روایتی از حال و هوای کلاس درس دکتر شفیعی کدکنی در دانشگاه تهران

مهرماه سال ۱۳۱۸، کدکن نیشابور، زادگاه مردی شد با سری به رفعت سماوات و دلی به وسعت اقیانوس. او تحصیل را از خانه و مکتبخانه آغاز کرد و به دبستان و دبیرستان نرفت. از همان کودکی مبانی زبان فارسی و عربی را نزد پدرش آموخت. در کنار آموزش علوم ادبی، علوم حوزوی مانند فقه و اصول و منطق را نزد استادانی چون ادیب نیشابوری، آیت الله حسین سبزواری، میرزا محمد هاشم قزوینی فراگرفت. در سال ۱۳۴۱ به دانشگاه فردوسی مشهد رفت و در آنجا محضر بزرگانی چون غلامحسین یوسفی و علی اکبر فیاض را درک کرد. از دیگر بزرگانی که او بعد از آمدن به تهران با آنها همنشین شد می توان به غلامحسین مصاحب در دایره المعارف فارسی، مجتبی مینوی در بنیاد شاهنامه، پرویز خانلری و بدیع الزمان فروزانفر در دانشگاه تهران اشاره کرد. همانجا بود که فروزانفر بعد از جلسه دفاع او از پایان نامه اش با عنوان «صور خیال در شعر فارسی»، جمله «افتخاری برای فضل و فضیلت» را در دعوت ایشان به دانشگاه مرقوم کرد.

روایتی از حال و هوای کلاس درس دکتر شفیعی کدکنی در دانشگاه تهران

تو بمان که جمله هستی به صفای تو بماند

 شهریار شاهین دژی (مدرس و محقق ادبیات)

تو درخت روشنایی گل مهر برگ و بارت/ تو شمیم آشنایی همه شوق ها نثارت…/ تو بمان که جمله هستی به صفای تو بماند…/ ز زبان سرخ آلاله شنیدم این ترانه:/ که اگر جهان بر آب است/ ترنم تو بادا و / شکوه جاودانه

مهرماه سال ۱۳۱۸، کدکن نیشابور، زادگاه مردی شد با سری به رفعت سماوات و دلی به وسعت اقیانوس. او تحصیل را از خانه و مکتبخانه آغاز کرد و به دبستان و دبیرستان نرفت. از همان کودکی مبانی زبان فارسی و عربی را نزد پدرش آموخت. در کنار آموزش علوم ادبی، علوم حوزوی مانند فقه و اصول و منطق را نزد استادانی چون ادیب نیشابوری، آیت الله حسین سبزواری، میرزا محمد هاشم قزوینی فراگرفت. در سال ۱۳۴۱ به دانشگاه فردوسی مشهد رفت و در آنجا محضر بزرگانی چون غلامحسین یوسفی و علی اکبر فیاض را درک کرد. از دیگر بزرگانی که او بعد از آمدن به تهران با آنها همنشین شد می توان به غلامحسین مصاحب در دایره المعارف فارسی، مجتبی مینوی در بنیاد شاهنامه، پرویز خانلری و بدیع الزمان فروزانفر در دانشگاه تهران اشاره کرد. همانجا بود که فروزانفر بعد از جلسه دفاع او از پایان نامه اش با عنوان «صور خیال در شعر فارسی»، جمله «افتخاری برای فضل و فضیلت» را در دعوت ایشان به دانشگاه مرقوم کرد.

خانلری اندکی بعد یعنی در سال ۱۳۴۴ در مجله «سخن» نوشت: «استادان فاضل دانشگاه تهران آثار ارزنده ای انتشار داده اند و میان پرورش یافتگان این دستگاه، جوانان صاحب طبع و هنرمند و پرشور به وجود آمده اند، از جمله شفیعی کدکنی.»

این مرد همان کسی بود که از همان سال ها تا امروز استاد بی مانند دانشگاه تهران باقی مانده است. او نه تنها در ساحت های علمی متعدد مانند پژوهش روی دقایق عرفان و ادب فارسی یگانه است بلکه توانسته به سرودن بهترین نمونه های شعر نو و کلاسیک نیز بپردازد. ظاهرا تاکنون نیز کسی نتوانسته جمع این همه اضداد باشد. همچنین شفیعی کدکنی توانسته شاگردان بسیاری پرورش دهد که بعضی از آنها امروز استادان بنام کشورند.

نخستین حضورم را در کلاس ایشان خوب به یاد دارم. کلاس در کتابخانه برگزار می شد و میزها به صورت دایره وار چیده شده بودند. بعضی روی صندلی ها نشسته و عده زیادی در کنار قفسه های کتاب ایستاده بودند. من نیز به گوشه ای رفتم و ایستادم؛ در پوست خود نمی گنجیدم که دیدم «مردی است می سراید خورشید در گلویش.»

کلاس هایش هیچ گاه قوانین دست و پاگیر و مدرسی معمول را ندارد، خبری از حضور و غیاب نیست، محدودیتی وجود ندارد، عاشقی و هواداری و سرمستی کافیست. بارها دانشجویانی را از رشته های دیگر سر کلاس ایشان دیده ام، بسیار اوقاتی بوده که تعداد دانشجویان و اشخاص متفرقه از هر کجا و در هر سن و سال از تعداد دانشجویان رسمی بیشتر بوده است. به کرات افرادی را دیده ام که به…

شوق کلاس ایشان شب از شهرستان حرکت کرده و صبح به دانشگاه رسیده اند و بعد از کلاس، دوباره راهی دیار خویش شده اند. کلاس های دکتر شفیعی از لحظه ورود او به دانشگاه و کنار مجسمه فردوسی و گاهی قبل از آن در خیابان ۱۶ آذر آغاز می شود؛ در راه پله یا آسانسور ادامه می یابد؛ به کلاس اصلی می رسد و ساعت ها ادامه دارد ولی به آنجا نیز ختم نمی شود. گاهی استاد زمان های زیادی را در راهرو و پلکان صرف پاسخ دادن به دانشجویان کرده و این سوالات تا لحظه خروج ایشان از دانشگاه ادامه دارد. روش تدریس شان منحصر به فرد است؛ مبتنی بر روخوانی از جزوه و کتاب نیست؛ شروع بحث، سوالی است که دانشجویان می پرسند. گذراندن واحد درسی با ایشان منوط به مطالعه دقیق و عمیق چندین منبع و کتاب و تسلط کامل به آنهاست؛ و انجام تحقیقی که قابلیت تبدیل به کتاب را خواهد داشت. امتحاناتشان اگر از آزمون ورودی دانشگاه مشکل تر نباشد، آسانتر نیست! بسیاری از تحقیق ها را قبول نمی کنند و می گویند: «کل اینها را می شود در چند ساعت با رایانه پیدا کرد!» و در جایی می گفتند: «فروزانفر برای پیدا کردن منبع یک بیت، مدت زیادی چاپ کتابی را به تعویق انداخت و کتب زیادی را به مطالعه گرفت!» از خود ایشان شنیدم که: «فرد یا نباید با من درسی را بگذراند یا اگر گذراند باید با سواد بگذراند. ناسلامتی شما دانشجوی امروز ادبیات و استادان آینده خواهید بود.» البته همین ها باعث می شود بسیاری از دانشجویان با ایشان به صورت رسمی واحدی را انتخاب نکنند.

زیرا می دانند عبور از این سد براحتی میسر نخواهد بود. روش ایشان در نمره دادن بسیار جالب توجه است و حافظه شان در به خاطر سپردن نمرات دانشجویان شگفت انگیز! چنانکه مثلا نمرات دانشجویان دهه پنجاه را نیز به یاد دارند و البته شاید این چندان خوشایند برخی دانشجویان تنبل که امروز مقام و مرتبتی تازه یافته اند نباشد.

تا در یادها هست، سه شنبه ها روز کلاس ایشان بوده و فقط آن روزها به تدریس می پردازند. به قول قیصر امین پور: «راستی روزهای سه شنبه پایتخت جهان بود.» بقیه روزها به تحقیق می پردازند و از همین روست که خوشبختانه توانسته اند آثار زیادی را به رشته تحریر درآورند. جز آنکه استعداد شگفت انگیز و همت و پشت کاری ستودنی دارند.

شفیعی آمیزه ایست از دانش و بینش و منش. هنر و ذوق و اخلاق را به هم آمیخته است. او در تمام زمینه های نظم و نثر فارسی، عربی، انگلیسی، فقه، فلسفه، تاریخ و مکتب های ایران و جهان، تبحری مثال زدنی دارد. به قول محمود دولت آبادی: «شفیعی پلی است میان گذشته و آینده.»

محمدرضا شفیعی کدکنی، نمادی است از یک چهره تمام عیار ادبی، شاعر، منتقد، مصحح و مورخ.

آثار استاد را می توان از چند منظر نگریست که به حق در هر کدام بی بدیل است:

ترجمه ها مانند: «آفرینش و تاریخ» از زبان عربی و «تصوف اسلامی و رابطه انسان و خدا» از زبان انگلیسی، که چنان با مهارت انجام شده است که خواننده را از متن اصلی بی نیاز می کند.

نقد و تحقیق از جمله «صور خیال در شعر فارسی» و «موسیقی شعر» که هریک نشانه ایست از دامنه گستردۀ علمی او. تعریف ماندگار ایشان از شعر اینچنین است: «گره خوردگی عاطفه و تخیل که در زبانی آهنگین شکل می گیرد.» وی همچنین کلمات جدید بسیاری را به زبان فارسی تقدیم کرده است. یعنی بسیاری از معادلهای فارسی برخی اصطلاحات فرنگی که امروز در میان مردم جا افتاده است ساخته شفیعی است.

تصحیح انتقادی متون کهن همچون مجموعه آثار عطار و «اسرار التوحید»

مجموعه اشعار مانند: «هزاره دوم آهوی کوهی» و «آیینه ای برای صداها». وی به شعر کلاسیک و نو مسلط است و پرواز خیال در اشعار او هویداست. ایشان معتقدند که شعر خوب شعری است که حافظه مردم آن را به خاطر بسپارد. بواقع این معیار در مورد شعر خودش کاملا صادق است.

زرین کوب شعر او را «شعر جوهردار، شعر بی نقاب» می خواند.

غلامحسین یوسفی نیز می گوید: «او افزون بر بهره مندی از قریحه و فطرت شاعری در شعر خویش از دیدگاهی انسانی و اجتماعی سخن می گوید و چون از فرهنگ ایران و زبان فارسی بهره ور است می تواند اندیشه ها و دریافت ها و پدیده های زیبای جهان شاعرانه خود را به صورتی دلکش و پر تاثیر به ما عرضه کند.»

اخوان او را اینگونه توصیف می کند: «تو در فارسی سرایی هشیار و دقیقی و شسته و پاکیزه گوی، بارک الله تو. بخوان، بگو، بسرای، هر چه بیشتر بهتر.»

مقالات در مجله های معتبر

از جمله فعالیت های برون مرزی ایشان نیز می توان به این موارد اشاره کرد:

فرصت مطالعاتی در دانشگاه های آکسفورد و پرینستون.

مسافرت به اروپا به همراه اخوان به دعوت خانه فرهنگ های جهان در آلمان

مسافرت به ژاپن به دعوت بنیاد فرهنگ ژاپن

دعوت برای تدریس در دانشگاه هاروارد

https://www.magiran.com/article/3444147

آیت الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری

آیت الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به فقیه سبزواری، فرزند آیت الله میرزا موسی متولد شد. وی در سال ۱۳۲۶ ه‍. ق برای ادامه تحصیل وارد مشهد شد و در مدرسه فاضلخان حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون حاج شیخ حسن برسی، میرزا محمد باقر مدرس رضوی، میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی و حاج میرزا اسماعیل مجتهد، علم آموخت.

آیت الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری
آیت الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به فقیه سبزواری، فرزند آیت الله میرزا موسی متولد شد. وی در سال ۱۳۲۶ ه‍. ق برای ادامه تحصیل وارد مشهد شد و در مدرسه فاضلخان حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون حاج شیخ حسن برسی، میرزا محمد باقر مدرس رضوی، میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی و حاج میرزا اسماعیل مجتهد، علم آموخت.

ادامه خواندن “آیت الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری”

میرزا احمد محدّث خراسانى ، از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری

میرزا احمد محدّث خراسانى ،فرزند دانشمند و واعظ نامدار خراسان شیخ على و نوه واعظ بزرگ آستان قدس رضوى شیخ حسن پائین خیابانى, که از دانشمندان و واعظان برجسته مشهد مقدس بود, پس از یک دوره طولانى بیمارى به ملکوت اعلى پیوست 

میرزا احمد محدّث خراسانى ، از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری

فرزند دانشمند و واعظ نامدار خراسان شیخ على و نوه واعظ بزرگ آستان قدس رضوى شیخ حسن پائین خیابانى, که از دانشمندان و واعظان برجسته مشهد مقدس بود, پس از یک دوره طولانى بیمارى به ملکوت اعلى پیوست

وى در یک خانواده اصیل علمى در مشهد مقدس تولد یافت. ادبیات را از محضر استاد شیخ محدتقى ادیب نیشابورى بهره مند گردید, سپس شرح لمعه و قوانین را از محضر آیت اللّه میرزا احمد مدرس یزدى استفاده نمود. کفایه الاصول را از محضر آیت اللّه شیخ هاشم قزوینى فراگرفت, سپس در دروس خارج ایشان که در مدرسه نواب تشکیل مى شد, شرکت نمود

همزمان معقول را در محضر اساتیدى بزرگ چون حضرات آیات: میرزا حسن فقیه سبزوارى, شیخ محمدحسین فقیه خراسانى (محدّث), شیخ جعفر جورابچى (زاهدى), سید محمود مجتهدى سیستانى, آموخت

در سال ۱۳۴۰ش /۱۳۸۰ق دوره لیسانس الهیات و علوم اسلامى را در دانشگاه مشهد آغاز کرد, و پس از اتمام آن در دانشسرایعالى تهران در رشته الهیات (دوره فوق لیسانس) شرکت و به پایان رساند. او پس از فراغت, در آموزش و پرورش اهواز, و پس از آن در مشهد مقدس در مرکز تربیت معلم و دبیرستان ها به تدریس علوم اسلامى, ادبیات فارسى, و اصول عقاید اشتغال ورزید

او یک معلم و راهنما در مراکز مختلف علمى و آموزشى بود

نامبرده داراى آثار و تألیفاتى گرانسنگ و پژوهشى مى باشد, که نگارش بیش از ده جلد کتاب, و نیز مقالات علمى ـ پژوهشى در نشریات است.
برخى از آثار او به شرح زیر است

۱ . عقاید و معارف اسلامى, که در اهواز به چاپ رسید;

۲ . مناظر دکتر و رهبر, مشهد, ۱۳۵۰ ش;

۳ .حجّ میعادگاه عشّاق;

۴ . جلوه قرآن و عترت (ترجمه و شرح دیباچه تفسیر صافى), دو جلد, قم, ۱۳۸۴ش;

۵ . خورشید تابان در علم قرآن, که از تألیفات پدرش مى باشد, تحقیق و اضافات, مشهد مقدس, ۱۳۸۲ش.

سرانجام استاد محدّث در اواسط ماه رمضان ۱۴۲۷ق برابر با اواسط مهرماه ۱۳۸۵ش در پى بیمارى در مشهد مقدس درگذشت, و در آن سرزمین اطهر به خاک سپرده شد

نام کتابآیینه پژوهش نویسندهدفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم    جلد : ۱۱۹  صفحه : ۱۶

علامه حاج شیخ عباس خالصى خراسانی ، از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری

آیهاللّه حاج شیخ عباس خالصى خراسانى, از دانشمندان و مشاهیر برجسته خطه قائنات و فردوس, پس از شصت سال خدمت, تدریس و ارشاد در ۹۱ سالگى در بخش سرایان از توابع شهرستان فردوس چشم از جهان فروبست.

علامه حاج شیخ عباس خالصى خراسانی ، از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری

آیهاللّه حاج شیخ عباس خالصى خراسانى, از دانشمندان و مشاهیر برجسته خطه قائنات و فردوس, پس از شصت سال خدمت, تدریس و ارشاد در ۹۱ سالگى در بخش سرایان از توابع شهرستان فردوس چشم از جهان فروبست.

مرحوم خالصى در سال ۱۳۲۸ق. مطابق با سال ۱۲۸۹ش. در بخش بیهود که از توابع شهرستان قائن است, چشم به جهان باز کرد و در خانواده اى مؤمن و دانا پرورش یافت. پدرش آقا على اکبر بیهودى مردى کشاورز و زحمت کش و مادرش زنى پارسا و دانا بود.

بیهود زادگاه و خاستگاه برخى از علما و شعراى نامى است. آیهاللّه شهید گرانقدر شیخ محمد حسن فنائى (شهادت ۱۳۴۱ق.), آیهاللّه شیخ محمد على حائرى (متوفاى ۱۳۷۴ق.) و دانشمند و فاضل فرزانه شیخ محمد باقر عرفانى (دام ظله ـ متولد ۱۳۲۸ق.) و… از همان جا برخاستند و شهرت علمى قابل توجى حاصل کردند.

علامه خالصى پس از نشو و نما و سپرى دوران کودکى, به تحصیل علوم دینى رو آورد و در اثر هوش و ذکاوت سرشار دوره مقدمات و سایر دروس ادبى را نزد ملا محمد على محسنى (معاون) در مدت کوتاهى فراگرفت. وى در ۱۹ سالگى ( سال ۱۳۴۷ق.) به حوزه علمیه جعفریه قائن پیوست و از عنایات فقیه اصولى آیهاللّه سید حسین امام (متوفاى ۱۳۷۶ق.) برخوردار شد. ایشان کتاب هاى معالم الدین و بخشى از شرح لمعه را نزد آیهاللّه سید على آیتى (متوفاى ۱۴۰۴ق.) و علامه ملا اسحاق زُهانى قائینى آموخت.

استاد خالصى جهت ادامه تحصیلات عالى خود در سال ۱۳۵۲ق. به مشهد مقدس رهسپار شد و از انوار و برکات بى پایان حضرت ثامن الحجج(ع) بهره مند گردید. وى دروس مختلف حوزه را از محضر اساتیدى چون حضرات آیات: (سید حسین فقیه سبزوارى ( بخشى از شرح لمعه و رسائل و قوانین الاصول), شیخ آقا بزرگ شاهرودى (بخشى از رسائل و مکاسب), میرزا مهدى اصفهانى (خارج اصول و دروس معارف الهى به مدت دو سال) و میرزا احمد کفائى (خارج فقه و اصول) بهره مند شد. وى در حادثه معروف گوهرشاد حضور داشت و خاطرات جالبى از این واقعه نقل مى کرد و به طور معجزه آسایى از مرگ حتمى نجات یافت.

زنده یاد خالصى سرانجام در سال ۱۳۵۶ق. وارد عتبات عالیات مى شود و از انوار مطهر و برکات روح افزاى علوى کمال استفاده را مى نماید و در آنجا به تهذیب و پرورش روح و اخلاق مى کوشد. وى دروس عالى خارج فقه و اصول و معارف الهى را در حوزه کهن نجف اشرف نزد حضرات آیات: شیخ ضیاءالدین عراقى (اصول), شیخ محمد حسین غروى اصفهانى (معارف الهى), سید ابوالحسن اصفهانى (فقه), شیخ موسى خوانسارى (اصول), سید جمال الدین گلپایگانى (معارف الهى) و سید محمود شاهرودى (اصول) حاضر گشت و از دانش سرشار آنان بهره ها برد, و اجازات اجتهادى و روایى از برخى آن ناموران دریافت داشت. در ضمن خود به تدریس کتب سطح اشتغال نمود.

مرحوم خالصى در سال ۱۳۶۰ق. و پس از چهار سال تحصیل و کسب معارف در اثر کسالت جسمانى جهت معالجه نجف را براى همیشه ترک گفت و حدود یکسالى در تهران توقف نمود و به اقامه جماعت و ارشاد اشتغال ورزید. سپس جهت دیدار پدر و مادر و اقوام به زادگاهش بیهود مراجعت کرد و در اثر احساس مسؤولیت و انجام تکلیف الهى به اقامه جماعت و ارشاد و وعظ پرداخت. در کنار وظایف دینى به انجام امور اجتماعى نیز همت گماشت و با همتى بلند و همکارى مؤمنین اقدام به تجدید بناى مسجد جامع بیهود و نیز تجدید بناى حمّام عمومى و نیز احداث غسّالخانه مردگان در همان بخش, نمود.

پس از نه سال اقامت در بیهود, اهالى بخش سرایان فرصت را غنیمت شمرده ایشان را به آن منطقه دعوت نمودند و پس از اصرار آنان و احساس تکلیف در سال ۱۳۷۰ق. به آنجا رهسپار و اقامت کرد و به خدمات دینى و علمى و اجتماعى خود ادامه داد. تجدید بناى مدرسه علمیه سرایان در سال ۱۴۰۲ق. و نیز تجدید بناى مسجد جامع سرایان در سال ۱۴۰۷ق. و همین طور تأسیس و ایجاد حسینیه ها و هیئت هاى مذهبى در آن سامان از جمله خدمات ایشان در سرایان است.

علامه خالصى در میان مردم از محبوبیت و احترام خاصى و جایگاه والایى برخوردار بود. کوچک و بزرگ به او ارادت مى ورزیدند. او را ملجا و پناهگاه واقعى خود مى دانستند. صراحت, صداقت و پاکى را در او به خوبى مى دیدند و نصایح و سخنرانى هاى شیرینش را با دل و جان پذیرا بودند. به همین خاطر در ایجاد حرکت دینى و مذهبى و دفاع از احکام والاى شرع مقدس با او همگام شدند.

آثار قلمى استاد خالصى به شرح زیر است:

  1. تقریرات درس اصول آیهاللّه شاهرودى (شامل بیشتر مباحث اصول فقهاست).
  2. تاریخ ایران (از آغاز تاریخ ایران باستان تا پایان دوره ساسانیان).
  3. تاریخ ادبیات عرب (شامل گزیده اى از تاریخ ادبیات و شرح حال بسیارى از شعراى عصر جاهلى است).
  4. ادبیات پارسى (شامل دستور ادبیات فارسى و مطالب متفرقه دیگر).

آیهاللّه خالصى در سه سال آخر عمر دچار کسالت و ضعف عمومى شد و سکته هاى مغزى او را رها نساخت و حالت جسمانى اش به وخامت گرایید. سرانجام ساعت ۱۰ صبح روز دوشنبه ۱۱ ذى حجه ۱۴۱۹ق. مطابق با ۹ فروردین ۱۳۷۸ش. در ۹۱ سالگى در سرایان پس از حدود نیم قرن خدمات دینى و اجتماعى چشم از جهان فرو بست و به دیدار حق شتافت. انتشار خبر رحلت ایشان جنوب استان خراسان را به سوگ نشاند. مردم و اهالى محترم فردوس, بشرویه, قائن و بجستان و قم جهت تجلیل و تشییع پیکرش به سرایان سرازیر شدند و بامداد روز سه شنبه از فردوس به سمت سرایان با حضور خیل عظیم مردم آن خطه تشییع و پس از اداى نماز میت توسط فرزند دانشمند و فرزانه اش علامه شیخ محمد باقر خالصى در قبرستان عمومى سرایان به خاک سپرده شد و مجالس باشکوه و متعددى در سرایان و بشرویه و مشهد مقدس, قم, تهران و… جهت تجلیل از شخصیت علمى و اجتماعى آن رادمرد برگزار شد.

منبع

 آیینه پژوهش 

 دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم 

   جلد : ۵۵  صفحه ۲۰

علامه شیخ جعفر زاهدى

علامه زاهدى در اثر داشتن مقامى ارجمند و جایگاهى والا در علوم اسلامى از آیات و علماى بسیارى, موفق به دریافت اجازات علمى و روایى شد که مى توان به اجازات حضرات آیات: سید حسین فقیه سبزوارى (۱۳۳۷ش.), شیخ هاشم قزوینى (۱۳۷۸ق.), حاج آقا بزرگ تهرانى (۱۳۸۰ق.), سید على بهبهانى رامهرمزى (۱۳۸۸ق.), سید على مدد قائینى (۱۳۸۲ق.) سید محسن طباطبایى حکیم (۱۳۸۵ق.) شیخ محمدرضا کلباسى, سید شهاب الدین مرعشى (۱۳۸۵ق.), میرزا حسن بن موسى احقاقى (۱۴۰۰ق.) از و سایر طرق و مذاهب: احمد عادل خورشید (پیشواى طریقه شاذلیه) (۱۳۹۲ق.), محمود رنکوسى (۱۳۹۲ق.), شیخ ابوالعباس امرانى حسنى مغربى (۱۳۹۶ق.), محمد ادیب حسون (نزیل حلب) (۱۳۹۲ق.) اشاره کرد.

علامه شیخ جعفر زاهدى

دریافت کننده اجازه علمی و روایی از مرحوم آیه الله میرزا حسین فقیه سبزواری

علامه بزرگوار و حکیم فرزانه حاج شیخ جعفر زاهدى (جورابچى) یکى از اساتید معقول و منقول دانشکده الهیات و معارف اسلامى دانشگاه مشهد در ۸۴ سالگى در جوار ثامن الحجج(ع) چشم از جهان فرو بست.
استاد زاهدى در ۱۰ ربیع الاول ۱۳۳۵ق. در مشهد مقدس دیده به جهان گشود. پدرش آقا محمود فرزند فرج اللّه اهل بروجرد است که در مشهد مقدس اقامت نمود.
زنده یاد زاهدى پس از نشو و نما رو به تحصیل علوم دینى آورد و مقدمات و دروس ادبیات عرب را از محضر اساتیدى چون: شیخ محمدتقى شاهرودى, شیخ محمد کاظم دامغانى, شیخ حسن هِروى (ادیب هروى) و شیخ محمدتقى ادیب نیشابورى آموخت. و دوره سطح را نزد آیات: شیخ مجتبى قزوینى و شیخ هاشم قزوینى با موفقیت سپرى کرد.
نامبرده دروس عالى خارج فقه و اصول را از حضرات آیات: حاج میرزا احمد کفائى خراسانى, سید یونس اردبیلى, میرزامهدى آشتیانى, شیخ محمدرضا کلباسى و سید محمد هادى میلانى, و دروس حکمت و فلسفه را از حکیمانى چون: شیخ سیف اللّه ایسى, شیخ مجتبى قزوینى و میرزا مهدى آشتیانى استفاده نمود, و خود به تدریس و تربیت طلاب پرداخت. ایشان رسماً از سال ۱۳۳۷ش. در دانشکده الهیات دانشگاه مشهد مقدس به تدریس معقول و منقول اشتغال ورزید و دانشجویان بسیارى را تربیت کرد.
علامه زاهدى در اثر داشتن مقامى ارجمند و جایگاهى والا در علوم اسلامى از آیات و علماى بسیارى, موفق به دریافت اجازات علمى و روایى شد که مى توان به اجازات حضرات آیات: سید حسین فقیه سبزوارى (۱۳۳۷ش.), شیخ هاشم قزوینى (۱۳۷۸ق.), حاج آقا بزرگ تهرانى (۱۳۸۰ق.), سید على بهبهانى رامهرمزى (۱۳۸۸ق.), سید على مدد قائینى (۱۳۸۲ق.) سید محسن طباطبایى حکیم (۱۳۸۵ق.) شیخ محمدرضا کلباسى, سید شهاب الدین مرعشى (۱۳۸۵ق.), میرزا حسن بن موسى احقاقى (۱۴۰۰ق.) از و سایر طرق و مذاهب: احمد عادل خورشید (پیشواى طریقه شاذلیه) (۱۳۹۲ق.), محمود رنکوسى (۱۳۹۲ق.), شیخ ابوالعباس امرانى حسنى مغربى (۱۳۹۶ق.), محمد ادیب حسون (نزیل حلب) (۱۳۹۲ق.) اشاره کرد.
علامه زاهدى از سال ۱۳۵۶ق. در مدرسه نواب و خیرات خان مشهد به تدریس ادبیات و فقه و اصول و تفسیر و حکمت پرداخت. آنگاه به تدریس حکمت و فلسفه رو آورد و شرح منظومه و شرح اشارات و سایر کتب عقلى را درس گفت.
آثار قلمى ایشان:
۱٫ ایضاح الاشارات, شرح منطق بوعلى سینا در چهار جلد.
۲٫ خود آموز منظومه, در سه جلد.
۳٫ روش گفتار, در فن معانى و بیان و بدیع.
۴٫ قواعد صرف و نحو, دستور زبان عربى.
۵٫ اصول فن خطابه, در صناعت و وعظ و تبلیغ.
۶٫ تاریخ فن مناظره, در یونان و مصر و ایران.
۷٫ مبانى فن مناظره, در آداب بحث و جدل.
۸٫ تاریخ ادیان, در چین و هند و ایران.
۹٫ مناظرات حضرت رضا(ع) با علماى زردشتى و یهودى و نصرانى.
۱۰٫ روش پیشوایان, در زندگانى چهارده معصوم(ع).
۱۱٫ حاشیه بر شرح اشارات.
۱۲٫ حاشیه بر مکاسب.
۱۳٫ حاشیه بر اسفار.
۱۴٫ حاشیه بر شرح منظومه.
۱۵٫ حاشیه بر کفایه الاصول.
۱۶٫ حاشیه بر شرح فصوص الحکم.
۱۷٫ حاشیه بر رسائل.
۱۸٫ حاشیه بر شرح اصول کافى (از ملا خلیل قزوینى).
۱۹٫ جنگ بین الملل در معرفت غنى اول, در علم کلام در ۳۱۰ صفحه است.
۲۰٫ گلشن دانشوران در ترجمه دانشمندان.
۲۱٫ تفسیر زاهدى, در تفسیر سوره هاى: یس, صافات و مؤمن.
۲۲٫ اخلاق از نظر اسلام.
استاد زاهدى سرانجام پس از عمرى خدمت و تدریس در سال ۱۴۱۹ق. مطابق با ۱۳۷۷ش. در ۸۴ سالگى در مشهد مقدس به دیدار یار شتافت.

منبع

آیینه پژوهش

 دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم    جلد : ۵۵  صفحه : ۲۰

خاطرات سید هادی خسروشاهی

دیدارهای مرحوم فقیه سبزواری

خاطرات سید هادی خسروشاهی

دیدارهای مرحوم فقیه سبزواری

مرحوم سید هادی خسروشاهی در این کتاب از سفرهای به مشهد همراه پدرشان که از مجتهدین بزرگوار و از علمای مشهور آذربایجان بوده ؛ و دیدارهای پدرشان با مرحوم آیه الله میرزا حسین فقیه سبزواری یاد کرده است . این کتاب از فضای مجازی قابل دانلود است .

 

#باغ_رضوان

#شبستان_سبزواری

#سید_جواد_فقیه_سبزواری

#سید_صادق_فقیه_سبزواری

#فقیه_سبزواری

#آیه_الله_میرزا_موسی_فقیه_سبزواری

#آیت_الله_العظمی_حاج_میرزا_حسین_فقیه_سبزواری

#احداث_کوی_طلاب_مشهد

#مرجع_تقلید

#هدایه_الانام_رساله_عملیه

#کلید_داری_ضریح_امام_رضا_علیه_السلام

#تغییر_ضریح_امام_رضا_علیه_السلام

#تأسیس_حوزه_علمیه_مشهد

#حضور_در_واقعه_گوهرشاد

#پیشگیری_از_یهودی_ستیزی

#فتوی_برای_ملی_شدن_صنعت_نفت

#خانه_سازی_برای_سیلزدگان

#احداث_شبستان_شرقی_مسجد_جامع_سبزوار

#احداث_مدرسه_محمدیه_سبزوار

#احداث_مدرسه_علمیه_کویته_پاکستان

#احداث_مدرسه_باغ_رضوان

#احداث_مغتسل_الرضا

#احداث_تکیه_سیدها

#احداث_حسینیه_فقیه_سبزواری

#احداث_آرامستان_گلشور

#احداث_مسجد_فقیه_سبزواری

#احداث_مسجد_بهار

#تکمیل_درمانگاه_رازی

#کمکهای_بسیار_به_فقرا

#توزیع_مهر_نان_بین_طلاب

آیه الله عبدالحمید شربیانی

پدر بزرگ مرحوم آیه الله عبدالحمید شزبیانی ، یعنی مرحوم فاضل شربیانی ، استاد مرحوم میرزا موسی فقیه سبزواری بوده و در این نوشتار به اشتباه میرزا حسین نوشته شده چون مرحوم میرزا حسین به وقت رحلت مرحوم فاضل ، سیزده ساله بوده

سید محمد فقیه سبزواری

فقیه برجسته آذربایجان در خطه خراسان
درنگی در حیات علمی و اجتماعی آیت‌ا… حاج شیخ عبدالحمید شربیانی از علما و مراجع تقلید حوزه علمیه مشهد
شهرآرا آنلاین: آیت‌ا… حاج شیخ عبدالحمید شربیانی فرزند حاج شیخ محسن و نوه مرجع عالی‌قدر حضرت آیت‌ا… فاضل شربیانی در رجب سال ۱۳۴۵ قمری برابر با سال ۱۳۰۶شمسی در خانواده‌ای روحانی در تبریز متولد شد.

درنگی در حیات علمی و اجتماعی آیت‌ا… حاج شیخ عبدالحمید شربیانی از علما و مراجع تقلید حوزه علمیه مشهد

به گزارش گروه فرهنگ و هنر شهرآراآنلاین، جدّ ایشان مرحوم فاضل شربیانى از علما و مراجع نجف اشرف و از شاگردان برجسته شیخ انصاری و میرزای بزرگ شیرازی بود که در اصول فقه و علوم قرآن و حدیث، شهرت فراوانی داشت و آثاری همچون اصول الفقه، حاشیه و شرح بر رسایل و مکاسب شیخ انصاری، شرح المعلقات السبع، کتاب الصلاه، کتاب المتاجر و رساله عملیه از خود باقی گذاشت.

او بعد از وفات میرزای شیرازی پناهگاه شیعیان در مسائل دینى و فقهی بود و شاگردان برجسته‌ای مانند آیات عظام سیدعلی قاضی، حاج سید ابوالحسن اصفهانی، سید‌محمد حجت کوه‌کمره‌ای، میرزا حسین فقیه سبزواری و حاج سید یونس اردبیلی را تربیت کرد.
این عالم ربانی سرانجام در بین‌الطلوعین روز جمعه، هفدهم ماه مبارک رمضان سال ۱۳۲۲قمری در سن ۷۴‌سالگى دار فانى را وداع گفت و در جوار حرم حضرت علی‌(ع) به خاک سپرده شد. تحصیلات و اساتید
آیت‌ا… شیخ عبدالحمید شربیانی که در بیت علم و فقاهت رشد یافته بود، پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و دبیرستان در سال ۱۳۶۱قمری وارد حوزه علمیه شد و درس‌های مقدماتی را در شهر تبریز فراگرفت.
ایشان پس از دو سال وارد حوزه علمیه قم شد و در درس‌های رسایل، مکاسب و کفایه به همراه هم‌بحث خود آیت‌ا… میرزا علی احمدی میانجی، از محضر استادان برجسته حوزه همچون حضرات آیات حاج سید‌حسین قاضی، حاج سید‌احمد خوانساری و مرحوم علامه طباطبایی کسب فیض کرد.
آیت‌ا… شربیانی در حوزه علمیه قم در درس‌های خارج فقه و اصول آیت‌ا… العظمی بروجردی،  آیه … العظمی حجت کوه کمره‌ای، آیت‌ا… العظمی خوانساری و مرحوم امام خمینی(ره) شرکت کرد و هم‌زمان از محضر علامه طباطبایی‌(ره) در فلسفه، عرفان، علوم قرآنی و ریاضیات بهره‌مند شد.
وی از ابتدای ورود به حوزه علمیه قم تدریس را آغاز کرد و در مدت حضور خود در قم همه درس‌های سطح و سطح عالی را تدریس کرد و حتی در زمان حیات مرحوم آیت‌ا… العظمی بروجردی، مدتی به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت.
ایشان پس از مدتی در سال‌۱۳۴۱شمسی به پیشنهاد جمعی از فضلا و علما به تبریز عزیمت کرد و بیش از ۲۰ سال در آن حوزه مشغول فعالیت و تدریس شد.

اقامت در مشهد مقدس
آیت‌ا… شیخ عبدالحمید شربیانی پس از سال‌ها تلاش و خدمت در حوزه علمیه آذربایجان، در سال ۱۳۶۴ شمسی به قم مراجعت و پس از یک‌سال در سال ۱۳۶۵ به مشهد مقدس عزیمت کرد و در این شهر ساکن شد.
وی در حوزه علمیه مشهد علاوه بر تدریس درس خارج فقه و اصول، به اقامه نماز جماعت و درس تفسیر در حرم مطهر رضوی اهتمام ورزید و همواره ارتباط نزدیکی با عموم مردم داشت.
او همچنین با علما و بزرگان مشهد همچون مرحوم علامه تهرانی و آیت‌ا… حاج سید‌عزالدین زنجانی که با ایشان در درس‌های آیت‌ا… العظمی بروجردی و علامه طباطبایی هم درس بود، سالیان متمادی مراودت و رفت‌وآمد داشت.
از ایشان تالیفات متعددی به چاپ رسیده است که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از: العنایه الی مطالب الکفایه، ارشاد المطالب لمحتویات المکاسب، تعلیقات علی منظومه المحقق سبزواری، رساله النظر فی الجبر و القدر، رساله الامضاء فی القدر و القضاء، تفسیر العرفان لکنوز القرآن، مقدمه التفسیر، حواشی العروه الوثقی، حرکت و تحول در ماده(حرکت جوهریه)، نقش زمان و مکان در اجتهاد، رساله‌ای درباره ولایت فقیه در زمان غیبت، رساله جوابیه علمای پاکستان
و رساله عملیه
معظم له اول مهرماه ۱۳۹۴ ، رحلت کردند

#باغ_رضوان

#شبستان_سبزواری

#سید_جواد_فقیه_سبزواری

#سید_صادق_فقیه_سبزواری

#فقیه_سبزواری

#آیه_الله_میرزا_موسی_فقیه_سبزواری

#آیت_الله_العظمی_حاج_میرزا_حسین_فقیه_سبزواری

#احداث_کوی_طلاب_مشهد

#مرجع_تقلید

#هدایه_الانام_رساله_عملیه

#کلید_داری_ضریح_امام_رضا_علیه_السلام

#تغییر_ضریح_امام_رضا_علیه_السلام

#تأسیس_حوزه_علمیه_مشهد

#حضور_در_واقعه_گوهرشاد

#پیشگیری_از_یهودی_ستیزی

#فتوی_برای_ملی_شدن_صنعت_نفت

#خانه_سازی_برای_سیلزدگان

#احداث_شبستان_شرقی_مسجد_جامع_سبزوار

#احداث_مدرسه_محمدیه_سبزوار

#احداث_مدرسه_علمیه_کویته_پاکستان

#احداث_مدرسه_باغ_رضوان

#احداث_مغتسل_الرضا

#احداث_تکیه_سیدها

#احداث_حسینیه_فقیه_سبزواری

#احداث_آرامستان_گلشور

#احداث_مسجد_فقیه_سبزواری

#احداث_مسجد_بهار

#تکمیل_درمانگاه_رازی

#کمکهای_بسیار_به_فقرا

#توزیع_مهر_نان_بین_طلاب

دارالقران در مشهد ، ویژه کودکان استثنایی

نوه مرحوم فقیه سبزواری واقف تنها دارالقرآنی است که ویژه کودکان استثنایی تأسیس شده است. گفته متولیان‌ مرکز حاکی از این است مشابه این دارالقرآن نه تنها در مشهد بلکه در هیچ شهر دیگر خراسان رضوی نیست. دغدغه و هدف واقف هم همین است که بچه‌های استثنایی قرآن و دیگر آموزه‌های دینی را بیاموزند.

دارالقران در مشهد ، ویژه کودکان استثنایی

یکی از نوادگان مرحوم آیه الله میرزا حسین فقیه سبزواری ، سازنده و واقف نخستین دارالقران در مشهد ، ویژه کودکان استثنایی است

دارالقرآن لیله‌القدر در بولوار شهید بابانظر میزبان دانش‌آموزان استثنایی شهر است که بخشی از آن‌ها از ۳مدرسه استثنایی که در همان حوالی واقع شده است به مرکز می‌آیند..

بی‌نظیر در کشور

سابقه تأسیس مرکز به سال‌۸۹ برمی‌گردد.
نوه مرحوم فقیه سبزواری واقف تنها دارالقرآنی است که ویژه کودکان استثنایی تأسیس شده است. گفته متولیان‌ مرکز حاکی از این است مشابه این دارالقرآن نه تنها در مشهد بلکه در هیچ شهر دیگر خراسان رضوی نیست. دغدغه و هدف واقف هم همین است که بچه‌های استثنایی قرآن و دیگر آموزه‌های دینی را بیاموزند.

ماندگار از نوه مرحوم فقیه سبزواری

واقف دارالقرآن از نوادگان مرحوم آیه‌ا… فقیه سبزواری است. ‌گفته می‌شود علاوه‌بر‌این دارالقرآن ‌بانی یک مرکز دیگر هم در شهر هست. هرچند امکان گفت‌وگوی مستقیم با حسن فقیه سبزواری در این شماره حاصل نشد اما با برادر کوچک‌ترش یعنی حسین فقیه سبزواری گفت‌وگویی کوتاه میسر شد.
حسین فقیه‌سبزواری می‌گوید: واقف این مرکز که به‌صورت اختصاصی ویژه کم‌توانان ساخته شده برادر بزرگ‌ترم حسن بوده است. من مهندس معمارم و ساخت بَنا را بر عهده داشتم. ما در خانواده‌ای مذهبی رشد کردیم ‌و وقف‌کردن در خانواده ما معمول است‌. برادرم علاوه بر این مرکزی را هم برای دختران بدسرپرست در خیابان وحدت مشهد تأسیس کرده است.

وی ادامه می‌دهد: حسی مشترک بین واقفان است که این کارها را جزو وظیفه‌شان می‌دانند. این‌گونه نیست که چرتکه بیندازیم و یا انتظار داشته باشیم حالا که وقفی انجام دادیم درهای زمین و آسمان برایمان گشوده شود. نه! اما می‌دانیم اگر خالصانه باشد هم در این دنیا و هم در آن دنیا برایمان آورده‌های مادی و یا معنوی دارد.

این بچه‌ها ناتوان نیستند
هم مدیر مدرسه و هم‌ مربی‌ها و هم دست‌اندرکاران این مجموعه اعتقاد دارند درست است حکمت خدا باعث شده است بچه‌ها همه توانایی‌های ما را نداشته باشند اما این به مفهوم این نیست که آموزش‌پذیر نیستند. آن‌ها ثابت کرده‌اند به خوبی از عهده کارها بر می‌آیند، آن هم درست به اندازه ما. نمونه‌اش را می‌توان در همین ‌مجموعه‌ و در آثار ماندگار از کودکان استثنایی لیله‌القدر دید .

http://shahraraonline.ir/news/88023

ما را همین خدا بس است

اولین کلنگ مسجد فقیه سبزواری در سال‌١٣٣٨ توسط آیت‌ا… فقیه سبزواری به زمین زده شد. مدت‌ها از انجام تشریفات کلنگ‌زنی نگذشته بود که ایشان رحلت کرد؛ اما اقدامی برای احداث مسجد انجام نشد، تا اینکه حجت‌الاسلام شیخ ابراهیم امامی‌پور و حاج‌شیخ محمد‌علی امامی‌پور قدم پیش نهادند و کارهای مقدماتی ساخت و نظارت را با مدیریت آیت‌ا… سید‌جواد سبزواری به انجام رساندند. با کوشش ایشان این مسجد ساخته شد؛ اما مدرسه علمیه صاحب‌الزمان‌(عج) که وابسته به این مسجد بود، به‌دلیل نرسیدن بودجه، سال‌ها راکد ماند. در اوایل انقلاب، حاج‌شیخ ابراهیم امامی‌پور به کامل‌کردن بنا تصمیم گرفت، اما این کار به رونمایی نرسید و ایشان هم رحلت کرد. از همان وقت برادرشان آیت‌ا… محمد‌علی امامی‌پور تولیت مسجد و مدرسه را به‌عهده دارند.

محمد‌علی امامی‌پور، امام جماعت مسجد فقیه سبزواری

ما را همین خدا بس است

قرار را که با او می‌گذارم، خیلی زود قبول می‌کند. برایش هم فرقی ندارد که چه ساعتی بروم؛ فقط باید ملاقاتمان به اقامه نماز نخورد. از‌خدا‌خواسته، ساعت ٨‌صبح به مدرسه علمیه صاحب‌الزمان(عج) می‌روم. آیت‌ا… امامی‌پور با میهمان‌نوازی تا جلوی پله‌ها می‌آید. این عمل باعث می‌شود از ریش‌ سفید و چین‌و‌چروک صورتش شرمنده شوم.

ما را همین خدا بس است

قرار را که با او می‌گذارم، خیلی زود قبول می‌کند. برایش هم فرقی ندارد که چه ساعتی بروم؛ فقط باید ملاقاتمان به اقامه نماز نخورد. از‌خدا‌خواسته، ساعت ٨‌صبح به مدرسه علمیه صاحب‌الزمان(عج) می‌روم. آیت‌ا… امامی‌پور با میهمان‌نوازی تا جلوی پله‌ها می‌آید. این عمل باعث می‌شود از ریش‌ سفید و چین‌و‌چروک صورتش شرمنده شوم. پله‌ها را به‌سرعت دو‌تا‌یکی می‌کنم که پایین‌تر نیاید و در‌همین حال نماد استقبال از میهمان را به سبک و گفته پیامبر‌اکرم(ص) به چشمم می‌بینم. هنوز گفتگو را آغاز نکرده‌ام که می‌فهمم ‌این گفتگو فقط برایم یک مصاحبه خالی نیست؛ چرا‌که ایشان در همان چند‌ساعتی که در کنارش هستم، درس‌های مهمی از زندگی برایم می‌گوید‌. قبل از آغاز صحبت، کتاب نماز شب و یک کاغذ که در فضائل ایام ماه مبارک رجب است، به دستم می‌دهد. به‌ من یادآور می‌شود که از این‌ها غافل نشوم. گله می‌کنم که کار روزانه فرصت را برایم کم کرده است. در جوابم نصیحت می‌کند که مواظب باش کار دنیا تو را از آخرتت‌ محروم نکند، شیطان در هر آدمی به یک طریق نفوذ می‌کند، پس این ایام مبارک را از دست نده… حالا که دست به قلم می‌شوم، برای نوشتن مصاحبه‌ای که بیشتر درس زندگی بود تا حرفه کاری، یاد تمام حرف‌هایش می‌افتم‌. دلم می‌خواست حافظه نیمه‌جان این شیخ ٨١‌ساله به‌اندازه‌ای یارای این را داشت که باز هم خاطراتی به‌اندازه یک کتاب برایم نقل می‌کرد. ای‌کاش زودتر با او آشنا می‌شدم؛ با مردی که تمام حرفش فقط یک کلمه است «فقط خدا را در زندگی‌مان داشتهباشیم.»

درباره میهمان:

اولین کلنگ مسجد فقیه سبزواری در سال‌١٣٣٨ توسط آیت‌ا… فقیه سبزواری به زمین زده شد. مدت‌ها از انجام تشریفات کلنگ‌زنی نگذشته بود که ایشان رحلت کرد؛ اما اقدامی برای احداث مسجد انجام نشد، تا اینکه حجت‌الاسلام شیخ ابراهیم امامی‌پور و حاج‌شیخ محمد‌علی امامی‌پور قدم پیش نهادند و کارهای مقدماتی ساخت و نظارت را با مدیریت آیت‌ا… سید‌جواد سبزواری به انجام رساندند. با کوشش ایشان این مسجد ساخته شد؛ اما مدرسه علمیه صاحب‌الزمان‌(عج) که وابسته به این مسجد بود، به‌دلیل نرسیدن بودجه، سال‌ها راکد ماند. در اوایل انقلاب، حاج‌شیخ ابراهیم امامی‌پور به کامل‌کردن بنا تصمیم گرفت، اما این کار به رونمایی نرسید و ایشان هم رحلت کرد. از همان وقت برادرشان آیت‌ا… محمد‌علی امامی‌پور تولیت مسجد و مدرسه را به‌عهده دارند.

خودتان را معرفی می‌کنید؟

بنده محمد‌علی امامی‌پور، در نیشابور روستای امامیه و در تاریخ‌١٣١٣ متولد شدم. در سن کودکی پدرم فوت شد. برادرم حاج‌شیخ ابراهیم و مادر، من را به مکتب فرستادند.

آن وقت‌ها که مدرسه نبود، درست است؟

در روستاها دبستان نبود و به مکتب‌خانه می‌رفتیم. بعد از آن هم قبل از بلوغ به مدرسه علمیه گلشن در نیشابور به اتفاق اخوی‌ام رفتم؛ زیرا به روحانیت علاقه‌مند بودم. از اول که به مدرسه علمیه رفتم، بعضی مواقع روزهای پنجشنبه و جمعه به‌اتفاق اخوی‌ام کارگری می‌کردیم برای مخارج زندگی‌. خدا را شاکرم که برادرم به‌طور‌جدی بر کارهای من نظارت داشت و مانع می‌شد که لحظه‌ای از درس غفلت کنم و می‌گفت اگر از درس غفلت کنی، تورا به روستا می‌فرستم و همین ترس، بنده را کفایت می‌کرد که جدیت داشته باشم.

چه سالی به مشهد آمدید؟

تاریخ‌ها درست در خاطرم نیست؛ اما ادبیات را در نیشابور تمام کردم و بعد عازم مشهد شدیم و در مدرسه میرزا‌جعفر که بسیار مخروبه و پر ازسنگ بود، سکونت کردیم. بعضی از طلاب راهنمایی کردند که مدرسه خیرات‌خان خوب است. مرحوم اخوی فرمود که مدرسه میرزا‌جعفر امتیاز دارد که اگر کسی فوت کند، در این مدرسهدفن می‌شود.

مدرسه میرزاجعفر و خیرات‌خان کجاست‌؟

الان دانشگاه رضوی شده است‌. هر دو از مدارس قدیمی مشهد هستند و طلاب برجسته‌ای را تربیت کردند.

جزو شاگردان کدام یک از علمای بزرگ بودید؟

تحصیل در مشهد را نزد مرحوم حاج‌میرزا‌احمد مدرس و مرحوم سیدهاشم قزوینی و حاج‌مجتبی قزوینی گذراندم. درس معارف را نزد مرحوم حاج‌میرزا‌جواد آقا‌ی تهرانی و مرحوم مروارید و مرحوم آقای صد‌زاده بردم.

آیا تمام تحصیلتان در مشهد بود؟

خیر. درس خارج را در قم گذراندم. در این‌باره هم خاطره دارم. برای تبلیغ به مازندران مسافرت کردم و دهه عاشورا در منزل مرحوم آیت‌ا… کوهستانی بودم. روزها چند مجلس داشتم. بعد از دهه محرم از آنجا تصمیم رفتن به قم را گرفته و بلیت ماشین گرفتم. اتوبوس‌ها کنار مدرسه فیضیه گاراژ داشتند؛ لذا چمدان خودم را بردم به مدرسه فیضیه و در حجره‌ای گذاشتم. به حرم مشرف شدم و به حضرت‌معصومه(س) عرضه داشتم‌: در مشهد مدرسه میرزا‌جعفر کنار قبر برادرت امام‌رضا‌(ع) بودم‌. الان خواسته‌ام این است که در اینجا نیز در مدرسه فیضیه به من جا مرحمت فرمایید. بعد از زیارت رفتم مدرسه فیضیه، پرسیدم شرایط این مدرسه چیست؟ گفتند باید شش ماه در قم مشغول تحصیل بشوی و بعد در امتحان شرکت کنی و قبول که شدی، می‌توانی در مدرسه فیضیه ساکن شوی. پرسیدم که مسئول مدرسه کجاست؟جواب دادند: آن طرف پل. رفتم خدمت آقای علمی و عرض کردم از مشهد آمده‌ام و میل دارم که در مدرسه فیضیه مشغول تحصیل شوم. فرمود: مدرسه حجتیه بهتر است. عرض کردم بنده این مدرسه را دوست دارم. فرمود: برو حجره‌۶١. ‌رفتم و ساکن شدم.

یعنی بدون هیچ آزمونی شما بی‌بهانه وارد مدرسه فیضیه شدید؟

بله. گفتم که توسل کردم و تا موقعی که هوا گرم بود، راحت بودم. هوا که سرد شد، نه پتو داشتم و نه لحاف.آن‌وقت‌ها وضع تحصیل خیلی بد بود. شب هرچه کردم که بخوابم، نتوانستم. صبح زود طبق معمول به حرم مشرف شدم. به حضرت‌معصومه(س) عرضه داشتم دیشب تا صبح از سرما نشد بخوابم، لحاف ندارم، یک لحاف عنایت کنید. آن زمان چون درس‌هایم خوب بود، شاگرد هم داشتم. یکی از شاگردانم که تهرانی بود، گفت: پدرم از تهران یک لحاف آورده‌. موقع مراجعت، توی ماشین جا نشد، اینجا باشد تا بعدا ببرند. گفتم لحاف مال من است، گفت‌ خیر، مال ماست. گفتم دیشب از سرما نتوانستم بخوابم و از حضرت معصومه(س) لحاف تقاضا کردم، او هم گفت مانعی ندارد؛ بنابراین لحاف بود تا وقتی که والده‌ام از مشهد پتو فرستاد.

یعنی شما در این شرایط سخت درس خواندید؟

بله. تمامش علاقه به دین بود. در درس« اصول» مرحوم امام‌(ره) و درس «فقه» مرحوم آیت‌ا… بروجردی شرکت کردم و برای گرفتن شهریه جزوه می‌نوشتم‌. در امتحان شفاهی که در مدرسه فیضیه در پنجشنبه‌ها از پنج نفر امتحان می‌گرفتند، شرکت کردم. بالاترین شهریه را نیز به من می‌دادند. بعد از دو سال به مشهد مراجعت کرده و در درس علما شرکت کردم و با شرکت در امتحانات مرحوم آیت‌ا… میلانی، ‌نمره قبولی گرفتم.

مدرسه علمیه، صندوق قرض‌الحسنه و درمانگاه حضرت‌مهدی‌(عج)

چه شد که مدرسه علمیه را بنا کردید؟

آیت‌ا… فقیه سبزواری واسطه شد از آستان قدس و این زمین را برای مسجد اجاره کرد.

شما شاگرد ایشان بودید؟

نه؛ اما در مسجد گوهرشاد که جلسه داشتند، می‌رفتم. پنجشنبه‌ها هم مراسمی در خانه‌شان برگزار می‌شد که حضور داشتم. ایشان کلنگ مسجد را زد؛ اما به ساخت نرسید و رحلت کرد و به دست اخوی بنده مرحوم شیخ‌ابراهیم امامی‌پور کامل شد. قبل از انقلاب، موقعی که مدارس علمیه از قبیل مدرسه باقریه وحاج‌حسن را خراب می‌کردند، به مرحوم اخوی‌ام عرض کردم چند حجره در قسمت فوقانی مغازه‌های مسجد بسازید تا مدرسه علمیه را کامل کنیم.

در اصل برادرتان آن‌وقت در‌حال ساخت مدرسه بودند؟

بله. اخوی‌ام اولین مسجد کوی طلاب به‌نام فقیه سبزواری را تاسیس کرد.

پول ساخت‌و‌ساز از کجا می‌آمد؟

همه‌اش به دست خود امام‌زمان(عج) بود. اما متاسفانه مدرسه ساخته نشده بود که اخوی‌ام مرحوم شد. من هم فقط توسل کردم و آقا کمکم کرد.

شما تا‌ به ‌حال چند شاگرد تربیت کرده‌اید؟

بیش از هزار نفر که برخی اساتید و برخی طلبه‌های برجسته هستند.

چه کارهای دیگری کردید؟

اوایل پیروزی انقلاب که همه ادارات، کلانتری‌ها و دادسراها منحل شده بود، مسجد سبزواری محل رفع مشکلات و رفع اختلافات مردم شده بود‌. لذا گاه شب‌ها در مسجد فقیه سبزواری سه محکمه تشکیل می‌شد و سه نفر از روحانیون آگاه برای رفع اختلاف قرار داده بودم. همان سال‌ها هم با پول کم و کمک امام‌زمان(عج) صندوق صاحب‌الزمان(عج) را احداث کردیم که گره‌گشای مردم است. بیمارستان صاحب‌الزمان(عج) هم همین‌طور به‌طور خیریه در‌اختیار مردم است.

همه این کارها را به‌تنهایی انجام دادید؟

خیر، می‌گویم که خداوند ما را بس است‌. من فقط وسیله بودم.

روح بزرگ میرزا جوادآقا…

از‌جمله کسانی که شما شاگردی‌اش را کرده‌اید، آیت‌ا… میرزا جواد‌‌آقا‌‌ی تهرانی است. چقدر در محضر ایشان بودید؟

خیلی زیاد شاگرد ایشان بودم. یکی از خاطراتی که بعد از این‌همه سال در ذهنم از ایشان ماند، این بود که وقتی درسش تمام می‌شد، همیشه تعدادی از شاگردان، دوره‌‌اش می‌کردند و با او همراه می‌شدند و سوال می‌پرسیدند؛ اما آقا‌میرزا تهرانی به‌اندازه‌ای وارسته بود که می‌گفت دور من گرد راه نروید و یکی‌یکی جلو بیایید.

یعنی نمی‌خواستند جلب توجه کنند؟

بله. می‌گفت نمی‌خواهم کسی بفهمد. خودش را خیلی کوچک می‌دانست و بسیار بزرگوار بود. قبل از فوتش هم بهش گفتند می‌خواهید شما را در صحن رضوی دفن کنیم که ایشان فرمود نه‌! مردم اذیت می‌شوند. بهشان گفتند آن‌وقت که شما نیستید که جواب دادند: خودم نیستم؛ اما روحم که هست. از وصایایشان هم این بود که دو روز بیشتر برایم فاتحه نگیرید.

شما چه درسی پیش آقا‌میرزا جواد‌آقای تهرانی می‌خواندید؟

عقاید می‌خواندم.

به مدرسه صاحب‌الزمان(عج) هم آمده بودند؟

انقلاب که پیروز شد، ‌کم‌کم توانستم یک مدرسه دیگر به اسم المهدی را بسازم. یک روز از اساتید حوزه دعوت کردم که بیایند.آقا‌میرزا تهرانی هم حضور داشتند. وقتی که جلسه تمام شد و بیرون آمدم، دیدم پسر ایشان بیرون است. گفتم عجب! برای اینکه اسم شخصی خودشان را قید کرده بودم، به اندازه‌ای مقید بودند که پسرشان را داخلنیاوردند.

پس خیلی به حق‌الناس اهمیت می‌دادند؟

بله. در این مسائل که بسیار دقیق بودند. یادم هست که ایشان یک بطری همیشه در کنارش داشت‌. حتی می‌خواست وضو بگیرد، از آن استفاده می‌کرد تا اسراف نشود.

امدادهای غیبی را در جبهه دیدم

شنیدیم سال‌ها هم در جبهه بودید. درست است؟

بله. من بیش‌از بیست‌ بار اعزام شدم و هم‌اکنون این مدرسه و مسجد فقیه سبزواری هم نزدیک به سی ‌شهید و مفقود‌الاثر دارد‌.

چه شد که به رفتن به مناطق جنگی تصمیم گرفتید؟

خبر دادند که ‌جبهه با کمبودمواد غذایی مواجه ‌است؛ لذا در مسجد فقیه سبزواری که بنده به‌عنوان اما‌م‌جماعت بودم، از مردم تقاضای کمک کردم و در مدت بسیار کوتاه یک ماشین ده‌تن از آنچه در جبهه ضرورت داشت، پر شد. بنابراین به‌همراه حاج‌آقای ضیا‌ءزاده، یکی از هیئت‌امناهای مسجد عازم اهواز شدیم. آن‌وقت هنوز بستان، فتح نشده بود. بعد از چند روز که در اهواز بودیم، عازم خط شدیم. آنجا برای من روشن شد که کمک‌های غیبی همیشه بالای سر ماست.

از کجا فهمیدید؟

از اول شب از طرف عراقی‌ها چند توپ منور پرتاب می‌کردند و بعد توپ‌های جنگی را می‌زدند. با خودم فکر می‌کردم که باید تا صبح دو‌سوم از نیروها به شهادت برسند؛ ولی صبح که شد، متوجه شدم که دست غیبی در کار است، چون خودمان، سنگر نداشتیم، چهار عدد چوب در زمین کرده بودیم و روی آن پتو انداخته بودیم. خودم شاهد بودم که لودر، برای سنگر زمین را می‌کند و تا نزدیک غروب کار می‌کرد. از‌طرفی عراقی‌ها توپ می‌زدند و هیچ‌کسی شهید نمی‌شد. به راننده گفتم ‌صبر کن شب بشود تا ‌هدف توپ قرار نگیریم که جواب داد: نگهدار خداست و به من اصابتنمی‌کند.

پس شما فقط به‌عنوان امام جماعت نرفتید؟

نخیر. من فعالیت‌های رزمی هم داشتم‌. آن‌وقت‌ها که بنی‌صدر کارشکنی می‌کرد، در یکی از سفر‌ها در دژ عراق مستقر بودیم. باران مفصلی آمد؛ به‌طوری‌که سنگرها را آب گرفت و نیاز مبرم به کیسه‌گونی بود. گفتم از جهاد اصفهان بگیرید، گفتند نمی‌دهند. گفتم‌: من می‌روم و ان‌شاء‌ا… می‌گیرم، لذا با یک سرباز و یک ماشین نیسان به‌طرف محل استقرار جهاد اصفهان رفتیم و به مسئول جهاد گفتم مقداری کیسه‌گونی بدهید و بنده متعهد می‌شوم که از خراسان برای شما تهیه کنم. اظهار کردند بروید انبار و ببرید. من هم به‌اتفاق یک سرباز رفتم به انبار و تا توانستیم کیسه‌گونی توی ماشین ریختیم. موقع خروج از محل نگهبانی جهاد، یک نفر آمد وگفت: ما روحانی نداریم. گفتم: بنده امشب می‌مانم. سربازی که با من بود، گفت: اجازه نمی‌دهم که تو بمانی؛ چون منطقه جنگی است. به او گفتم برو و بگو: امامی را به یک ماشین گونی فروختم و فردا صبح بیا تا باهم برویم. او رفت‌. شب که جلسه برگزار شد، در جهاد افرادی بسیار جدی را ملاقات کردم و وظیفه خود دانستم که در جهاد بمانم.

شاگردی امام‌(ره) و آیت‌ا… بروجردی

آیا از شاگردی حضرت امام(ره) در قم هم خاطره‌ای دارید؟

ایشان را من هر روز عصر می‌دیدم و کلاسشان حسابی شلوغ بود. موضوعی که برای من موجب تعجب است و این سال‌ها به یادم ماند، این بود که موقع فوت مرحوم حاج‌آقا مصطفی، فرزند مرحوم‌امام(ره)، مجلس فاتحه در کتابخانه آستان‌قدس که فعلا به‌نام رواق امام(ره) نامیده می‌شود، برگزارشده بود، طلاب و اساتید جمع شده بودند، حجت‌الاسلام حاج‌آقای خزعلی در منبر فرمودند که امام موقع آمدن به منزل حاج‌آقا مصطفی در نجف و دیدن جنازه فرزندش، بعد از کلمه استرجاع فرمودند: آقا مصطفی امید آینده اسلام بود؛ ولی فوت ایشان از الطاف خفیه الهیاست.

نمی‌دانم مرحوم امام(ره) از کجا خبر داشتند که فوت حاج‌آقا مصطفی این اثر را دارد که شاه فراری شود. بعد از فوت آقا‌مصطفی و گرفتن ‌مجالس ترحیم برای آقا مصطفی‌، دستگاه برای اینکه امام(ره) را کوچک کند، به‌نام سید هندی در روزنامه مطالب بسیار بدی نوشتند. مردم قم به بیوت علما مراجعه کردند.

موقع عبور از جلوی کلانتری در قم مردم را به گلوله بستند و جمعی را کشتند. بعد در همه شهرها چهلم‌ها شروع شدکه همین بهانه‌ای برای فراری‌دادن شاه شد. آن‌موقع متوجه شدم فوت حاج‌آقا مصطفی از الطاف خفیه الهی است.

به‌طور خصوصی با امام‌(ره‌) دیدار داشتید؟

زمانی که امام(ره) در تبعید بودند، من از راه مکه به نجف رفتم. یادم هست که یک خانه بسیار کوچک داشتند که حتی در آن کولر هم نداشت. در آن هوای گرم پرسیدم چرا کولر ندارید که جواب دادند، هر وقت بقیه مردم داشتند، من هم می‌گذارم. بعد هم از ایشان خواستم که دست‌نوشته‌ای برای علما بفرستند که آقا ندادند و حکمتش بعدا معلوم شد.

چه حکمتی داشت؟

موقع برگشت در مرز ما را گرفتند و حسابی تفتیش کردند؛ پس از آن فهمیدیم علت نامه‌ندادن امام‌(ره‌) چه بود. ایشان به همه امور آگاه بود.

از آیت‌ا… بروجردی چه خاطره‌ای دارید؟

من سه سال نزد ایشان درس می‌خواندم‌. یک عالم بسیار وارسته و بزرگ بودند. کلاس‌هایشان جمعیتی بیش‌از هزار نفر داشت. تمام کسانی که می‌شناختم، از نقاط مختلف کشور خودشان را به درس آیت‌ا… بروجردی می‌رساندند. متاسفانه پیری خیلی چیزها را از یادم برده است که از آن کلاس‌ها چیز بیشتری به‌خاطرندارم.

فعالیت انقلابی

چه خاطراتی از انقلاب به یاد دارید؟

صاحب این مملکت، امام‌زمان‌(عج) است. درست به یاد دارم که حدود بیست سال قبل از انقلاب‌،حجت‌الاسلام آهوانی در نیشابور فرمودند در سنه ١۴٠٠ باید به دست آیت‌ا… خمینی(ره) کاری انجام شود؛ چون در هر صد سال توسط یکی از علمای شیعه امری به‌وجود آمده است و درست همین اتفاق هم افتاد. یک بار در درگز به جرم داشتن رساله امام(ره) به زندان افتادم. یادم هست وقتی که سرباز به‌دنبالم آمده بود، بهش گفتم دوست ندارم در کنارم راه بروی تا مردم ببینند. مطمئن باش من فرار نمی‌کنم، تو با فاصله راه برو.

او هم این کار را کرد؟

بله. از من دور شد؛ چون همه مردم که نمی‌دانستند چرا من را گرفتند و شاید برخی فکر‌های دیگری می‌کردند‌. اما بعد از تفتیش که دیدند اعلامیه یا نوشته‌ای ندارم، آزادم کردند. بعد از آن هم دو بار ساواک دنبالم کرد و چند شب متواری بودم و به خانه نمی‌آمدم تا اینکه رهایم کرد.

شما همراه با مقام معظم رهبری هم بودید؟

قبل از انقلاب که در طبس زلزله بدی آمده بود، روحانیت برای کمک به آن منطقه رفتند. مقام معظم رهبری در یک گروه دیگر بودند و ما به‌همراه شهید‌هاشمی‌نژاد بودیم.

خاطره خاصی از آن روزها در ذهنتان دارید؟

سن زیاد باعث شده برخی خاطره‌ها را فراموش کنم‌؛ اما یادم هست که به اندازه‌ای آن زلزله بد بود که مردم زیادی را آواره کرد. روحانیون برای کمک جمع شده بودند و به مردم خدمت می‌کردند.

 حمیده وحیدی

http://shahraraonline.ir/news/50798

 

پایگاه های مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در فضای مجازی :

https://www.instagram.com/ayatollah_faghih_e_sabzevari/    اینستاگرام

میرزا موسی فقیه سبزواری   در ویکی پدیا

میرزا حسین فقیه سبزواری   در ویکی پدیا

میرزا حسین فقیه سبزواری   ذر ویکی گفتاورد

مدرسه محمدیه در سبزوار   ویکی پدیا

آرامگاه میرزا موسی فقیه سبزواری    ویکی پدیا

میرزا حسین فقیه سبزواری    در بلاگفا

میرزا حسین فقیه سبزواری    در تلگرام

 

 

#باغ_رضوان

#شبستان_سبزواری

#سید_جواد_فقیه_سبزواری

#سید_صادق_فقیه_سبزواری

#فقیه_سبزواری

#آیه_الله_میرزا_موسی_فقیه_سبزواری

#آیت_الله_العظمی_حاج_میرزا_حسین_فقیه_سبزواری

#احداث_کوی_طلاب_مشهد

#مرجع_تقلید

#هدایه_الانام_رساله_عملیه

#کلید_داری_ضریح_امام_رضا_علیه_السلام

#تغییر_ضریح_امام_رضا_علیه_السلام

#تأسیس_حوزه_علمیه_مشهد

#حضور_در_واقعه_گوهرشاد

#پیشگیری_از_یهودی_ستیزی

#فتوی_برای_ملی_شدن_صنعت_نفت

#خانه_سازی_برای_سیلزدگان

#احداث_شبستان_شرقی_مسجد_جامع_سبزوار

#احداث_مدرسه_محمدیه_سبزوار

#احداث_مدرسه_علمیه_کویته_پاکستان

#احداث_مدرسه_باغ_رضوان

#احداث_مغتسل_الرضا

#احداث_تکیه_سیدها

#احداث_حسینیه_فقیه_سبزواری

#احداث_آرامستان_گلشور

#احداث_مسجد_فقیه_سبزواری

#احداث_مسجد_بهار

#تکمیل_درمانگاه_رازی

#کمکهای_بسیار_به_فقرا

#توزیع_مهر_نان_بین_طلاب

روایت نان و زمین رایگان آیت‌ا… فقیه سبزواری

شهرآرا آنلاین –  ندا معصوم – در جلسه تخصصی مشهدشناسی که با حضور رئیس سازمان اجتماعی‌وفرهنگی شهرداری مشهد، معاون گردشگری‌وزیارت سازمان، شهردار و کارشناسان گردشگری مناطق سیزده‌گانه برگزار شد، دکتر واعظ‌نیا، پژوهشگر تاریخی به‌صورت مختصر و اجمالی به تشریح تاریخ طلاب پرداخت.

روایت نان و زمین رایگان آیت‌ا… فقیه سبزواری

تشریح پژوهشگر تاریخی از محله طلاب

 

در جلسه تخصصی مشهدشناسی دکتر واعظ‌نیا، پژوهشگر تاریخی به‌صورت مختصر و اجمالی به تشریح تاریخ طلاب پرداخت.

روایت نان و زمین رایگان آیت‌ا... فقیه سبزواری

شهرآرا آنلاین –  ندا معصوم – در جلسه تخصصی مشهدشناسی که با حضور رئیس سازمان اجتماعی‌وفرهنگی شهرداری مشهد، معاون گردشگری‌وزیارت سازمان، شهردار و کارشناسان گردشگری مناطق سیزده‌گانه برگزار شد، دکتر واعظ‌نیا، پژوهشگر تاریخی به‌صورت مختصر و اجمالی به تشریح تاریخ طلاب پرداخت.

به گزارش شهرآرامحله، وی این منطقه را از محله‌های قدیمی و معروف مشهد ذکر کرد که از سوی آیت‌ا… حاج میرزاحسین فقیه سبزواری برای دانشجویان دروس مذهبی که در شهر سکونت داشتند، بنا شد و گفت: با این حال، بعدها، بسیاری از مردم عادی کم‌کم شروع به آمدن به این منطقه و زندگی در آنجا کردند.

 واعظ‌نیا یادآور شد: بعد از واقعه گوهرشاد، خیلی از روحانیون و طلاب ترک وطن کردند اما بیشتر آنان در دهه۳۰ بازگشتند. بر همین اساس، میرزاحسین فقیه سبزواری که سعی در احیای حوزه‌های مشهد

داشته است، با تولیت وقت آستان‌قدس برای در اختیار قرار دادن زمین‌های رایگان به طلاب گفت‌وگو می‌کند تا برای در اختیار قرار دادن ۲۵۰۰ قطعه زمین رایگان برای طلابی که بدون مسکن بودند، نظر مثبت تولیت را بگیرد. آیت ا… فقیه سبزواری علاوه بر این، خدمات زیادی در این محدوده داشته است؛ از جمله اینکه نانوایی احداث می‌کند تا به مردم نان رایگان دهد.

وی در ادامه درباره وجه تسمیه «التیمور» گفت: عده‌ای از خاندان تیمور در این منطقه ساکن شدند که بعدها به آل تیمور شهره شدند و حتی قلعه‌ای در این محدوده وجود داشته که تا زمان پهلوی اول باقی بوده و بعد از آن تخریب شده است.

 دکتر واعظ‌نیا با اشاره به این موضوع که طبق گزارش کتاب‌های تاریخی، جاده التیمور به محدوده‌ای می‌رسد که به لحاظ تاریخی حائز اهمیت است، گفت: اهمیت آن بیشتر به دلیل وجود

۷۰۰ سنگ نگاره‌ای است که در این محدوده به چشم می‌آید.

وی از قلعه محراب‌خان یاد کرد که در دوره صفوی برای نگهداری از متکدیان و بیماران لاعلاج شکل گرفته بود و جدا از این‌ها جذامیان هم در این محل نگهداری می‌شدند.

 این پژوهشگر درباره وجه تسمیه «دریا» بیان کرد: خراسانی‌های قدیم معمولا به محل‌های پرآب، دریا می‌گفتند و چون انتهای این خیابان به کشَف که مکانی پر از آب بوده است، می‌رسیده، نام دریا بر این خیابان ماندگار شده است.

 واعظ‌نیا از دبیرستان آیت‌ا… کاشانی که در دوره پهلوی ساخته شده است، به عنوان پایگاهی نظامی در گذشته یاد کرد که یکی از مقاوم‌ترین ساختمان‌هاست و معماری خاص و شگفت‌انگیزی دارد.

 وی با اشاره به نام حاج علی‌اصغر غفوری به‌عنوان یکی از تأثیرگذاران در این محدوده شهری گفت: بستنی دقت طلاب از ابداعات اوست که به شیوه سنتی ساخته می‌شد و فروش بالایی داشت.

این پژوهشگر با توضیح اینکه جاذبه‌های گردشگری این محدوده متعدد و گسترده‌اند ، از دودکش‌های آجری به‌عنوان ویژگی منحصربه‌فرد منطقه یاد کرد که از سال ۱۳۰۰ در این محدوده پی‌ریزی شده‌اند.

http://shahraraonline.ir/news/97868

پایگاه های مرحوم آیه الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در فضای مجازی :

https://www.instagram.com/ayatollah_faghih_e_sabzevari/    اینستاگرام

میرزا موسی فقیه سبزواری   در ویکی پدیا

میرزا حسین فقیه سبزواری   در ویکی پدیا

میرزا حسین فقیه سبزواری   ذر ویکی گفتاورد

مدرسه محمدیه در سبزوار   ویکی پدیا

آرامگاه میرزا موسی فقیه سبزواری    ویکی پدیا

میرزا حسین فقیه سبزواری    در بلاگفا

میرزا حسین فقیه سبزواری    در تلگرام

 

#باغ_رضوان

#شبستان_سبزواری

#سید_جواد_فقیه_سبزواری

#سید_صادق_فقیه_سبزواری

#فقیه_سبزواری

#آیه_الله_میرزا_موسی_فقیه_سبزواری

#آیت_الله_العظمی_حاج_میرزا_حسین_فقیه_سبزواری

#احداث_کوی_طلاب_مشهد

#مرجع_تقلید

#هدایه_الانام_رساله_عملیه

#کلید_داری_ضریح_امام_رضا_علیه_السلام

#تغییر_ضریح_امام_رضا_علیه_السلام

#تأسیس_حوزه_علمیه_مشهد

#حضور_در_واقعه_گوهرشاد

#پیشگیری_از_یهودی_ستیزی

#فتوی_برای_ملی_شدن_صنعت_نفت

#خانه_سازی_برای_سیلزدگان

#احداث_شبستان_شرقی_مسجد_جامع_سبزوار

#احداث_مدرسه_محمدیه_سبزوار

#احداث_مدرسه_علمیه_کویته_پاکستان

#احداث_مدرسه_باغ_رضوان

#احداث_مغتسل_الرضا

#احداث_تکیه_سیدها

#احداث_حسینیه_فقیه_سبزواری

#احداث_آرامستان_گلشور

#احداث_مسجد_فقیه_سبزواری

#احداث_مسجد_بهار

#تکمیل_درمانگاه_رازی

#کمکهای_بسیار_به_فقرا

#توزیع_مهر_نان_بین_طلاب