روس‌ها در آن مستقر بودند، به ایوان عباسی اصابت کرد و گلوله‌های آن در صحن پخش شد و او نیز نتوانست به مدرسه برود به همین دلیل به داخل حرم برگشت. ناگهان شلیک‌های توپ، متعدد و ادامه‌دار شد، به گونه‌ای که از دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی نیز، توپ شلیک می‌شده و تا پس از اذان مغرب  نیز مسلسل توپ ادامه داشته است.

پدرم می‌گفت که هرچه تلاش کردم، خود را از این واقعه خلاص کنم، نتوانستم، به همین دلیل گاهی به میان حرم و گاهی به میان مسجد و گاهی به دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده می‌رفتم تا بالاخره «طالب الحق» به حرم آمد و عده زیادی از مردم اطراف او جمع شدند، او گفت که امروز به فرمانده روس‌ها تلفن می‌کنم تا دیگر توپ شلیک نکنند و به همین دلیل خودش را به کشیک‌خانه رساند ولی پس از گذشت نیم ساعت باز گشت و گفت: هرچه تلفن می‌کنم کسی جواب نمی‌دهد.

بنا بر آنچه که پدر مرحومم نقل می‌کرد، طالب الحق هنگامی که از کشیک خانه برگشت پریشان خاطر بود و می‌گفت که قرار ما با روس‌ها این بود که هرزمان من می‌گویم دست بردارید، دست بردارند.

پدرم گفت تا اذان مغرب در میان صحن حرم امام رضا(ع) بودم و مستأصل و نگران از اینکه راهی برای خلاص شدن از این ماجرا ندارم، دلم شکست و به امام هشتم متوسل شدم تا بالاخره راه نجاتی پیدا شد و توانستم به هر شکل ممکن خود را به قبرستان قتلگاه (صحن طبرسی) برسانم و به درب خانه‌های بسته پناه بردم، ولی هیچ پاسخی از اهالی منزل شنیده نمی‌شد؛ گویا هیچ کدام در منزل نبودند، تا اینکه بالاخره درب منزل «محمد حسین داورزنی» که در کنار قتلگاه بود، باز شد و او مرا به داخل خانه دعوت کرد، ولی هنگام ورورد، ضعفی عجیب مرا فراگرفت. چند ساعتی بیهوش شدم، صبح روز بعد که حالم کمی بهتر شد و به سمت حرم رفتم، متوجه شدم لشکر روس‌ها تمام صحن و حرم را محاصره کرده‌اند.

تا صحن بالای خیابان، ٧٢ نفر جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند و در صحن کهنه نیز، قشون روس ایستاده و مانع ورود مردم به داخل صحن می‌شدند، چهار روز به همین شکل گذشت و بعد از آن حرم و صحن امام رضا(ع) را به خود ایرانی‌ها واگذار کردند. در ادامه جمعی از محترمان و علما برای تطهیر حرم و رواق‌ها وارد صحن شدند. روس‌ها وضع اسفناکی را در حریم امن رضوی بوجود آورده بودند، «یوسف خان هراتی» که عامل اصلی این معرکه بود، فرار کرد ولی این فرار سرانجام نداشت و جنازه او را به مشهد آوردند و محمد نیشابوری نیز که به نیشابور فرار کرده بود در همان جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد.»

انتهای پیام

https://www.isna.ir/news/97081708050

داستان یک عکس

از مرحوم حاج شیخ نصرا… شاه‌آبادى نقل است که برخى قائل بودند به عدم مشروعیت استفاده از حوض آبى که توسط آستان قدس در صحن گوهرشاد ساخته شده بود، چراکه مکان حوض قبلا مسجد کوچکى به نام مسجد پیره‌زن بود؛ لذا حضرات آیات ( فقیه و خویی ) در مجلسى اقدام به وضو گرفتن و استفاده از آب حوض کردند و قضیه را خاتمه دادند.

داستان یک عکس

مسجد گوهرشاد از مکان‌های بسیار مهمی است که در عصر تیموری زیر نظر گوهرشاد خاتون ساخته شده است. وسط صحن این مسجد محلی وجود داشته به ابعاد تقریبی ۱۲×۱۲ متر، که تا سال ۱۳۲۹ شمسی برقرار بوده است و مردم به آن مسجد پیرزن یا بیوه‌زن می‌گفته‌اند. فضای مزبور در اصل، محل حوض قدیم وسط صحن مسجد بوده که از زمان زلزله سال ۱۰۸۴ قمری پر و تبدیل به محل نماز شده است. مردم مشهد طبق افسانه‌ای، این صفه را منزل پیرزنی می‌دانند که حاضر نشده است ملک خود را به گوهرشاد بفروشد و آن را وقف کرده است. حال آنکه چنین داستانی، افسانه و شایعه‌ای بیش نیست. در این تصویر آیت‌ا… سید حسین فقیه سبزواری و آیت‌ا… سید علی‌اکبر خویی ۲ فقیه برجسته معاصر در حال وضو گرفتن از حوض داخل مسجد گوهرشاد هستند. از مرحوم حاج شیخ نصرا… شاه‌آبادى نقل است که برخى قائل بودند به عدم مشروعیت استفاده از حوض آبى که توسط آستان قدس در صحن گوهرشاد ساخته شده بود، چراکه مکان حوض قبلا مسجد کوچکى به نام مسجد پیره‌زن بود؛ لذا حضرات آیات در مجلسى اقدام به وضو گرفتن و استفاده از آب حوض کردند و قضیه را خاتمه دادند.

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/1321/14907

گفتگو در زمینه زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری

گفتگو در زمینه زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرجع عالیقدر ، مؤسس حوزه علمیه خراسان ،

آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمت الله علیه

گفتگو در زمینه زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرجع عالیقدر ، مؤسس حوزه علمیه خراسان ،

آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمت الله علیه

شبکه قران و معارف سیما

برنامه ضیافت

پنج شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ ، بیستم ماه رمضان ۱۴۴۱ شب قدر و شب شهادت

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام

با حضور سید محمد فقیه سبزواری به عنوان کارشناس مهمان

مجری برنامه : سید هادی صلح جو

لینک تماشای کامل برنامه :

https://qurantv.ir/content/168594

کرامت علامه میرزا موسی در پیشگیری از مرگ شهروندان به دلیل شیوع وبا

علامه میرزا موسی فقیه سبزواری ، پدر آیه الله میرزا حسین فقیه سبزواری و آیه الله میرزا مهدی فقاهتی ، در سال ۱۳۲۲ قمری برابر با ۱۲۸۳ خورشیدی ، که بیماری مهلک وبا ، در سراسر کشور ، من جمله سبزوار ، شیوع پیدا کرده بود ، با اقامه نماز و خواندن دعا بر ظرف آب و متبرک کردن آب ظرف ، دستور داد آب ظرف را در آب انبار مرکز شهر بریزند . 

نقل کرده اند از آن پس ، هر مبتلایی که از آن آب نوشید ، شفایافت و غیر مبتلایان ، تا آخر عمر ، بیمار نشدند و در سلامت کامل زندگی کردند . 

کرامت علامه میرزا موسی فقیه سبزواری در پیشگیری از مرگ شهروندان

به دلیل شیوع وبا در سال ۱۳۲۲ قمری در سبزوار

علامه میرزا موسی فقیه سبزواری ، پدر آیه الله میرزا حسین فقیه سبزواری و آیه الله میرزا مهدی فقاهتی ، در سال ۱۳۲۲ قمری برابر با ۱۲۸۳ خورشیدی ، که بیماری مهلک وبا ، در سراسر کشور ، من جمله سبزوار ، شیوع پیدا کرده بود ، با اقامه نماز و خواندن دعا بر ظرف آب و متبرک کردن آب ظرف ، دستور داد آب ظرف را در آب انبار مرکز شهر بریزند .

نقل کرده اند از آن پس ، هر مبتلایی که از آن آب نوشید ، شفایافت و غیر مبتلایان ، تا آخر عمر ، بیمار نشدند و در سلامت کامل زندگی کردند .

به نقل از کتاب ” مردان علم در میدان عمل ” ، شرح ماجرا را بخوانید :

یکی از مردان علم و عمل که سرزمین عالم پرور سبزوار به دنیا دین و دانش تحویل داده است مرحوم میرزا موسی سبزواری والد ماجد و پدر والاتبار آیت الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری بوده است.
مرحوم میرزا موسی از علمای طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف آن دوره می باشد که در سنه ۱۲۶۲ قمری به دنیا آمده است وی مردی زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد و احترام مردم بود و وجود وی برای مردم سبزوارو ملجا و پناهی بود که در تمام گرفتاریها به معظم له مراجعه می کردند چنانچه وقتی مرض مهلک و با سرتاسر ایران را فرا گرفته بود و مردم سبزوار در کمال وحشت و ناراحتی بسر می بردند جمعیت اطراف این مرد بزرگ را گرفتند و از وی استدعا کردند که برای دعا ونماز به مصلی سبزوار تشریف ببرند و برای رفع مرض و با دعا نمایند.
آن بزرگوار قبول نمودند و پس از پایان مراسم نیایش و دعا در میان هزاران حلقه چشم ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرک کرده و سپس بقیه آب را در اب انبار شهر ریختند، نقل می کنند که از آن پس هر کس از آن آب به قصد تیمن و تبرک می خورد شفا می یافت و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است.
وی در سال هزار و سیصد و سی و شش قمری به سن هفتاد و چهار سالگی وفات یافت در مرگ آن عالم جلیل چنانچه نقل می کنند و معروف است هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار از انقلاب هوا ازمرگ وی مطلع می شوند، جنازه اش را با تجلیل هر چه تمامتر و بیشترتشییع نموده در کنار شرق شهر سبزوار به خاک می سپارند و از آن تاریخ مقبره اش زیارتگاه خاص و عام گردید. عاش سعیدا و مات سعیدارحمد الله علیه اعلی الله مقامه.

http://www.ghadeer.org/Book/1259/197001

و کتاب ” عمری پر افتخار ” خاطرات زندگانی آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ، صفحه ۱۸ ، ۱۳۴۶ ، بورس کتاب ، مشهد ، نوغانی و ناصری

کرامتی دیگر از علامه میرزا موسی فقیه سبزواری به نقل از حجه الاسلام اخلاقی سبزواری

فاضل گرانقدر حجه الاسلام محسنی نژاد سبزواری از اعضاء دفتر استفتاء آیه الله العظمی شبیری زنجانی ، از عالم فرهیخته حجه الاسلام  اخلاقی سبزواری شنیده اند که در روزگار مرحوم میرزا موسی ، یکی از شاهزادگان قاجار فوت می کند .

در مجلس ترحیم این شاهزاده که در سبزوار برگزار شده بود ؛ شخصی نسبت به مرحوم میرزا موسی که در مجلس حضور داشت ، بی احترامی و اسائه ادب می کند اما میرزا موسی واکنشی نشان نمی دهد و اجازه نمی دهد دیگران هم متعرّض او شوند .

در عصر میرزا موسی ، هنوز پذیرایی با چای در مراسم ها و مجالس مرسوم نبود و با قهوه از شرکت کنندگان پذیرایی می کردند .

حجه الاسلام اخلاقی به نقل از بزرگان و معمّرین سبزواربه حجه الاسلام محسنی نژاد فرموده اند که در همان مجلس ، شخص اهانت کننده هنگام نوشیدن قهوه ، به علت ورود قهوه به مجرای تنفسی اش ، دچار خفگی می شود و می میرد . عطف به کرامتی که مردم سبزوار از میرزا موسی در مهار وبای فراگیر سال ۱۳۲۲ قمری با دعای مستجابش به یاد داشتند ، خفه شدن توهین کننده را اثر وضعی رفتار نامناسبش با میرزا موسی تلقی کردند و انتشار خبر حادثه در سبزوار ، به اعتقاد بیشتر مردم به اوج معنویت و روحانیت میرزا موسی انجامید

https://t.me/faghih_e_sabzevari/8163

http://faghihsabzevari.blogfa.com/post/2130

دانشنامه اسلامی

ویکی پدیا

ویکی نور

یادها و خاطرات آیه الله حجّت هاشمی خراسانی از استاد خود ، مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری

یادها و خاطرات آیه الله حجّت هاشمی خراسانی از استاد خود ، مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری

یادها و خاطرات آیه الله حجّت هاشمی خراسانی

از استاد خود ، مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری

با فرمت ورد

یادها و خاطرات آیه الله حجت هاشمی خراسانی از مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری

با فرمت پی دی اف

یادها و خاطرات آیه الله حجت هاشمی خراسانی از مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری

سوگ نگاره آیه الله حجت هاشمی خراسانی برای رحلت مرحوم فقیه سبزواری

سوگ نگاره آیه الله حجت هاشمی خراسانی برای رحلت مرحوم فقیه سبزواری

سوگ نگاره آیه الله حجت هاشمی خراسانی برای رحلت مرحوم فقیه سبزواری

با فرمت ورد

سوگ نگاره آیه الله حجت هاشمی خراسانی برای رحلت مرحوم فقیه سبزواری

با فرمت پی دی اف

سوگ نگاره آیه الله حجت هاشمی خراسانی برای رحلت مرحوم فقیه سبزواری

ذکرجمیل فقیه سبزواری در محضر آیه الله حجت هاشمی خراسانی

آیه الله حجت هاشمی خراسانی ( حفظه الله تعالی ) نوه عارف بزرگوار حاج شیخ حسنعلی نخودکی ، که بدون تردید ، جانشین مرحوم عبدالجواد ادیب نیشابوری معروف به ادیب اول ؛ و شاگرد و جانشین مرحوم محمدتقی ادیب نیشابوری ، معروف به ادیب دوم ؛ و از شاگردان برجسته و مبرّز مرحوم آیه الله العظمی میرزا حسین فقیه سبزواری هستند ، به دلیل تحصیل علم و اخلاق در محضر اساتید برجسته و وارسته ، و به دلیل تدریس مداوم و متوالی در طول بیش از پنجاه سال در حوزه علمیه مشهد ؛ و به دلیل تربیت صدها شاگرد برجسته و فرهیخته ؛ و به دلیل تألیف دهها جلد کتاب مفید و جامع در حوزه ادبیات عرب ؛ و به دلیل احاطه بر عرفان اسلامی و علوم غریبه ؛ و به دلیل شهرتی که در ملکات اخلاقی ، خاصه ، تواضع و حسن خلق دارند ، بی نیاز از توصیف و معرفی هستند و با شخصیت ایشان ، نه فقط شاگردان و اهل علم و فضلا ، که عموم مردم غیر اهل علم نیز ، خصوصا جوانان تشنه زلال معرفت ، آشنا هستند .

توفیق الهی رفیق ما شد تا ساعاتی را در محضرشان ، ذکر جمیل و یاد خیری داشته باشیم از مرحوم پدر بزرگمان آیه الله العظمی میرزا حسین فقیه سبزواری که سال ها ، استاد فقه و اصول و فلسفه و نهج البلاغه ایشان بوده ؛ و علاوه بر این ها ، رموز و اسرار بسیار نیز ، اورا آموخته است .

آن چه می خوانید ، متن و ملخّص حرف های ما و حرف های استاد حجت هاشمی است که حاوی پرسش ها و پاسخ ها ؛ و نکته ها و خاطره هایی است پیرامون شخصیت و خدمات مرحوم میرزا حسین فقیه سبزواری .

بسم الله الرحمن الرحیم

ذکرجمیل فقیه سبزواری در محضر آیه الله حجت هاشمی خراسانی

با حضور :

مهندس سید محمد فقیه زاده – سید محمد فقیه سبزواری

فرازهایی از سخنان آیه الله حجت هاشمی خراسانی در دیدار با معظّم له :

حیف حیف از مرحوم فقیه سبزواری که از زحمات و خدماتش قدردانی نشد . مانند ایشان کسی نیامده و نخواهد آمد .

***

یک نفر نقل می کرد چند سال قصد داشتم به مکه بروم اما نشد . امام رضا علیه السلام را خواب دیدم . فرمود برو پیش فقیه سبزواری . من آمدم نزد آقا و آن سال ، به مکه مشرف شدم .

***

ادامه خواندن “ذکرجمیل فقیه سبزواری در محضر آیه الله حجت هاشمی خراسانی”